تبليغاتX
کاکوشیرازی

 منتخب اول شیراز

من با وجودی که به نظام انتخاباتی ایران ایراداتی را وارد می دانم،به نظر من عاقلانه ترین راه را رای دادن می دانم و دلایلم را برای رای دادن قبلا گفتم.اما در این که چرا یک زن در فهرست منتخبین مردم شیراز قرار گرفته است،به نظر مجموعه ای از این ایرادات باعث رای آوردن او شده است.من مخالف حضور زنها در شورای شهر نیستم .اما وقتی پوستر تبلیغاتی منتخب اول شهرمان را دیدم،فقط افسوس خوردم.

یکی از مهم ترین ایرادها به نظام انتخاباتی،سن رای دادن است؛متاسفانه قانونگذار سن رای دادن را ١٥سال تعیین کرده است.وقتی در جامعه حاضر نیستند به یک پسر ١٥ساله زن بدهند،چطور سرنوشت یک شهر یا کشور را در گرو رای یک نوجوان قرار می دهند،که در اوج احساس و بلوغ جنسی است و هنوز به پختگی نرسیده است.مثلا در کشور ژاپن سن رای دهندگان ٢١ سال است.

دومین ایراد خود احزاب هستند که هنوز به آن پختگی نرسیده اند و هنوز عقلانیت سیاسی در آنها راه نیافته است.احزاب وقتی وارد رقابتهای انتخاباتی می شوند،چنان همدیگر را تخریب می نمایند، که جایی برای رفاقت بعد از انتخابات نمی گذارند؛در حالی که مثلا در کشور آمریکا وقتی دو نامزد ریاست جمهوری از دمکراتها و جمهوریخواهان از یکدیگر انتقاد می نمایند،ولی بعد از قطعی شدن انتخاب یکی از آنها به ریاست جمهوری این انتقادها به همکاری تبدیل می شود و روی منافع ملی با یکدیگر توافق دارند و خط قرمز آنها محسوب می شود.ولی در ایران قواعد بازی سیاسی از طرف هیچ یک رعایت نمی شود.مثلا در انتخابات ریاست جمهوری ایران قبل از سوم تیر ٨٤ ،همایشی در تخریب رییس جمهور به نام صدای قدم طالبان با برگزار کننده ای آقای خانی و سخنرانی آقای آرمین در شیراز برگزار گردید،که جای تاسف داشت،که حاضر نبودند یک رقابت سالم انتخاباتی برگزار نمایند،یا جناح مقابل هم قبلا سنگ تمام برای ریاست جمهوری آقای خاتمی انجام می دادند.این دعواهای زرگری باعث می شود مردم از احزاب دلزده شوند.

یک ایراد دیگر به احزاب وارد است که خود مشوق این هستند که مردم به چهره های مشهور و احیانا زیبا سیرت رای دهند و اگر به لیستهای انتخاباتی توجه شود،افراد ورزشکار یا سینمایی یا خواهر رییس جمهور نیز در بین کاندیدها است.در حالی که آقای چمران(رئیس شورای شهر تهران) می گفت:شورای شهر جای سهم خواهی نیست و باید متخصصین امور شهری رشته امور را به دست بگیرند.و اگر فردا حسین رضازاده از طرف یکی از احزاب،کاندید ریاست جمهوری شد،نباید زیاد تعجب کرد.

سومین ایراد خود دولت است که باید یارنه ای برای حمایت از احزاب قرار دهند،که احزاب نخواهند برای تبلیغات به افراد متمول و سرمایه دار متوسل شوند و یا حتی آنها را در لیست خود قرار دهند،که مورد حمایت مالی قرار گیرند.

چهارمین ایراد متوجه اصحاب رسانه و رسانه ملی و خود کاندیدهاست،در این مدت که رسانه ملی فیلم و برنامه تولید می کرد که مردم به حضور در انتخابات تشویق نماید چقدر برنامه ساخت که اصلا مردم با عملکرد شوراها و مجلس خبرگان آشنا شوند و یا من وقتی سی دی تبلیغاتی یک کاندید شورای شهر را دیدم،فکر می کردم با یک شاعر یا خواننده اشعار سعدی روبرو هستم و برنامه شفافی برای شهر ارائه نمی داد.پس تا وقتی عامه مردم دچار فقر فرهنگی هستند،نباید از دیدن نتایج آرای این چنینی برای شهرمان تعجب نماییم.این را هم بخوانید جالب است.

تحلیلی بر نتایج انتخابات شورای شهر شیراز

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/30 ساعت | لینک ثابت |

شهادت جانسوز جواد الائمه

حضرت امام محمد تقى(ع)

را به عموم حقيقت خواهان و عاشقان اهل بيت تسليت مى گويم.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/30 ساعت | لینک ثابت

 

دیروز شیراز سفید پوش شد،سحر که برف بر روی زمین می ریخت،شاید خیلی ها تصور می کردند،که تا صبح باران بیاید و همه آن آب می شود ولی بارش برف شدیدتر شد و از آن طرف مردم غافلگیر شده بودند،ولی بجه ها خوشحال بودند که بعد از چند سال دوباره شاهد بارش برف در شیراز هستند،در خیابانها و معابر عمومی به سوی همدیگر گلوله برفی پرتاب می کردند و آدم برفی درست می کردند.

شهرداری شیراز هم همیشه در این اتفاقات ناگهانی درمانده است،بعضی تاکسی ها کرایه را دو برابر کرده بودند و حتی وقتی مسافری اعتراض کرد؛راننده تاکسی می گفت:من دارم خطر می کنم و احتمال دارد که تصادف کنم و ضرر ببینم.بعضی ماشینها داخل جدول آب رفته بودند و بعضی جاها تصادفاتی شدید شده بود؛اگر در این مواقع برف روبی در خیابانها صورت گیرد،احتمال دارد این اتفاقات کمتر صورت بگیرد؛حتی روی کلاسهاس درس تاثیر گذاشته بود و بعضی از اساتید نیامده بودند.اما خوشبختانه تاعصر دیگر برف نیامد و بارش باران از عصر شدت گرفت،وگرنه شیراز دیگر یک شهر تعطیل می شد،حتی اداره آموزش و پرورش مدارس شیفت عصر را تعطیل کرد.

نتایج انتخابات خبرگان فارس هم تا الان به این صورت اعلام شده است؛آقایان سید علی اصغر دستغیب با           ١٫٨٠٠٫٠٠٠ رای ،سید علی محمد دستغیب ٨٠٠٫٠٠٠ رای،سید احمد بهشتی٥٨٣٫٤٠٠ رای،محی الدین حائری شیرازی ٤٧٨٫٨٨٧ رای و اسدالله ایمانی ٤٥٣٫٢٢٢ رای از استان فارس به مجلس خبرگان رهبری راه یافته اند.با این که آقای سید علی محمد دستغیب دو روز قبل از پایان تبلیغات شروع به تبلیغات نمود،رتبه دوم در بین راه یافتگان مجلس خبرگان کسب کرد و آقای علوی با وجود گستردگی تبلیغاتی که داشت از راه یابی به مجلس باز ماند.

نتایج انتخابات شوراها بدین صورت است؛خانم فاطمه هوشمند(مستقل)با ٣١٠٠٠ رای،آقای مهدی خانی(ائتلاف اصلاح طلبان)،آقا علی زحمتکش(ائتلاف یاران وصال و مدیریت نوین)،آقای سید محمدکاظم دستغیب(مستقل)،آقای زین العابدین عرب(ائتلاف آبادگران شهر راز و اصولگرایان)،آقای شبیر زارع خفری(ائتلاف مدیریت نوین)،آقای عزت الله فهندژ سعدی(ائتلاف آبادگران شهر رازو اصولگرایان)،آقای مظفر مختاری(ائتلاف مدیرت نوین)،خانم معصومه زارع(ائتلاف مهتاب)،آقای سید سعید موسوی(ائتلاف اصلاح طلبان)،آقای سید محسن معین(ائتلاف آبادگران شهر راز و اصولگرایان)؛اعضای علی البدل محمد رضا نقیب زاده و محمد حق نگر از ائتلاف رایحه خوش خدمت و اصولگرایان،سید عبد الرسول میری،اسماعیل رئیسی از ائتلاف مدیریت نوین و آبادگران شهر راز و محمدرضا حاج علی.

نفر اول سی ویک هزار رای و نفر یازدهم بیست و سه هزار رای آورده اند،که بین نفر اول و یازده فقط ٧هزار رای اختلاف است.به نظر من بازنده این دوره اصولگرایان هستند با وجودی که بعضی از آنها رای آوردند،اما در دور قبل با نام ائتلاف آفتاب جلو آمدند و اکثر آنها رای آوردند،اما در این دوره دچار خودبینی وتکبر شدند و در این دوره دو گروه شدند.ائتلاف مدیرت نوین به رهبری آقای رجبی مدیر عامل مترو شیراز با سه نفر موفقیت خوبی داشتند.وجود یک نفر زن با رای بیشتر نسبت به بقیه از نکات جالب این دوره است.   

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/27 ساعت | لینک ثابت |

 

این مطلب قبل انتخابات نوشتم،ولی به دلیل این که نقد من تخریب کاندید یا ائتلاف بخصوصی نباشد،پست این مطلب را به بعد از انتخابات موکول کردم؛من در انتخابات خبرگان به افراد شاخص رای می دهم؛و انتخاب شورای شهر به یک نفر خاصی  که رای می دهم،که در مطلب قبلی گفتم.

اما به دلایلی به بعضی ائتلافها رای ندادم؛اولین ائتلافی که نقد جدی به آن دارم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/25 ساعت | لینک ثابت |

چند خطی از دکتر شریعتی: ... و اكنون، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده‌اي. اسماعيل توكيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبيلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيبايي‌ات؟ و .... من چه مي‌دانم؟ اين را بايد خود بداني و خدايت. من فقط مي‌توانم نشانيهايش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ايمان ضعيف مي‌كند، آنچه تو را در راه مسئوليت به ترديد مي افكند،آنچه دلبستگي‌اش نمي‌گذارد تا پيام حق را بشنوي و حقيقت را اعتراف كني، آنچه تو را به توجيه و تاويل‌هاي مصلحت‌جويانه و ... به فرار مي‌كشاند و عشق به او كور و كرت مي‌كند و بالاخره آنچه براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تو است! اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد يا يك شيئي، يا حالت، يا يك وضع، و يا حتي يك نقطه ضعف! تو خود آنرا هر كه هست و هر چه هست بايد به مني آوري و براي قرباني انتخاب كني.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/24 ساعت | لینک ثابت

 تنور تبلیغات انتخابات در شیراز هر روز از روز قبل داغتر می شود.در میان کاندیدهای مجلس خبرگان رهبری سه نفر چهره شاخصی هستند؛آقای حائری که امام جمعه و نماینده ولی فقیه در شیراز هست،آقایان سید علی محمد دستغیب و سید علی اصغر دستغیب که خواهرزاده شهید دستغیب می باشند؛که خیلیها فکر می کنند این دو نفر فرزندان شهید می باشند.دیگر کاندیدها که آقای ایمانی نیز چهره معروفی،بیست سال و اندی امام جمعه کازرون و حالا امام جمعه بوشهر است؛آقایان علوی،فاطمی،شب زنده دار،فقیه و بهشتی از چهره های گمنام هستند.

داغتر از همه چیز این تبلیغات شوراها است که در این چند روز شروع شده است؛حتی به تابلوهای راهنمایی و رانندگی هم رحم نکرده اند و بر روی آنها پلاکارد و پوستر چسبانده اند.یک نکات جالبی، تبلیغات امسال دارد.

از همه چیز جالبتر حضور آقای انجوی نژاد در انتخابات است و آن هم این که از اعضای کانون فرهنگی رهپویان وصال ائتلافی را معرفی نموده است به نام یاران وصال؛آقای انجوی در این چند سال با کانون وحسینیه سیدالشهدا که در خیابان شهید آقایی راه انداخت به یک چهره جوان پسند در میان جوانان بالاخص دخترها تبدیل شده است.آقای مهدی خانی که دور قبل در ائتلاف اصولگرایان بود حالا نامش به لیست اصلاح طلبان افزوده شده است؛در مدتی که در شورا بود،جزو اقلیت بود.لیستهای مختلفی مثل ائتلاف آبادگران شهر راز،که بیشتر از چهره های اصولگرایان هستند،مثل آقای هاجری که پاسدار بوده و در لیست خودش را کارشناس معرفی کرده است؛یا ائتلاف گروه مدیریت نوین که آقای رجبی مدیر عامل مترو شیراز از این گروه حمایت می کند.اما به نظر من چهره های ائتلاف اصلاح طلبان بیشتر از اقشار بازاری هستند که متمول می باشند.بیشتر تبلیغات در سطح شهر به صورت فردی می باشد.

اما من در بین این چهره ها از حجه الاسلام سید عبدالرسول میری خوشم می آید،که عضو فعلی شورا می باشد؛پارسال ما بچه های خیابان بنی هاشمی برای یک کار فرهنگی نیاز به همکاری اعضاء شورای شهر داشتیم،هر چه با آنها مکاتبه کردیم هیچ یک جواب ما را نداد؛فقط آقای میر بود که قبول کرد و بیاید از کار ما بازدید کند،وقی آمد او را اولش نشناختیم؛فکر کردیم مثل بقیه با دبدبه و کبکبه می آید؛ولی تنها آمد و ماشینش پژو مدل 1975 سورمه ای بود.کانون فرهنگی ما را دید و الحق در آن برهه زمانی خیلی به ما کمک کرد.

یاد یک صحبت دکتر شریعتی افتادم؛یک بار یکی از دانشجوها از ایشان پرسید:ماهیت بر وجود مقدم است یا وجود بر ماهیت؟ و دکتر شهید از او پرسیدند: اهل کجایی؟ و او جواب داد:اهل سبزوار.دکتر با شوخی جواب دادند:اگر شهردار سبزوار جاده خاکی بین روستای مزینان(محل تولد دکتر) به سبزوار را آسفالت کند،هم بر وجود مقدم است و هم بر ماهیت.

این فرمایش دکتر شده است اندر حکایت من.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/19 ساعت | لینک ثابت |

 

عصر چهارشنبه خانه یکی از دوستانم در دستخضر رفتم.دستخضر از توابع شیراز حساب می شود،ولی در تقسیمات شهری جزو شیراز به حساب نمی آید و یک روستا محسوب می گردد.در موقع نماز مغرب و عشاء به مسجد محل رفتیم،بعد از نماز، امام جماعت مسجد گفت:یکی از کاندیدهای شورای شهر آمده است که برای اهالی صحبت کند.ما از مسجد بیرون آمدیم.دوستم می گفت:بیچاره فکر کرده اینجا جزو شیراز است و گرنه به خودش زحمت نمی داد تا اینجا بیاید.

حداقل به نظر من بعضی از آقایان کاندید در زمان انتخابات یادشان می آید،که به محلات فقیر نشین هم که برای این که خودشان را نشان بدهند یک سری بزنند.در انتخابات دور قبل شورای شهر شیراز یکی از دوستانم گفت:تعدادی از شعرا به یک محفل شعر و شاعری دعوت شده اند،که محلش در یکی از تالارهای بالای شهر بوده است و بعد از مراسم، شام مهمان یکی از کاندیدهای آن دوره به صرف پیتزا بوده اند.خوشبختانه آن کاندید رای نیاورد و گرنه معلوم نبود چه بلایی بر سر بودجه شهر می رفت،اگر می خواست همیشه این طور بذل و بخشش کند،دیگر دیگ بودجه شهرداری سوراخ می شد.همیشه آقای قادری شهردار شیراز دم از این می زند که بودجه شیراز در آخر سال به ته می رسد و کسر بودجه دارند.من که نفهمیدم این همه کسر بودجه از کجا می آید.شاید اگر امام زمان بیاید و  اوضاع را سامان دهد.آخر آقای بیانک عضو شورای شهر در دور اول دست به یک افشاگری زد،که متن آن در روزنامه خبر است؛ادعا می کرد مبلغ نیم میلیارد تومان از بودجه شهرداری بدون حساب مشخصی خرج شده است.یا آقای خانی عضو فعلی شورای شهر در روزنامه خبر؛خبری به نقل از ایشان درج شده بود،که این عوارضی که اعضاء شورای شهر برای بعضی موارد با کارمزد تعیین کرده بودند،ربا است و ایشان و امام جمعه شیراز به این امر اعتراض کرده بودند.یا خود شهردار محترم آقای قادری ادعا می کردند تمام مشکلاتی که شهرداری با آن مواجه است به خاطر عملکرد ١٥ ساله گذشته شهرداران سابق می باشد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/17 ساعت | لینک ثابت |

اخیرا تبلیغات انتخابات مجلس خبرگان رهبری که در استان فارس شروع شده است؛یکی از کاندیداها که در دور قبل نیز رای نیاورد،اقدام به ساختن یک فیلم مستند از عملکرد خود نموده است و در سطح شیراز به طور گسترده ای توزیع نموده است؛در این فیلم از عملکرد خود در ساختن باغشهرهای در سطح استان فارس دفاع نموده است و ادعا شده است که با همکاری منابع طبیعی استان،این زمینها تفکیک شده است و تبدیل به باغات زیتون شده است و در اختیار مردم قرار گرفته است؛در این مستند خبرنگاری بین مردم شیراز می رود و از آنها می پرسد این زمینها مال کیست؟و مردم جواب می دهند: مال فلانی است. بعد از صاحبان آن زمینها می پرسد:"آیا زمینها مال فلانی است"که جواب آنها منفی است.

در این نوشته من قصد تخریب این شخصیت را ندارم،که به نظر من از شخصیتهای بنام استان می باشد.ولی چیزی که باید مرسوم شود و نیک است که روحانیت باید در این سالیانی که از انقلاب می گذرد باید به نقد خویش بپردازند،تا همان طور که مردم از حکومت قبلی رویگردان شدند،از اینهایی که الان نیز در مسند قدرت هستند رویگردان نشوند.گرنه اکثر روحانیت در مسند قدرت نیستند و تعدادی که اینک با داشتن قدرت یکسری کارهای انجام می دهند که شاید مورد وهن است را ترک نمایند.شاید که همان طور که سیره ائمه(ع) بر آباد کردن زمینها بایر بود و آنها را وقف می نمودند.این سنت حسنه نیز الان ادامه پیدا می کرد.ولی افسوس که این زمینهای که بین مردم تقسیم می گردد، به نوعی بین منابع طبیعی و روستائیان که در اطراف این زمینها زندگی می کنند،در سر تملک این زمینها در گیری است و حالا درگیری به جای دیگری منتقل شده است و با موسسه فلاحت در فراغت درگیر می باشند.شاید بهتر بود این طرحها با نام روحانیت گره نمی خورد،همان طور که سیره خیلی از علماء از صدر اسلام تاکنون بر این بوده که زندگی همراه با ساده زیستی داشته باشند، ومحل ارتزاق آنها از سهم امام بوده است.

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/15 ساعت | لینک ثابت |

---------------------------

تو را غايب ناميده اند، چون ظاهر نيستي، نه اينكه حاضر نباشي.غيبت به معناي حاضرنبودن، تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند، فرق ميان ظهور و حضور را نمي دانند، آمدنت كه در انتظار آنيم به معناي ظهور است، نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را. وقتي ظاهر مي شوي، همه انگشت حيرت به دندان مي گزند با تعجب مي گويند كه تو را پيش از اين هم ديده اند. و راست مي گويند، چرا كه تو در ميان مائي، زيرا امام مائي. جمعه كه از راه مي رسد، صاحبدلان دل از دست مي دهند و قرار از كف مي نهند و قافله دل هاي بي قرار روي به قبله مي كنند و آمدنت را به انتظار مي نشينند ... .

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/09 ساعت | لینک ثابت |

تا اطلاع ثانوی از شرکت در تمام میادین فوتبال محروم شدیم، شاید خیلی ها از این خبر ناراحت شدند، شاید در کل خبر جالبی نباشد، ولی به نظر من خبر امیدوار کننده بود، از این جهت که شاید مسئولان سر عقل بیایند و منافع ملی را بازیچه دعواهای سیاسی خود نکنند.آقای دادکان شاید چندان هم بی تقصیر نبود در نتایجی که تیم ایران در جام جهانی کسب کرده بود، ولی خودش قبل از جام جهانی اظهار کرده بود، که بعد از جام جهانی کنار می رود و استعفاء می دهد، ولی در پی نتایجی که تیم ملی کسب کرد، وقتی به ایران برگشت، به او حتی فرصت استعفاء ندادند و بدون هیچ توضیحی او را بر کنار نمودند.آنهایی که قضایای پشت پرده فوتبال ایران را دنبال می کنند، می دانند که بین دادکان و علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی قبل از بازیها اختلافات زیادی بود و دو بار با واسطه گری رئیس جمهور آشتی نمودند.بجای این که دعواها و اختلافات خود را بروز بدهند، می توانستند از او بخواهند استعفاء بدهد و کار به اینجاها کشیده نشود ولی من چندان امیدی به پایان این انتقام گیریهای سیاسی ندارم ولی فقط دودش تو چشم مردم می رود. 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/06 ساعت | لینک ثابت |

  يکي از چهره‌هاي برجسته حوزه علميه قم، آيت‌الله العظمي ميرزا جواد تبريزي توسط مردم قم و شمار زيادي از علاقه‌مندان وي که از شهرها و حتي برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس به قم آمده بودند، تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شد.من که شاهد تشييع جنازه از تلویزیون بودم، شاهد حضور هزاران نفر در اين تشييع بودم که با عشق و علاقه و با چهره‌هايي مضطرب و در عين حال شائق، در اين تشييع شرکت کرده بودند. روشن است که تصاوير اين تشييع جنازه بر اساس آنچه که از زواياي مختلف فيلمبرداري شده، در رسانه‌هاي تصويري قابل رؤيت خواهد بود.اگر قدري به گذشته مراجعه کنيم، فراوانند کساني که تشييع جنازه آيت‌الله العظمي بروجردي را به خاطر دارند و از فراواني جمعيتي که آن روز در قم اجتماع کردند، خاطره‌ها مي‌گويند. خود ما نيز خاطره تشييع پيکر برخي از مراجع ديگر قم از جمله حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني را به خاطر داريم. و در رأس آنان، تشييع امام امت که شايد بي‌مانندترين تشييع‌ انجام شده در تاريخ است.اما جداي از آن که اين تشييع عشق و علاقه وافر مردم را به مرجعيت نشان مي‌دهد، اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که مي‌بايست به آن توجه کرد.در درجه اول، براي کارگزاران حکومتي و دولتي که به اسم جمهوري اسلامي و دولت ديني رشته امور را در دست دارند. آنان مي توانند با ملاحظه اين تصاوير دريابند که ايمان مردم در اصل به دين است و قدرت و سکان داري بدون اعتناي به دين و دينداري و اهميت دادن به شرع و احکام ديني و دفاع از حقوق شرعي مردم، چيزي نيست که ارزشي داشته باشد. آن چه که مردم از آن تقدير مي کنند، متن حق و حقيقت است، چه صاحب آن بر سرير قدرت باشد يا در حاشيه و خانه و مدرسه سرگرم درس و بحث. اين علم و تقواست که مردم از آن تقدير مي‌کنند.اما يک گوشه ديگر اين تشييع جنازه، درسي براي لائيک‌هاي ماست که تصور مي‌کنند هرچه دنيا جلوتر مي رود، مردم بي دين تر مي شوند و گويا فرهنگ جديد غربي حرف اولين و آخرين را مي‌زد. اين جماعت، با کمال تأسف، صد سال است که همين خيال خام و اشتباه را مي‌کنند. اما هر بار که مرجعي مي‌ميرد و موج جمعيت در تشييع آنان حاضر مي شود، در مي يابند که تاکنون به خطا رفتند و مردم همانجا، يعني سرجاي اصلي خودشان، ايستاده اند. شک نبايد کرد که حتي اگر مردم براي مدتي آن راه و رسم را فراموش کرده و دنبال اين و آن بروند، باز در وقت حساس، حس باطني و علائق ايماني خود را در ارتباط با استوانه‌هاي علم و تقوا نشان مي دهند و امروز يکي از آن روزها بود.روشن است که در ميان تشييع جنازه‌هايي که انجام مي‌شود، چنين جمعيت‌هايي در اين وسعت و با اين عشق و علاقه، تنها براي مراجع ديني اجتماع مي کند. اين امر البته منحصر به مسلمانان نيست. اين حضور نشانگر آن است که مردم، پيرو آناني هستند که بر دلهايشان حکومت مي‌کنند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/03 ساعت | لینک ثابت |
آیت الله میرزا جواد تبریزی

در گذشت این عالم ربانی را به شیعیان راستین تسلیت عرض می نمایم.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/09/01 ساعت | لینک ثابت