تبليغاتX
کاکوشیرازی


همه آنچه پيرامون دولت حضرت مهدى  گفته شده است؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مى‏باشد. ليكن توصيف آن امام همام ميسور نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد. اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مى‏ورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد. امام رضاعليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد: حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مى‏كند و اگر در ميان كوه‏ها بانگ برآورد، صخره‏هايش فرو ريزد.(۱) اگر يوسف كنعان به جهت جمال بى‏نظيرش، زيباترين تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ يوسف زهرا در ميان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ ‏الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(۲) پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در وصف جمالش فرمود: "وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ"؛ چهره‏اش چون ستاره سحر است.(۳) اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديده‏اند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است: امام هشتم مى‏فرمايد: "وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است.(۴) اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مى‏نويسد: "اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم"؛ ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمى‏كنيم و ياد شما را از خاطر نمى‏بريم.(۵) اين ويژگى‏ها او را محبوب‏ترين انسان جهان نموده، با اين حال: در منابع عامه آمده است كه: "يُلقِى ‏اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس"؛ خداوند محبتش را به دل‏هاى مردم مى‏اندازد.(۶) اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه؛ پيامبر رحمت مى‏فرمايد: بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: على‏بن‏ابى‏طالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسى‏بن‏مريم پشت سرش نماز مى‏گذارد.(۷) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج جمال دل‏آراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد  و فرمود: "طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ"؛ خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(۸) اميرمؤمنان‏عليه السلام بر فراز منبر كوفه، با يك دنيا شور و شعف از آن فرزند برومندش ياد كرده و مى‏فرمايد: برترين قله شرف، درياى بيكران فضيلت، شيرِ بيشه شجاعت، ويرانگر كاخ‏هاى ستم، جهادگر هميشه پيروز، قهرمان دشمن‏شكن ... آن‏گاه دست روى سينه نهاده مى‏فرمايد: "هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤيَتِهِ"؛ آه، منِ على چقدر مشتاق ديدار اويم.(۹) و چون از ياران با صفاى يوسف زهرا سخن مى‏گويد مى‏فرمايد: "وَ يا شَوقاهُ اِلى رُؤيَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم"؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان ديدار نمايم.(۱۰)


۱- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

۲-    شيرويه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222.

۳-    ذهبى، ميزان‏الاعتدال، ج 3، ص 449.

۴-  كامل سليمان، روزگار رهايى، ج 1، ص 129.

۵-    طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497.

۶-    كورانى، معجم احاديث الامام‏المهدى، ج 1، ص 471، ح 316.

۷-  شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573.

۸-    شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 1، ص 268.

۹- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115.

۱۰- كلينى، الكافى، ج 1، ص 270.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/28 ساعت | لینک ثابت |

اخيرا خواندم دانشجويي که برخورد نورالدين زرين کلک با وي منجر به اخراج اين استاد از دانشگاه شده، هاجر سليمي نمين دختر عباس سليمي نمين روزنامه نگار محافظه کار است. به عهده خود مي دانم براي تو، هاجر سليمي نمين، نامه اي بنويسم و قدري از ريشه هاي تاريخي آنچه در کلاس درس استاد نورالدين زرين کلک اتفاق افتاده و دارد دستمايه هوچي ها مي شود سخن بگويم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/23 ساعت | لینک ثابت

این پست مطلب را به خاطر این گذاشتم،تا ...........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/22 ساعت | لینک ثابت

 فردي در باره ايمان و تعريف آن از امير مومنان – كه درود و سلام خدا برو و خاندانش باد – پرسيد. امام با بياني شيوا منطقي و منظم بيان فرمودند كه :«ايمان بر چهار پايه استوار است :الف- صبر ب-   يقين ج-   عدل د-   جهاد الف- صبر نيز بر چهار پايه قرار دارد . 1- شوق ،  2- هراس ، 3- زهد  4- انتظار.  آن كس كه اشتياق بهشت دارد ، شهوت‌هايش كاستى گيرد ، و آن كس كه از آتش جهنّم مى ترسد ، از حرام دورى مى‌گزيند ، و آن كس كه در دنيا زهد مى ورزد ، مصيبت را ساده پندارد ،  و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد، در نيكى‌ها شتاب مى‌كند . ب- يقين نيز بر چهار پايه استوار است :  1- بينش زيركانه ،   ۲- دريافت حكيمانة واقعيت‌ها ،     3- پند گرفتن از حوادث روزگار ،     4- و پيمودن راه درست پيشينيان .  پس آن كس كه هوشمندانه به واقعيت ها نگريست ، حكمت را آشكارا بيند ،  و آن كه حكمت را آشكارا ديد ، عبرت آموزى را شناسد ،  و آن كه عبرت آموزى را شناخت، گويا چنان است كه با گذشتگان مى زيسته است . ج- عدل نيز بر چهار پايه بر قرار است :    1- فكرى ژرف انديش ،    2- دانشى عميق و به حقيقت رسيده ،   3- نيكو داورى كردن    4- استوار بودن در شكيبايى .  پس كسى كه درست انديشد به ژرفاى دانش رسيد  و آن كس كه به حقيقت دانش رسيد ، از چشمة زلال شريعت نوشيد ،  پس كسى كه شكيبا شد در كارش زياده روى نكرده با نيكنامى در ميان مردم زندگى خواهد كرد . د- جهاد نيز بر چهار پايه استوار است :   1- امر به معروف   2- نهى از منكر  3- راستگويى در هر حال    4- و دشمنى با فاسقان پس هر كس به معروف امر كرد ، پشتوانه نيرومند مؤمنان است ،  و آن كس كه از زشتى‌ها نهى كرد ، بينى منافقان را به خاك ماليد ، و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقّى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است ، و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد ، خدا هم براى او خشم آورد ، و روز قيامت او را خشنود سازد» . متن كلام امام عليه السلام:

وَ سُئِلَ [عليه السلام] عَنِ الْإِيمَانِ فَقَالَ الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِى الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ وَ الْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِينَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِى الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِى الْأَوَّلِينَ وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِى أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِى النَّاسِ حَمِيداً وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِى الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِينَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِينَ وَ مَنْ صَدَقَ فِى الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ


نهج البلاغه حكمت 31 - معرفة اقسام الايمان

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/20 ساعت | لینک ثابت

به گزارش  خبرگزاري فارس، پس از آنكه يكي از اساتيد دانشكده هنر دانشگاه تهران روز سه شنبه هفته گذشته در اقدامي غير اخلاقي حجاب يكي از دانشجويان محجبه را از سر برداشت، دانشجويان دست به اعتراض زده و خواستار محاكمه اين استاد   شدند. با گسترش اعتراضات به اقدام اين استاد دانشگاه كه در سالهاي گذشته لقب پدر انيميشن ايران را نيز به وي داده بودند، تعدادي از دانشجويان، در  سایتی اینترنتی اقدام به راه اندازي بمب گوگلي كرده‌اند تا در فضاي اينترنت و سايتهاي جستجوگر اينترنتي، جريان هتك حرمت يك دانشجوي محجبه توسط اين استاد را به كاربران اينترنتي تشريح كرده و خواستار محاكمه او شوند.

با این که حجاب، نماد مقاومت در برابر فرهنگ ليبرالي و نشانه‌ هويت و خودباوري ملي و اعتقادي زن ايراني، خار سترگي است در چشم استعمار پوسيده‌ غرب، كه در دوران معاصر همواره سد نفوذناپذيري در مقابل سلطه‌ي فرهنگي آنان بر جوامع اسلامي بوده است.  ضمن ابراز تأسف عميق من از حركت سخيف و موهن استاد دانشكده‌ هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، در هتك حرمت و توهين نسبت به يك خواهر دانشجو؛ به جا بود،دانشجویان می گذاشتند در یک فضای معقول این جریان بررس گردد و نه با یک دید احساسی با این حرکت برخورد نمایند.

متاسفانه در این  سايت اقدام به برگزاری جایزه برای هک کردن سایت شخصی آن استاد نموده اند.که با این حرکتشان می خواهند بدی را با بدی جواب بدهند.حتی شماره تلفن های منزلش را در اینترنت قرار داده اند.معلوم نیست اینها که این قدر دم از ناموس و هتک حیثیت دختر مسلمان می زنند؛مگر ناموس این استاد جزو این نوامیس به حساب نمی آید؟که بخواهند مزاحمت برای خانواده او  ایجاد کنند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/17 ساعت | لینک ثابت |

در اينكه بايد پيامبران و ائمه - كه سلام و درود خداوند برآنان باد- بايد معصوم باشند، هيچ شكي نيست چراكه  در غير اينصورت هدف از بعثت آنان تحقق نمي يابد.اما بايد توجه داشت كه دعوت به سوي اين هدف كه همان هدايت بشر به سوي حق است،‌ امري خارج از اختيار و هدايتي تكويني نبوده و معصومين مجبور به آن نبودند، چراكه در اين‌صورت ديگر حجت خدا نخواهند بود و خداوند نيز در قياميت نمي‌تواند سوال كند كه چرا مانند آنان نبوديد و مثل ايشان عمل نكرديد.پس تنها در صورتي رفتار و گفتار معصومين براي خداوند و بندگان حجت خواهد بود كه لااقل بخشي از عللِ عصمتِ فرستادگان الهي در اختيار خودشان بوده باشد.ايجاد هركمالي در وجود انسان نيازمند صدها مقدمه و شرط (مانند: اصالت والدين ،‌ اعمال آنان،‌ و حتي عوامل طبيعي و... ) است، اما تا اين لوازم و شرايط به اختيار و رفتار آن شخص  اضافه نگردد آن كمال حاصل نمي‌آيد. پس اگر خداوند تمام شرايط را براي عصمت معصومين فراهم آورَد، تا آنگاه كه او خود قدم مناسبي برندارد مصونيتي برايش حاصل نمي‌شود. نيل به مقام خطير امامت  (كه عصمت يكي از شرايط آنست) نيز همين‌گونه است.البته اين نكته درخور توجه است كه وقتي تمام شرايط عصمت (از سوي خداوند) براي كسي فراهم آيد،‌ عادتا آن شخص هيچگاه مرتكب گناه نمي‌شود، زيرا چنين شخصي آنقدر به جايگاه انسان و مقام خداوند آگاه است كه حاضر به از دست دادن آن مقام نمي‌گردد، همچنان كه ما هيچگاه به سمّ مهلكي كه خوردنش را به قيمت باختن جان خود مي‌دانيم،  دست نمي‌زنيم.از آنچه گفته شد، برآمد كه معصوميت نيازمند دو عامل اساسي است وآن دو عبارتند از:

1- عوامل زمينه ساز و مقدماتي كه خارج از اختيار آدمي بوده و بايد از سوي خداوند فراهم آيند.

2- عوامل شكوفا ساز آن كه در اختيار انسان و در گرو خواست و عمل اوست.

حال مي‌توان فهميد كه آيا غير از معصومين -عليهم السلام-، ديگران نيز مي‌توانند به آن مقام نائل آيند يا نه؟اگر فرض كنيم تمام شرايطي كه در اختيار ما نيست از سوي خداوند براي كسي فراهم آيد مسلماً اين امر براي وي ممكن خواهد بود (همانگونه كه بزرگاني چون زينب كبري و ابوالفضل العباس به مرحله‌اي از آن رسيدند) اما بايد توجه داشت كه افراد بسيار كمي هستند كه از همه  قواي خود در جهت شكوفايي تمام آنچه پروردگار متعال برايشان زمينه سازي كرده است بكار برند

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/17 ساعت | لینک ثابت

 

 مثل شهيد، مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوخته‌شدن و فاني شدن و پرتوافكندن است تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند. شهدا شمع محفل بشريت‌اند و محفل بشريت را روشن كردند. اگر اين محفل تاريك مي‌ماند هيچ دستگاهي نمي‌توانست كار خود را آغازكند يا ادامه دهد. هيچ وقت خون شهيد هدر نمي‌رود، خون شهيد هر قطره‌اش تبديل به صدها قطره و هزارها قطره، بلكه به دريايي از خون مي‌گردد و در پيكر اجتماع وارد مي‌شود. شهادت تزريق خون است به پيكراجتماع و اين شهدا هستند كه به پيكر اجتماع و در رگهاي اجتماع خون جديد وارد مي‌كنند. علي(ع) به اميد شهادت زنده بود. اگر اين اميد را از او مي‌گرفتند خيري در زندگي نمي‌ديد و زندگي برايش بي‌معني و بي‌مفهوم بود. گريه بر شهيد، شركت در حماسه‌ي او و هماهنگي با روح او و موافقت با نشاط او و حركت در موج اوست. منطق شهيد، منطقي است آميخته با منطق عشق از يك طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف ديگر. شهيد به خون خود و در حقيقت به تمام وجود و هستي خود ارزش و ابديت و جاودانگي مي‌بخشد. شهيد، شهيد، كلمه‌ي ديگري جاي اين كلمه را نمي‌گيرد و نمي‌تواند بگيرد. از استاد شهید مطهری

یاد و خاطره استاد مطهری گرامی باد و هفته معلم را به اساتید خودم و تمام معلمین دلسوز و فهیم تبریک می گویم.

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/13 ساعت | لینک ثابت

به گزارش خبرگزاري فارس، روز دوشنبه چهار نشريه متعلق به طيف افراطي دفتر تحكيم وحدت همزمان مطالب توهين آميزي را درباره حضرت پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) منتشر كردند. اين طيف كه به عنوان پياده نظام و شاخه دانشجويي براندازان عمل مي‌كنند، با انتشار نشرياتي چون «سحر»،‌ «سرخط»، ‌«آتيه»، ‌«ترديد»، «ريوار»، «شايد فردا»، «كيان»، «آغاز»، «راديكال»،«خط صفر»، «داروگ»، «ايران نو»، «جرس»، «خبرنامه انجمن اسلامي دانشجويان» و... پيشتر با نگارش و تدارك مقالات و كاريكاتورهاي موهني عليه مسوولان عالي كشور دست‌آورد نهايي خود را مقدمه چيني كرده بودند، اما گويا متانت بيش از حد مسوولان دانشگاه موجب شد آنان براي فتنه‌انگيزي بيشتر اهانت به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع)را هم عملي كنند.

یاد سخنی از استاندار سابق فارس،آقای انصاری لاری _که از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت ایران اسلامی است_افتادم؛که در جمع دانشجویان شیراز گفت:که دانشجویان دچار فقر سیاسی هستند و از آن بیشتر دچار فقر فرهنگی می باشند.حکایت ایشان شده حکایت دل من.
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/13 ساعت | لینک ثابت

وقتی انسان کلمه خسر و شیرین را می شنود،بی اختیار یاد خسر و شیرین نظامی گنجوی می افتد.آقای احمدی نژاد وقتی شیراز آمد،از جاهای که می خواست رد بشود را گلکاری جدیدی کرده بودند.من پارسال هر وقت از بلوار احمدی جنوبی رد می شدم،وسط بلوار با شمشاد تزیین شده بود؛اما از عید امسال که قرار شد آقای رییس جمهور شیراز بیاید،تمام شمشادها را کندند و گلگاری کردند.اگر رییس جمهور جنوب شیراز هم سر می زد،شهرداری خیابانهای خاکی را آسفالت و درختکاری می کرد.استادیوم شهدای ارتش که محل سخنرانی رییس جمهور بود،نزدیک بلوار احمدی جنوبی است؛از یک ماه قبل که قرار بود او بیاید تمام نقاط مهم شهر را با پوسترهای بزرگی در استقبال از او پرکرده بودند.در روز ورود ایشان بیشتر مدارس شیراز را تعطیل کردند و با سرویس دولتی آنها را به محل سخنرانی رییس جمهور برده بودند.

آباده؛ یکی از شهرهای استان فارس که رییس جمهور در بین مردم آنجا وعده دادند،مشکل یکی از بخشهای یا روستای به نام خسرو و شیرین را حل کنند.عده ای از اهالی آنجا خواهان ملحق شدن به شهرستان آباده بودند و رییس جمهور قول مساعد داد که به این شهرستان ملحق بشود.من اتفاقا این بخش از سخنان او را که با خنده از رادیو پخش می شد،شنیدم.

بعد از پایان سفر رییس جمهور کسانی که مخالف این الحاق بودند و خواستار ماندن در شهرستان اقلید بودند،دست به اعتراض و تحصن و درگیری با نیروی انتظامی زدند.نیروی انتظامی هم در درگیری با مردم به خانه های مردم ریخته بودند.که بعدا برای این که این درگیری بخوابد از شهرهای شیراز و اصفهان یگان ویژه به آنجا اعزام می کنند،حتی در بین مردم شیراز شایع شده است که نیروی انتظامی به خانه های مردم می ریزند و عده ای در این درگیریها کشته شده اند.صحت شایعات بر عهده راویان آن است.ولی از قرار معلوم امام جمعه اقلید سخنرانی تندی علیه عملکرد نیروی انتظامی داشته و آن را محکوم کرد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/09 ساعت | لینک ثابت |

ابومحمد، حسن بن علي العسكري عليهم السلام در ماه ربيع الاخر سال 231 (و به نقلي 232 ق) در مدينه به دنيا آمد. پدر بزرگوارش امام علي هادي عليه السلام و مادرش بانويي صالح و عارف به نام سوسن (يا حديثه يا سليل) بود. آن حضرت 22 يا 23 سال داشت كه پس از شهادت پدر بزرگوارش (در سال 254 ق) به امامت رسيد و در هشتم ربيع الاول سال 260 ق كه حدود 28 يا 29 سال داشت، شربت شهادت نوشيد و در خانه خود، در جوار تربت شريف پدر در سامرا به خاك سپرده شد.

مدت كوتاه حيات اين امام همام به سه دوره تقسيم مي گردد: تا چهار سال و چند ماهگي (و به قولي تا 13 سالگي) از عمر شريفش را در مدينه به سر برد، تا 23 سالگي به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا مي زيست (254 ق) و تا 29 سالگي يعني شش سال و اندي پس از شهادت امام دهم عليه السلام در سامرا ولايت بر امور و پيشوايي شيعيان را به عهده داشت.

ابو هاشم گويد: از حضرت امام حسن عسكرى صلوات الله عليه درباره‌ي آيه:

 « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ(1) 

 سپس کتاب را به کساني از بندگانمان که برگزيده بوديم به ميراث داديم بعضي بر خود ستم کردند و بعضي راه ميانه را برگزيدند و بعضي به فرمان خدا در کارهاي نيک پيشي گرفتند و اين است بخشايش بزرگ»

سؤال كردم. حضرت فرموند: هر سه گروه از آل محمداند (صلوات الله عليهم)، "ظالم به نفس" از آنها كسى است كه به امام معتقد نيست، "مقتصد" كسى است كه عارف به امام باشد، و "سابق به خيرات" خود امام است. در اين بين من پيش خود درباره كرامتي كه به آل محمد (ص) داده شده فكر مى‏كردم كه بي اختيار گريه‏ام گرفت.امام به من نگاه كرد و فرمود: عظمت شأن آل محمد بزرگتر از آن است كه به نظرت آمده، خدا را حمد كن كه تو را به ولايت آنها معتقد و متمسك كرده است. روز قيامت وقتى كه هر جمعيت با امامش خوانده مى‏شود با آنها خوانده خواهى شد ؛ تو بر خيرى.(2)

________________________

1- سوره مباركه فاطر ، آيه شريفه  32

2- بحار الانوار ، ج 50 ، ص 254

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/06 ساعت | لینک ثابت