تاريخ مرا در محک امتحان قرار داده است.مي خواهد فداکاري مرا بسنجد. مي خواهد شجاعت مرا بيازمايد. اکنون پرچمي خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوت ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاري امکان پذير است. خدايا! تو را شکر مي کنم که با فقر آشنايم کردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درک کنم. خدايا! همه چيز بر من ارزاني داشتي و برهمه اش شکر کردم. جسمي سالم و زيبا دادي! پايي قوي و تند و چالاک عطا کردي! بازواني توانا و پنجه اي هنرمند بخشيدي! فکري عميق دادي و از موهبات علمي به اعلا درجه برخوردارم کردي. خدايا! تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچ کس و هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.
یاد و راهش گرامی باد
يکي از چهرههاي برجسته حوزه علميه قم،حضرت آيتالله آقاي فاضللنكراني توسط مردم قم و شمار زيادي از علاقهمندان وي که از شهرها و حتي برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس به قم آمده بودند، تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شد.من که شاهد تشييع جنازه از تلویزیون بودم، شاهد حضور هزاران نفر در اين تشييع بودم که با عشق و علاقه و با چهرههايي مضطرب و در عين حال شائق، در اين تشييع شرکت کرده بودند. روشن است که تصاوير اين تشييع جنازه بر اساس آنچه که از زواياي مختلف فيلمبرداري شده، در رسانههاي تصويري قابل رؤيت خواهد بود.اگر قدري به گذشته مراجعه کنيم، فراوانند کساني که تشييع جنازه آيتالله العظمي بروجردي را به خاطر دارند و از فراواني جمعيتي که آن روز در قم اجتماع کردند، خاطرهها ميگويند. خود من نيز خاطره تشييع پيکر برخي از مراجع ديگر قم از جمله آيتالله العظمي ميرزا جواد تبريزي را به خاطر دارم. و در رأس آنان، تشييع امام امت که شايد بيمانندترين تشييع انجام شده در تاريخ است.اما جداي از آن که اين تشييع عشق و علاقه وافر مردم را به مرجعيت نشان ميدهد، اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که ميبايست به آن توجه کرد.در درجه اول،
گزارش تصويري مراسم تشييع پيکر مطهر حضرت آيت الله العظمي فاضل لنکراني را در سرويس گزارش تصويري ببينيد
28/3/1386
ادامه مطلب
مدافعان اسلام سنتی از موضعي پيشيني براي برونرفت از مخمصه ناسازگاری با حقوق بشر، باب «حقوق واقعي انسانها» را ميگشايند. حقوق واقعي انسانها بخشي از مصالح نفسالامري است كه در وضع احكام شرعي از سوي خداي حكيم بهطور كامل لحاظ شدهاست. يگانهراه معتبر شناخت اين حقوق، مراجعه به وحيالهي است. درك همهجانبة مصالح و مفاسد خفيه امور جزئي و ريز از سوي عقل انساني در حكم محال است. دراسلام سنتي، انسان هرچند بالقوه از گوهري شريف است اما بالفعل به ميزاني كه به محور كرامت و شرافت تقرب ميجويد صاحب منزلت ميشود. منزلت انسان متوقف بر ميزان تقرب او به فضايل و كمالات الهي است. برهمين منوال حقوق واقعي انسانها نيز به جايگاه ديني او بازميگردد.
ادامه مطلب
انا لله و انا اليه راجعون
با تأسف و تأثر فراوان از ارتحال فقيه مجاهد مرحوم مغفور حضرت آيتالله آقاي فاضللنكراني( رضواناللهتعاليعليه) را تسلیت می گویم . اين ضايعهي سنگين براي حوزهي علميه و ملت شريف ايران است. حوزهي علميه يكي از استوانههاي علمي و تحقيقي و يكي از استادان برجستهي خود و ملت ايران يكي از مراجع تقليد انقلابي و بيدار و پرتحرك خود را از دست داد. رحمت خدا بر ايشان باد.
اين مصيبت بزرگ را به حضرت بقيهالله ارواحنافداه و به مراجع عظام و علماي اعلام و فضلاء و طلاب حوزه و به دوستان تسليت ميگويم.
شهادت ام ابیها فاطمه زهرا(س) را نیز تسلیت عرض می نمایم.
دکتر علي شريعتي که روز 29 خرداد سالگرد شهادت گونه اوست. از نمونه مرداني است که در حوزه تفکر و انديشه هاي ديني عمري جاودانه يافته است. بامرگ او تفکر و انديشه هايش زايش دوباره داشته و نياز دانستن از او هرگز به بي نيازي منجر نشده است.دکتر در آخرين نامه هاي خود که به نام حسن ومحبوبه انتشار پيدا کرد خودش را معرفی می کند،در ابتدا نامه از سه ضلع قدرت در يک ده حمله مي کند و آنها را باعث عقب ماندگي مي داند، به نظرم به کساني حمله مي کند که دچار يک تحجر فکري مي باشند و بعد از معلمي مي گويد که به آن روستا مي ايد وبراي دانش اموزانش راه زندگي را روشن مي نمايد. مي گويد لازم نيست ما فکر کنيم علي و فاطمه(س) دست نيافتني هستند بلکه هر يک از ما نيز مي توانيم مانند ان دو باشيم.دکتر خود مي گويد: پدرم نخستين سازنده ابعاد روحم کسي که براي اولين بار هم هنر فکر کردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را، طعم آزادي، شرف، پاکدامني، عفت روح، استواري ايمان و استقلال دل را بي درنگ پس از آن که مادرم از شيرم گرفت به کامم ريخت.و رهبر درباره او مي گويد:اگر ما يک خصوصيت شريعتي را بخواهيم ذکر کنيم اين است که او با مردم ارتباط برقرار مي کرد، براي مردم حرف مي زد و به زبان مردم سخن مي گفت،از مردم الهام و ياد مي گرفت. دردهاي مردم را منعکس مي کرد. او از اسلام محکم دفاع کرد و گفت:مومن مسلمان بايد متعصب باشد و اين دژ تعصب را از دور ما برچيده اند تا بتوانند ما را با تيرهاي مسموم خودشان هدف قرار دهند.
خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت .روحش شاد و يادش گرامي
ادامه مطلب
گرچه پرداختن به موضوع اهلبيت عصمت و طهارتعليهم السلام - كه حضرت فاطمه نيز از آنانست - امرى شايسته و مطلوب است اما بايد پذيرفت كه نمىتوانيم در مقام شناساندن آن چهرههاى بىنظير قرار گيريم چرا كه آنان كلمات خدايند و از كمالات نامتناهى برخوردارند؛ كمالاتى كه تنها بندگان «مُخْلَص» به آنها آراستهاند و ديگر انسانها از حدود و حقيقت آن به خوبى آگاه نيستند و به علاوه - جداى از ناتوانى طبيعى ما - وجود مقدّس معصومانعليهم السلام هيچگاه نيازمند بيان و بنان ما در ذكر فضيلت و مديحت نمىباشند، بلكه اين ما هستيم كه علل و انگيزههاى گوناگونى ممكن است در شكل دهى نياز ما به معصومانعليهم السلام مؤثّر باشد.
ادامه مطلب
قال الصادق علیه السلام: "اذا كان يوم القيامة يقوم عنق من الناس فياتون باب الجنه فيقال: من انتم؟ فيقولون: نحن اهل الصبر، فيقال لهم: على ما صبرتم؟ فيقولون: كنا نصبر على طاعة الله و نصبر عن معاصى الله، فيقول الله عزوجل: صدقوا ادخلوهم الجنة و هو قول الله عزوجل: انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب" (وسايل الشيعه، ج11، ص186)
امام صادق علیه السلام فرمود: روز قيامت جمعى از مردم به پا مىخيزند و مىآيند به سوى بهشت، گفته مىشود شما كيستيد؟
گويند: ما بردباران هستيم.
گفته مىشود: بر چه صبر كرديد؟
گويند: بر (سختىهاى) عبادت و كششهاى شيطانى معصيت، صبر كرديم.
آنگاه خداى متعال مىفرمايد: راست مىگويند وارد بهشت شويد.
امام فرمود: اين مفهوم سخن خداست در قرآن كريم (سوره زمر، آيه10) كه مىفرمايد: پاداش بردباران را فوق العاده مىدهيم.
ادامه مطلب
- از نيمه دوم سال 60 جمهورياسلامي توانست پس از سر و سامان دادن به نيروها سلسله عملياتهاي آزادسازي را آغاز نمايند: عمليات ثامنالائمه (مهر 1360) که منجر به شکست حضر آبادان شد، عمليات طريقالمقدس (آذر60) که نتيجه آن آزادسازي شهر بستان و حدود 600 کيلومتر مربع از خاک ايران بود. و عمليات فتحالمبين (فروردين 61) که آزادسازي 2200 کيلومترمربع از خاک کشور را در پي داشت. ضعيف داخلي کشور با انهدام بقاياي ضدانقلاب به تدريج رو به بهبودي و ثبات ميرفت. اما اوضاع منطقه به دليل نگراني آمريکا از نتايج ناشي از پيروزي ايران بر عراق به گونهاي آشکار ملتهب بود.
- در اين مقطع زماني، مناسبات اعراب و اسرائيل با آمادگي اسرائيل براي تهاجم به جنوب لبنان در وضعيت حساسي قرار داشت.
ادامه مطلب
خرمشهر، از ده روز مانده به 31 شهريور که جنگ رسماً شروع شد، درگير جنگ بود. در مرز شلمچه.
آن موقع کسي نميگفت جنگ، ميگفتند زد و خورد. از آن روز تا سي ويکم شهريور که باران توپ و خمپاره کوي طالقاني و منطقهغربي خرمشهر را تبديل به خرابه کرد و راديوها شروع جنگ را اعلام کردند، کم و زياد هر روز يک عده بودند که نان و غذايشان را برميداشتند و ميرفتند ده، پانزده کيلومتر دورتر از شهر، نزديک مرز. اگر توي راه سري به سپاه زده بودند و سلاح داشتند، به نيروهاي درگير ميدادند و اگر نه، نان و خرما يا چيزي مثل اينها. روز سي ويکم به بعد اما اين خبرها نبود. سرتاسر دشت غربي خرمشهر پوشيده شده بود از تانکها و نفربرهاي عراقي. شهر تقريباً خالي از جمعيت شده بود.
ادامه مطلب
نقش و جايگاه مدرسه بهعنوان مهمترين شاخص جهت آموزش و پرورش و موفقيت دانشآموزان انکار ناپذير و حياتي است. اما نميتوان جايگاه والدين و ضرورت مشارکت آنها در آموزش و پرورش و موفقيت کودکان را نيز ناديده گرفت؛ نقشي حياتي و تأثيرگذار که بيشک بدون مشارکت والدين بخشي از اهداف آموزشي و پرورشي ناکام مانده و کودکان نيمي از آموزشهاي لازم را دريافت نميکنند.
پژوهشگران دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه ميشيگان و دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه جانهاپکينز، مواردي را به عنوان نکات کليدي براي برقراري ارتباط بيشتر و بهتر والدين و اولياي مدرسه و والدين و کودکان ارائه کردهاند که با آنها آشنا ميشويم.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بر اساس گزارش محققين، کساني که در کودکي در معرض توهين و تحقير والدين خود قرار ميگيرند رشد آن قسمت از مغزشان که با يادگيري زبان ارتباط دارد مختل شده و شخص در آينده با مشکلات فراواني روبرو خواهد شد.
خشونت کلامي يک تأثير منفي ماندگار بر روي کودکان دارد و زماني که کودک توسط والدين تحقير ميشود در آينده به يک فرد بيش از حد پرخاشگر و يا مطيع تبديل ميگردد که در هر دو صورت اين فرد در آينده شخصيتي نا متعادل و آسيبپذير خواهد داشت.
ادامه مطلب
تربيت کودک بدون صرف وقت ممکن نيست. تحقيقات نشان داده است کودکاني که در کنار خانواده وعده هاي غذايي را ميل مي کنند کمتر مبتلا به افسردگي، بدرفتاري و رفتارهاي نامناسب جنسي خواهند شد. اين کودکان توان مغزي بالاتري دارند و در انجام تکاليف مدرسه موفق ترند.
مراقبت کردن از کودک به اندازه صرف وقت براي تربيت او اهميت دارد. براي مراقبت بهتر از کودکان مجبوريم محدوديت هايي را در نظر بگيريم. بيشتر والدين گمان مي کنند گفتن کلمه ي «نه» براي ايجاد محدوديت به رابطه ي نزديک آنها با کودکان صدمه مي زند. در حالي که تنها با ايجاد محدوديت هاست که مي توان به رشد شخصيت کودک کمک کرد و او را از بسياري خطرها حفظ نمود.
ادامه مطلب
مسلماً همه ما مي خواهيم راهي بيابيم تا در برابر نيازهاي کودکانمان با احترام رفتار کنيم. مي خواهيم راهي بيابيم که موجب شود کودکانمان مسؤول بار بيايند. دوست داريم روش متفاوتي در ارتباط با فرزندانمان در پيش گيريم که به کمک آن فرزندانمان بهتر با دوستان، والدين، همسر و روزي با فرزندانشان ارتباط برقرار کنند. راه هاي عملي زير به شما کمک مي کند تا اين راه ها را بيابيد و در برقراري ارتباط با فرزندانتان موفق تر عمل کنيد.
ادامه مطلب
واقعيت اين است که کودک از زهدان مادر با ريتم و موسيقي مونس مي شود و شادي هاي مادر را درک مي کند ؛ به ويژه مي توان اذعان کرد که با شنيدن ريتم دلنشين ضربان قلبِ مادر ، موسيقي را قبل از تولد مي آموزد. اين است که مادران در همه دنيا براي بچه هاي خود از همان بدو تولد لالايي مي خوانند و بعضاً ترانه ملي و محلي سرزمين خود را زير لب زمزمه مي کنند ؛ با وجود اين که بچه ها از معاني اين لالايي ها سر در نمي آورند ولي از موسيقي و شکل شاعرانه آن لذت مي برند.
ادامه مطلب
متخصصان مي گويند: بر خلاف تصور ما درست نشستن، مترادف با سيخ نشستن نيست. نشستن با زاويه ي 120 درجه مي تواند باعث کاهش کمر درد شود.
يک عمر شنيده بوديم : "بچه راست بشين، صاف بشين، آنقدر قوز نكن!" اما گويا تازه معلوم شده كه اين توصيه ي مادرانه هم براي کمر و ستون فقرات ما مفيد نبوده است.
اگرچه منظور مادر اين بوده که قوز نکنيم و روي کتاب ها خم نشويم و هنوز هم پزشكان اين توصيه را تاييد مي كنند، اما به هر حال چيزي که به تازگي محققان اسکاتلندي و کانادايي با استفاده از يک مدل جديد "ام آر آي" نشان داده اند، اين است که راست نشستن بيش از حد، فشار غير ضروري در ناحيه ي کمر ايجاد مي کند كه خيلي هم به نفع ستون فقرات نيست.
ادامه مطلب
امام خميني در آستانه سال نو عيد نوروز را عزاي عمومي اعلام کردند،رژيم در اقدامي متقابل و به منظور مقابله مستقيم با روحانيت و وادار کردن آنان به سکوت با حمله به مجلس عزاي امام صادق (ع)که در مدرسه فيضيه بر گزار شده بود در تاريخ 2 فروردين 1342 يکي از خونين ترين و ننگين ترين برگ هاي تاريخ خود را رقم زد .
رژيم پس از اين وقايع براي مهار بحران هايي که خود عامل آنان بود اقدام به دستگيري امام خميني در سحر گاه 15 خرداد 1342 نمود .اين اقدام پس از آن صورت گرفت که مردم امام خميني را پس از وقايع فوق الذکر به عنوان رهبري خود پذيرفته بودند و اين حرکت رژيم باعث انگيخته شدن احساساتي شد که در طول اين سالها نهفته شده بود و منجر به قيام و شورش عمومي در سراسر کشور به ويژه در تهران و حومه قم، مشهد، تبريز، شيراز و اصفهان گشت ،قيامي که به وسيله عمال سرکوبگر رژيم به فجيع ترين حالت به خاک وخون کشيده شد و طبق آمار هاي غير رسمي تعداد شهداي اين واقعه تا بيست هزار نفر گزارش شد .
قيام و مبارزات مردم در 15 خرداد آغازگر مبارزه اي 15 ساله بود که به پيروزي انقلاب اسلامي منجر شد. اين مبارزات در واقع دور نماي مبارزات را براي آينده ترسيم نمود وبا داشتن ويژگي هاي خاص و بارز نسبت به ساير قيام ها توانست الگوي مبارزاتي خوبي براي ساير قيام ها باشد وخود را از گونه هاي مشابهش جدا سازد .
يکي از بارزترين پيام هاي اين حرکت وجنبش تغيير رهبري بود به گونه اي که در قيام هاي قبلي اغلب رهبران غير مذهبي بودند وهمراهي با آنان از رده هاي بالاي مرجعيت نبود اما در اين قيام مردم ،رهبري بالاترين نقطه مرجعيت را پذيرفته بودند .يکي ديگر از بزرگترين دستاوردهاي 15خرداد براي ملت ايران اين بود که با وجود رژيم شاهنشاهي تحقق عدالت واحکام اسلامي ممکن نمي باشد ودورنماي مبارزات را بر سر نگوني رژيم سلطنتی بنیان نهاد .
شايد براي بکار بردن زيباترين تعبير بايد تعبير امام را بکار برد که فرمودند در اين تاريخ سربازان من درون گهواره هاشان هستند اما به هر روي با ويژگي هاي فوق الذکر وبسياري دلايل ذکر نشده بايد قيام 15 خرداد را که باعث بيداري ملت ايران شد نقطه عطف بزرگي در تاريخ مبارزات اين سرزمين ناميد .
امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمان و رحیـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى ازغزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است:
انتظار فرج از نیمه خرداد كشم سالها مى گذرد حادثه ها مى آید
فاطمه نخستين شهيد راه ولايت است كه به انگيزه بازخواهى فدك، فدك که نه بلکه ولایت را مدنظر داشت. فاطمه با آن نالههاى دردناكش، حق امام و ولى امرش را مىخواست بازستاند و اگر نتوانست ـ كه نمىتوانست ـ بايد حق را برملا سازد و مظلوميت على را آشكار نمايد و پرده از سقيفه پردازان بردارد ولى فرياد دختر معصوم پيامبر در قلبهاى تيره، كارساز نبود، اما تاريخ، آن سخنرانى جاودانه را ثبت و ضبط كرد تا آيندگان بدانند... بسنجند... بفهمند... و تصميم بگيرند.زهرا همو كه خشمش خشم خداست، فريادش بى پاسخ ماند؛ نه، اشتباه نكنم، آن سنگدلان جاهلى تبار پاسخش را با سوزاندن در و شكستن پهلو دادند.
و اكنون كه حجت را بر همگان تمام كرد و نقش دفاع از ولايت را به خوبى ايفا نمود، با دلى شكسته و بدنى رنجور به خانه باز مىگردد؛ او شكايت را به خدا مىبرد و به پدرش، رسول خدا و چنين با خدايش راز و نياز مىكند كه:"پروردگارا ! نيرو و قدرت از آن تو است و انتقام ظالمان را تو خواهى گرفت؛ پس به تو پناه مىبرم و از تو استمداد مىجويم و به درگاهت روى مىآورم كه حق شوهرم را از اين نااهلان بازستانى."
زهرا مناجات مىكرد و على به او گوش مىداد. شايد در ديدگان على قطرات اشك گرد آمده بود كه بر رخساره مباركش سرازير شود ولى خوددارى مىكرد تا زهرا بيشتر نرنجد؛ به هر حال بايد زهرا را تسلى دهد و قلب شكستهاش را آرامش بخشد، به او فرمود:
"لا ويل لك بل الويل لشانئك، نهنهى عن وجدك يا ابنه الصفوه و بقيه النبوه فما أمد لك أفضل مما قطع عنك فاحتسبى لله"؛ بدبختى براى تو نيست,، براى دشمنانت است، اندوهت را برگير و بر خويشتن سخت مگير اى دخت برگزيدهترين انسان و اى بازمانده خاتم پيامبران. همانا آن چه خدا براى تو آماده ساخته برتر است از آن چه از تو گرفته شده، پس براى خدا بردبار باش و صبر را پيشه خود ساز.
شیطان به بیت حی تعالی چه میکند؟ آتش به گرد خانه مولا چه میکند؟
از باغ خلد دود چرا میشود بلند؟ بر روی حور، سیلی اعدا چه میکند؟
رویش سیاه گردد و دستش شکسته باد قنفذ کنار خانه مولا چه میکند؟
دارالزیّاره نبی و آستان وحی ای وای من، مغیره در آن جا چه میکند؟
گیرم رواست سوختن خانه، میخ در در سینه شکسته زهرا چه میکند؟
باید ز تازیانه بپرسم که در بهشت آثار خون به قامت طوبی چه میکند؟
زن در میان خانه و مرد غریب او با دستِ بسته و تن تنها چه میکند؟
در بیت وحی، حرمت یاسین به زیر پا یک لحظه بنگرید که طاها چه میکند؟
گلها ز غم فسرده و پروانه منتظر شمع ز پا فتاده به صحرا چه میکند؟
با بودن دو داغ بر او گریه گشته منع (میثم) ببین به فاطمه دنیا چه میکند
"غلامرضا سازگار" (میثم)
امشب شب سیزده جمادی الاول است و اینجا، مدینه، زمان سالهاست که متوقف شده است!امشب شب سیزده جمادی الاول است و سال یازده هجری قمری.اینجا مدینه است.این طرف، مسجد رسول الله است.این، خانه علی و زهراست.این مسیر دلگیر، کوچه بنی هاشم است. امشب شب سیزده جمادی الاول است و این خانه دیگر زهرا ندارد.دیگر صدای گریه زهرا در کوچه های مدینه به گوش نمی رسد.دیگر دعای زهرا مستجاب شده است.دیگر همسایه ها آسوده خوابیده اند.دیگر علی تنهای تنهای تنها مانده است. امشب شب سیزده جمادی الاول است و ما مدینه ایم.و اینجا زمان سالهاست که متوقف مانده است.امشب اینجا تابوتی را شبانه به سمت بقیع می برند.امشب تمام ستارگان زمین و تمام ملائک آسمان تابوتی را شبانه به سمت بقیع می برند.و ما امشب مدینه ایم.و ما امشب تابوتی را شبانه به سمت بقیع می بریم.و امشب با حسین می گرییم.با حسن ناله می زنیم.با زینب یتیم می شویم.و ما امشب با علی تنهای تنهای تنها می شویم. امشب شب سیزده جمادی الاول است، و ما مدینه ایم.و امشب تمام عاشقان در مدینه اند.و امشب تمام عاشقان تابوتی را شبانه به سمت بقیع می برند.و امشب تمام عاشقان می گریند، ناله می زنند، یتیم می شوند.و امشب تمام عاشقان با علی تنهای تنهای تنها می شوند. امشب شب سیزده جمادی الاول است و اینجا، مدینه، زمان سالهاست که متوقف شده است!
از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است.فاطمه يک زن بود آنچنان که اسلام مي خواهد که زن باشد تصوير سيماي او را پيامبر(ص) خود رسم کرده است و او را درکوره هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش هاي عميق وشگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.وي در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.مظهر يک دختر دربرابر پدرش مظهر يک همسر در برابر شويش مظهر يک مادر در برابر فرزندانش مظهر يکزن مبارز در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.خواستم بگويم:فاطمه دختر خديجه بزرگ است ديدم که فاطمه نيست.خواستم بگويم که فاطمه همسر علي است ديدم که فاطمه نيست.خواستم بگويم که فاطمه مادر حسنين است ديدم که فاطمه نيست.خواستم بگويم که فاطمه مادر زينب است باز ديدم که فاطمه نيست.نه اينها همه هست واين همه فاطمه نيست فاطمه فاطمه است. دکتر علي شريعتي
پيامبر (ص) فرمودند:إنَّما سُمِّيَت ابنَتي فاطِمَةُ لأنَّ اللَّهَ عزّوجل فَطَمَها وفَطَمَ مَن أحَبَّها مِنَ النَّار
دخترم به اين دليل فاطمه ناميده شده است كه خداوند عزّ وجل او و دوستدارانش را از آتش دوزخ به دور داشته است.بحارالانوار، ج403، باب2، ص10
وقتی یک کلمه فارسی را جمع می بندیم،علامت جمه در فارسی "ها" است.مثلا می گوییم:آدمها.اما اگر کمی یا جایی گیج بشویم می گوییم:آدمات و با علامت جمع عربی آن را جمع می بندیم.حال حکایت من شده که می خواهم اعدام را جمع ببندم.
آخر هفته قبل در شیراز 3 الی 4 نفر را اعدام کردند و حکم آنها هم محارب بوده است و خبر اعدام شدن آنها در روزنامه خبر جنوب آمده بود؛ ولی کسی فکر نمی کرد به این قاطعیت و در ملاءعام آنها را دار بزنند.من مثل همیشه سر بلوار احمدی جنوبی سوار تاکسی شدم،که به طرف سه راه حضرتی می رفت.ساعت 8 صبح روز چهارشنبه 2 خرداد 1386 بود.نزدیکی میدان شاهزاده قاسم تاکسی نگه داشت.پلیس راه را بسته بود و اجازه تردد نمی داد.راننده می گفت:حتما یک نفر از سران کشوری آمده که راه را بسته اند.پیاده به سوی میدان رفتم.یک جرثقیل در وسط میدان بود.یاد دوران کودکی افتادم که هر از گاهی یکی از اینها را وسط یکی از میادین شهر می گذاشتند و یک نفر را دار می زدند.انبوه جمعیت بود که وسط میدان برای تماشا ایستاده بودند.گویی قرار بود یک مقام بلند مملکتی آنجا صحبت کنند.عده ای به استهزاء گرفته بودند و به دوستانشان می گفتند نمی خواهی اعدام بشی!
بیشتر زنها بودند که می شد ترس را توی صورتشان دید.اعدامی را که آوردند.در روزنامه خبر به نقل از اعدامی نوشته بودند که بیگناه و قربانی دیگران شده است.بخاطر راهزنی و سرقت مسلحانه محکوم به اعدام شد.
16 فروردین بود که یکی از دوستانم به من خبر داد که به یک بانک ملت در خیابان قدوسی شرقی دستبرد زده اند و رییس شعبه را به خاطر کمی مقاومت در حالی که بی سلاح بود، را کشتند.شاید اعدام کمترین مجازات برای همچین افرادی که به راحتی جان مردم را می گیرند و قانون را زیر پا می گذارند؛کاش قانون هم در مورد کسانی که میلیاردها از پول این مردم به جیب می زدند این قدر قاطع بود!
ولی به نظر من اعدام در وسط میادین کار صحیحی نیست،بجاست متهم به اعدام را در مکانهای دور از دید مردم به دار بیاویزند.فکر نمی کنم چندان اثر مطلوبی در اذهان عمومی بگذارد.با این که شاید بعضی از این افراد لیاقت اعدام را دارند ولی به خاطر بعضی رفتارشان به یک سمبل برای بزهکاران تبدیل می شود و در آخر وقتی این چنین اعدامهایی در ملاءعام صورت می گیرد، آدمی به فکر حکومتهای توتالیسمی و آپارتایدی می افتد که مخالفان خودشان را سرکوب می نمایند.

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود. مادري بود که فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز که خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد، و مدافعان ناگزير شدند که به آن سوي شط خرمشهر کوچ کنند، باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزويي بود که جز در باز پس گيري شهر برآورده نمي شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.


