تبليغاتX
کاکوشیرازی

آب و عطش در محرم در حادثه کربلا،آب و عطش لازم و ملزوم یکدیگرند.کاروان ابا عبد الله،کنار فرات‏فرود آمد، لیکن سپاه ابن سعد،فرات را به محاصره گرفت و آب را به روی امام حسین‏«ع‏» و اهل بیت و اصحابش بست و میان امام و آب فاصله انداختند تا هم زودتر حسین‏«ع‏»را به‏تسلیم وادارند و هم از خاندان رسالت انتقام بگیرند.به نقل مورخان،از سه روز قبل از عاشورابا محاصره فرات،خیمه گاه امام در مضیقه بی آبی قرار گرفت و کودکان اهل بیت را با دیدن رودفرات،تاب تحمل عطش کمتر می‏شد.منع آب از زنان و کودکان و افراد عادی(بویژه غیرنظامیان)در همه ادیان و مذاهب،غیر قانونی و عملی غیر انسانی است،بویژه در اسلام. سپاه اموی با بستن آب به روی یاران و فرزندان حسین‏«ع‏»،این کار خلاف شرع ومغایر با شرافت انسانی و جرم جنگی را مرتکب شدند و کسانی همچون مهاجرین اوس،عمرو بن حجاج و عبد الله بن حصین به این عمل مباهات می‏کردند و زخم زبان می‏زدندکه:حسین!از این آب،درندگان و پرندگان می‏خورند ولی تو حق نداری از آن بچشی! مساله‏«آب‏»،در ابعاد و صحنه‏های مختلف نهضت عاشورا مطرح است،از قبیل:فرات‏و نهر علقمه،مشک و عباس،کودکان و العطش،علی اصغر و تیر حرمله،سقایی وعلمداری،سنگابخانه، آب خنک و سلام بر حسین،غسل زیارت،لبهای تشنه،بستن آب‏در کربلا،مراسم طشت گذاری،مهریه فاطمه،برداشتن کام با آب فرات،سیراب کردن‏سپاه حر و ... تشنگی کودکان و شهادت حسین با لب تشنه از فرازهای برجسته این حادثه است.وقتی امام سجاد«ع‏»نیز پیکر امام را دفن کرد،با انگشت روی قبر پدر نوشت:«هذا قبرالحسین بن علی بن ابی طالب،الذی قتلوه عطشانا». از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و می‏مکید حاتم ز قحط آب،سلیمان کربلا   بسیار گریست تا که بی تاب شد،آب خون ریخت ز دیدگان و خوناب شد،آب از شدت تشنه کامی‏ات،ای سقا آن روز ز شرم روی تو آب شد،آب   آب،شرمنده ایثار علمدار تو شد که چرا تشنه از او اینهمه بی‏باک گذشت بود لب تشنه لبهای تو صد رود فرات رود بی‏تاب،کنار تو عطشناک گذشت بر تو بستند اگر آب،سواران سراب دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت  آب،رمز طلب و تشنگی و الگوی عطشهای حیات بخش است و آنان که از آب هم‏استغنا و بی‏نیازی نشان می‏دهند و تشنگی را طالبند،به آب حیات و سیرابی جان می‏رسند.

به گفته مولانا:

آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/30 ساعت | لینک ثابت

مدتی شد،که تشریف نداشتم و دوستان من بحمدالله از خیر و شر من راحت و آسوده بودند.تحمل دوری من،کار سختی نیست و فقط کافی است که بخواهید؛منتهی مگر می شود دوری دوستان را تحمل کرد و خود را از دید و دوربین دوستان(و ایضا و احتمالا دشمنان!)مخفی و مستتر کرد؟مگر که نفرموده اند:پری رو تاب مستوری ندارد؟

اعتراض وارده:آقا رو! چه خودش را می گیره!بستنی می خوری؟!.......

البته در نبود من،همچین اتفاقات خاصی هم نیفتاده است، که حالا دریغ بخورم که چرا نبودم تا به آن گیر بدهم.فقط از آن مدتی که من خانه به دوش شدم،اینترنتم یک مدتی بالاجبار تعطیل شده است،جزو برج سازهای کوچولو شیراز شدم و مشغول ساختن یک خانه نقلی در جنوب شیراز واقع در خیابان مسلم شده ام.دیگر دستم با شهرداری در یک کاسه یکی شده،دیگر نمی شود به شهرداری گیر داد ولی این روزها خبرهای جالبی از شورای دور سوم شیراز به گوش می رسد،انگار خانم هوشمند منتخب اول شیراز خواب ریاست بر صندلی شورای شهر دیده،عنقریب که خوابشان تعبیر بشود،فاتحه شیراز را باید بخوانیم.

شهردار محترم شیراز هم فرموده اند:مردم شیراز هم کمی با شهرداری نامهربانی می کنند.که من معنی این حرفش نفهمیدم،ولی خواستم چیزی بنویسم،ترسیدم شهرداری که تا حالا همه جور عوارضی از ساخت و سازها می گیرد،دیدی فردا هم روی وبلاگ نویسی عوارض تعیین کرد.(این حرف من نشنیده بگیرید)

اخیرا قیمت گوجه فرنگی در شیراز به١٢٠٠ تومان رسیده است و دلیل این گرانی هم معلوم است.ریاست تعاونی میوه و سبزی فرموده اند:مسبب اصلی گرانی گوجه مردم هستند که حاضرند به هر قیمتی گوجه بخرند.

به نظر من جهت کاهش گوجه فرنگی مردم تا اطلاع ثانوی از مصرف آن پرهیز کنند.مثل مصرف گاز شهری که در اخبار اعلام می کنند مردم در مصرف گاز صرفه جویی کنند و من چشمم را می بندم که گاز از ترکیه به اروپا صادر می کنند،آخر هر چی باشه به قول مادربزرگ من آنها از ما برترند.

حالا این مدتی که دو هفته یک بار به روز می شوم،امیدوارم دوستان که از دوری من دلتنگ و دشمنان از نبود من خوشحالند،به بزرگی خودشان مرا ببخشند.       

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/27 ساعت | لینک ثابت |

هرکه درراه خدا محکم و استوارباشد ، مصائب دنيا بر وي سبک آيد ، گرچه تکه تکه شود.

" امام هادي عليه السلام  "

دهمين پيشواي شيعيان، حضرت امام علي بن محمد الهادي عليهالسلام در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در " صريا " ، منطقه اي واقع در 6 کيلومتري مدينه متولد شد . نام مبارک ايشان" علي " ، کنيه اش " ابوالحسن " ، و القاب اين بزرگوار : نجيب ، مرتضي ، هادي ، نقي ، عالم ، فقيه ، امين، مؤتمن، طيب  و عسکري(1) مي باشد که مشهورتر از همه " هادي " و " نقي " است .

پدر گرامي آن حضرت ، امام جواد عليه السلام و مادر ايشان بانوي گرانقدر و با فضيلتي به نام " سمانه مغربيه " است که به " سيده ام الفضل" معروف بود(2) . محمد بن فرج مي گويد :

" ابوجعفر ، محمد بن علي عليه السلام مرا خواست و فرمود : کارواني از را ه مي رسد که برده فروشي در ميان آن است و کنيزاني همراه خود دارد. " سپس هفتاد دينار به من داد و امر کرد با آن ، کنيزي را با مشخصاتي که داد ، بخرم.

من ماموريت را انجام دادم . اين کنيز که " ام ولد" ( به کنيزي ام ولد گفته مي شود که از صاحب خود داراي فرزند شود  که همين خصوصيت موجب آزادي او پس از مرگ مالکش مي گردد ) بود ، همان مادر " ابوالحسن" عليه السلام است .(3)

قدر و منزلت اين بانوي گرامي بدان پايه بود که امام هادي عليه السلام درباره اش فرمود : " مادرم عارف به حق من مي باشد و اهل بهشت است . شيطان سرکش به او نزديک نمي شود ، مکر زورگوي لجوج به وي نمي رسد ،  خداوند حافظ و نگهبان اوست و او در زمره مادران صديق و صالحان قرار دارد ."(4)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/14 ساعت | لینک ثابت

امام هادي عليه السلام:        

" بهتر از نيكي، نيكوكار است، و زيباتر از زيبايي، گوينده آن است و برتر از علم ، حامل آن و بدتر از بدي، عامل آن است و وحشتناك تر از وحشت، آورنده آن است."(1)

حضرت علي بن محمد عليهما السلام ملقب به " هادي"، دهمين امام شيعيان است. ايشان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در " صريا" متولد گشت.

آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند(2)، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا( عسكر) برده و تا آخر عمر پربركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام ، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام وابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/14 ساعت | لینک ثابت

1. علم

از آن حضرت در خصوص تنزيه آفريننده تعالى و يگانگى او و نيز پاسخهاى وى در مسايل و علوم مختلف روايات فراوانى نقل شده است.

از جمله رواياتى كه از آن حضرت درباره تنزيه خداوند نقل شده، روايتى است كه حسن بن على بن شعبه در تحف العقول آورده است. در آنجا امام هادى (ع) مى‏فرمايد: به راستى خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف كرده. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجزند و اوهام بدو نرسند و تصورات به كنه او پى نبرند و در ديده‏ها نگنجد. در نزديكى‏اش دور است و در دورى‏اش نزديك. چگونگى را پديد كرده بدون آن كه گفته شود خود او چگونه است و مكان را آفريده بدون آن كه خود مكانى داشته باشد، از چگونگى و از مكان بركنار است‏ ، يكتا و يگانه است. شكوه و ابهتش بزرگ و نامهايش پاك است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/14 ساعت | لینک ثابت

فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة

پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت.

فرازی از خطابه غديرپيامبر خدا (صلی الله عليه وآله)

 خطابه غدير تنها خطابه ايست که پيامبر خدا (صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برای همگان واجب دانسته اند،بلکه رساندنش به ديگران را نيز بر ما تکليف نموده اند و اين امر در مورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد. گروه جنبش غدير اين جمله را در صدر اساسنامه فعاليتهای خود قرار داده و می کوشد این خطابه که در واقع آخرينخطابه و وصيت نامه رسول خدا (صلی الله عليه وآله) برای تمامي نسل بشر می باشد را بدون هيچ کم و کاست به گوش کسانی که از آن بی خبرند، برساند.

برای مشاهده متن کامل خطبه غدير اينجا را کليک کنيد

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/14 ساعت | لینک ثابت


امام محمد باقر عليه السلام پنجمين اختر فروزان آسمان امامت، هفتمين گوهر عرش عصمت، شكافنده و تبيين كننده علوم اسلامي است. امامي كه سراسر زندگي‌اش نور بود، و همه لحظات عمر با بركتش، در راه ارشاد و هدايت انسان‌ها به پايان رسيد. امامي كه از زمينه سازي‌هاي پدرش امام سجاد عليه السلام در راستاي معرفي مكتب تشيع، و مبارزه با طاغوت‌ها، بهره‌برداري بسيار كرد، و با تربيت شاگردان برجسته، و تبيين فقه ناب اسلام و اهل‌بيت عليه السلام، بزرگترين قدم را براي شناسايي تشيع و مكتب اهل بيت عليه السلام برداشت. او در سن چهارده سالگي در كربلا و ماجراي عاشوراي حسيني حضور داشت، و در سفر كوفه و شام، همراه پدر، همه ماجراها را مي ديد، و براساس فرهنگ عاشورا تربيت شد. او تجسمي از ارزشهاي والاي انساني و كمالات اخلاقي بود و همه لحظه هاي زندگي درخشانش، درسهاي بزرگ انساني را الهام مي بخشيد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/07 ساعت | لینک ثابت |



پيش از اين با نام "بم" ؛ ياد رطب هاي شيرين و پرتقال هاي آبدار بمي و مهمتر از همه ارگ زيباي بم، بزرگترين نماي خشتي تاريخي جهان در ذهن ها تداعي مي شد... اما چند سالي است كه نام "بم" ما را به ياد فاجعه اي بزرگ و درد و غمي جانكاه مي اندازد. فاجعه اي كه مدتها، نه تنها دل هاي ما ايرانيان، كه دنيايي را عزادار كرد ... ولي با گذشت سال ها گرد فراموشي چونان همه آنچه كه فراموش مي شوند؛ بر روي خاطرات دردناك بم نشست! اما مگر آنان كه عزيزانشان را، نزديك ترين كسانشان را؛ پدر و مادرشان را در بم از دست دادند و هنوز خانه هايشان نيمه ويران است و خيابان هايشان پر از خاطرات  تلخ آن روزها؛ مي توانند داغي را كه روزگار بر دل هايشان نشانده از ياد ببرند! آنچه كه بر بم گذشت؛ نه با طي شدن سال ها و نه ساخته شدن همه شهر و نه حتي گذشتن نسلي؛ نه فراموش مي شود و نه اثراتش ترميم.... بي شك اگر ما و مسئولين بيش از اين تلاش نكنيم نسل هاي بعد از اين هم متاثر از فاجعه بم بزرگ خواهند شد...


نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/05 ساعت | لینک ثابت |

مسيحاي موعود

چهارم دي ماه هر سال يادآور فرخنده روز ميلاد حضرت عيسي بن مريم (ع)  است كه در تاريكي هاي جهل و خشونت، آواي خوش مهر و محبت را سرداد. پيامبري كه نه تنها در طول حيات خويش مهجور ماند بلكه با گذشت بيش از 2000 سال از ميلادش هنوز در حقيقي بودن اين نبي الهي شك مي كنند ، " برونو باوئر" و "ارنست رنان " از پيشگامان اين نظريه معتقدند كه " وجود عيسي مولود افسانه ها و ادياني بوده است كه در قرن دوم ميلادي از در هم آميخته شدن حكمت الهي يهود و الهيات يوناني و رومي پيدا شده است."(1) و يا برخي آن را زاييده خيال يهوديان به ستوه آمده از ظلم پادشاهان يهودا و امپراتوري روم مي دانند. يهودياني كه انبياي بني اسراييل در طول زماني دراز از پايان رسالت موسي (ع) در حدود قرن 14 ق م  به آنان بشارت داده بودند كه مسيحا ظهور مي كند و آنان را از ظلم ستمكاران رهايي مي بخشد و به آنان آزادي و رهايي از يوغ اسارات را هديه مي كند، پيروان اين نظريه معتقدند كه ذهن خسته و آشفته يهوديان زير ستم ، با خلق اين انسان افسانه اي به ايمان خود تجسم بخشيدند. دلايلي كه اين مدعيان ارائه مي دهند از آنجا نشات مي گيرد كه داستان هاي مربوط به حضرت مسيح (ع ) در اناجيل اربعه چنان با افسانه آميخته است كه واقعي بودن اين فرد را نامحتمل مي سازد ؛ علاوه بر اين اينان مدعي اند كه منابع تاريخ باستان در آن دوره زماني درباره اين امر مهم سكوت اختيار كرده اند؛ ويا دليل مي آورند كه اناجيل اربعه با فاصله زماني قابل توجه نسبت به زمان بعتث حضرت مسيح نگاشته شده است به طوري كه " محققين اكنون با يكديگر موافقند كه انجيل مرقس از همه اناجيل كهن تر است و شايد در حدود سال 60 ميلادي نوشته شده باشد... و انجيل متي و لوقا مربوط به بيست يا سي سال پس از تحرير انجيل مرقس هستند. "(2)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/04 ساعت | لینک ثابت

 


هيچ باغباني را سرزنش نمي‌کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچين کشيده است، چون باغ بي‌ديوار از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي‌ماند. هيچ‌کس هم با نام (آزادي) ديوار خانه خود را برنمي‌‌دارد و شب‌ها در حياطش را باز نمي‌گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدي است. هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذاران نمي‌گذارد تا بدرخشد، جلوه کند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر، ربوده مي‌شود. هرچه که قيمتي‌تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مي‌رود. هر چه که نفيس‌تر باشد، بيم ربودن و غارتش بيشترو مواظبتش لازم‌تر. اگر در شيشه عطر را باز بگذاري، عطرش مي‌پرد. اگر رشته مرواريدت را در کمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي گم مي‌شود. گوهر عفاف را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشند. زن به خاطر لطافتي که دارد، نبايد در دست‌هاي خشن کامجويان ديو سيرت که نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند، يا زير پايشان له کنند. زن به خاطر عصمتي که دارد و ميراث دار پاکي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه گردد. گوهر عفاف و پاکي، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل خانه نيست. دزدان ايمان و غارت‌گران شرف نيز فراوانند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/04 ساعت | لینک ثابت
منتخب اول شیراز رموز موفقیت خودش را گفت.شاید منم یاد بگیرم و در دور بعدی موفق بشوم.مصاحبه خانم هوشمند با فارس نگار و البته رموز موفقیت ایشان عبارت است از جوانی دانشجو بودن و مهم تر ازهمه زیبایی.

عکس ایشان قبل از رای آوردن و نظر آیت الله العظمی صاف گلپایگانی در مورد حضور بانوان در شوراها جالب است.حتما ایشان از قضایا انتخابات در جریان بوده است که این مطلب را گفته اند و گرنه هیچ کس با حضور سالم زنان در شوراها مخالف نیست.

خدا شاید به شیرازیها لطف و محبت داشته است،که او رای آورد؛ولی نمی دانم این همه مهندس و دکتر چگونه رای نیاوردند.اینها را هم بخوانید جالب است.

  1. غریزه اصلی_سید مهدی طاهری
  2. انتخابات_خاتون عشق
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/03 ساعت | لینک ثابت


حج در اسلام، ذخيره‏اى ارزشمند، بلند پايه و جاويد و چشمه‏اى هميشه جوشان با جويبارهاى گوارا، زلال و يك مكتب سازنده و بالنده است و همواره تشنگان را به سوى خود مى‏طلبد تا به آنها حيات و نشاط ببخشد.حج، تنها يك عبادت محض و خودسازى بدون توجه به اجتماع نيست؛ بلكه حج: در عين آن كه خودسازى است، وسيله جامعه‌سازى است. و در عين آن كه موجب ارتقاء فضائل اخلاقى است، وسيله‏اى براى سامان بخشيدن سياست اسلامى است. و در عين آن كه گناه‌زدائى است، وسيله‏اى براى امام شناسى، و حركت در مسير جهت‌گيرى امام بر حق است.

با كمال تأسف، بيشتر حاجيان، از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت كرده و مغز آن را به دور افكنده‏اند، و يا اين كه حج را وسيله تفريح و سير و سياحت و يا تظاهر و تهيه وسائل مادى و شخصى خود قرار داده‏اند، و هرگز به روح آن توجه نمى‏كنند. روشن است كه چنين حجى، حج ابراهيمى و حج محمدى(ص) نخواهد بود.

حج در اسلام در عين اين كه پاكترين و عميق‌ترين عبادت براى تطهير و شستشوى روح و روان از هر گونه آلودگى است، مؤثرترين وسيله براى تبيين و پيشبرد اهداف سياسى است، و اصولاً نمى‏توان حج را از دو خصيصه «عبادت» و «سياست» جدا كرد، كه اين دو تار و پود حج را تشكيل مى‏دهند، چرا كه روح عبادت، توجه به خدا است، و روح سياست توجه به خلق خدا، و اين دو در مراسم حج آنچنان به هم آميخته‏اند كه جدا كردن هر يك، مساوى با نابودى اصل حج است، به عبارت روشن‌تر امور سياسى در سطح عالى و كامل، آنچنان در يكايك دستورهاى حج، جريان دارد، كه خون در پيكر انسان جارى و سارى است، و آنان كه منهاى توجه به جنبه‏هاى سياسى حج، به انجام مراسم حج مى‏پردازند، و تنها به پوسته‏اى از ظواهر عبادى حج قناعت مى‏كنند، قطعاً بدانند كه حج را از محتوايش خارج كرده، و هيچ گونه بهره صحيح از آن نخواهند برد، براى دريافت اين مطلب به روايت زير توجه كنيد:

عصر امام باقر عليه السلام بود، طاغوتيان بنى‌اميه بر سراسر نقاط اسلامى حكومت مى‏كردند، اكثر مردم دنباله رو آنها بودند، و از اسلام جز پوستى ديده نمى‏شد، حج آنها نيز همان حج طاغوتى بود، در ظاهر طواف كعبه مى‏كردند و فرياد لبيك لبيك، سر مى‏دادند، ولى امام حق را نمى‏شناختند، و يا اگر شناخته بودند، به جاى پيروى از او، به دنبال طاغوت عصر، حركت مى‏نمودند.

امام باقر عليه السلام همراه يكى از روشن‌دلان به نام ابو بصير، در مراسم حج شركت نمود، ابوبصير، ناله و فرياد و صداى گريه بسيار شنيده گفت: «ما اَكْثَرَ الْحَجيجُ وَ اَعْظَمَ الضَّجِيجُ»؛ «چقدر حاجى زياد است، و گريه مردم، عظيم و گسترده مى‏باشد.»

امام باقر عليه السلام (كه به روح حج توجه داشت و هرگز فريب ظاهر را نمى‏خورد، و حج ابوجهلى را از حج ابراهيمى، كاملاً تشخيص مى‏داد)، به ابوبصير فرمود: «بَلْ ما اَكْثَرَ الضَّجِيجُ وَ اَقَلَّ الْحَجيِجُ»؛ «بلكه گريه كننده بسيار است، اما حاجى اندك ...»

جمعى از كوته‌بينان، به خاطر عدم درك محتواى عميق اجتماعى ـ سياسى حج، با تبليغات دامنه‌دار خود باور انداخته‏اند كه نبايد حج را با مسائل سياسى در آميخت.

حضرت امام خمينى - قدس سره - اين گونه منطق سست را به شدت محكوم كرده، و در فرازى از گفتارش مى‏گويد:

«يكى از فلسفه‏هاى بزرگ حج، قضيه بُعد سياسى او است، كه دست‏هاى جنايتكار، از همه اطراف، براى كوبيدن اين بُعد در كار هستند، و تبليغات دامنه‏دار آنها مع‏الاسف در مسلمين هم تأثير كرده كه مسلمين سفر حج را بسيارشان يك عبادت خشك خالى بدون توجه به مصالح مسلمين مى‏دانند، حج از آن روزى كه تولد پيدا كرده است، اهميت بعد سياسى‏اش كمتر از بعد عبادى‏اش نيست، بعد سياسى علاوه بر سياستش، خودش عبادت است.» در فراز ديگر مى‏گويد: در لبيّك لبيّك، «نه» بر همه بت‏ها گوييد و فرياد «لا» بر همه طاغوت‏ها و طاغوتچه‏ها كشيد، و در طواف حرم خدا كه نشانه عشق به حق است، دل را از ديگران تهى كنيد و جان را از خوف غير حق پاك سازيد، و به موازات عشق به حق از بتهاى بزرگ و كوچك، و طاغوت‏ها و وابستگانشان، برائت جوييد كه خداى تعالى و دوستان او، از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان برى‏ء هستند... و با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات رويد، و در هر موقف به اطمينان قلب بر وعده‏هاى حق و حكومت مستضعفان بيفزاييد، و با سكوت و سكون، تفكر در آيات حق كنيد و به فكر نجات محرومان و مستضعفان از چنگال استكبار جهانى باشيد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/03 ساعت | لینک ثابت
دومین برف زمستانی شیراز

دومین برف زمستانی شیراز هم از امروز صبح شروع شد،خدا رحم کند و گرنه دوباره شیراز یک شهر تعطیل می شود.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/10/03 ساعت | لینک ثابت