تبليغاتX
کاکوشیرازی

به او گفتم چرا از عشق مي نويسي؟ گفت:تا تو عاشقانه بخواني.گفتم:چرا گلها در دل زمين مخفي شده اند؟ گفت:براي اين که ياد زمين هميشه خوشبو بماند.گفتم:مرحم زخمهايت چيست؟ گفت:مرحم زخمهايم صبوري است.گفتم:کرخه را يادت هست؟ گفت:ياد قبرهاي کنده در آن بخير.گفتم:نخلهاي کارون را يادت هست چه زيبا بودند؟گفت:عاشوراهايش زيباتر بودند.گفتم:طلائيه يادت هست؟گفت:با شقايقهاي شنهايش آشنايم.

گفتم:سه راه شهادت؟ناله اي زد و گفت:آنجا ميعادگاه هر عاشقي بود که با خداي خودش وعده شهادت مي گذاشت. آنجا نقطه وصل آسمان به زمين بود.در انجا بود که ما همت را بدرقه کرديم.گفتم:دلم براي شلمچه تنگ است؟ گفت:ياد ستاره هاي اسمانش بخير .ياد خرازي بخير.ياد کربلاي پنج بخير.ياد نداي يا زهرا(س)بخير.گفتم:فکه......؟ گفت:خوشا آنان که رمل هاي گرم سجاده عروجشان شد.او رفت و من فرياد زدم :کجا؟ گفتا:به خون.گفتم:کي؟ گفتا: کنون.گفتم:چرا؟گفتا:جنون.گفتم:نرو.خنديد ورفت............

من تا 2 هفته نیستم و به زیارت کربلای معلی و نجف اشرف می روم.فقط نکته ای عرض می کنم؛من لینک بعضی از دوستان را که وبلاگ آنها مسدود یا فیلتر شده است،یا بدون علت لینک من را از وبلاگ خودشان حذف نموده اند، را حذف می نمایم.آرزوی موفقیت برای همه دوستان و نایب الزیاره از طرف عزیزان می باشم.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/22 ساعت | لینک ثابت

یار دبستانی من

با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما

بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو

رو تن این تخته سیاه

مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما

هرز تموم علفاش

خوب اگه خوب بد اگه بد

مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این

پرده ها را پاره کنه

کی می تونه جز من و تو

درد ما رو چاره کنه

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/18 ساعت | لینک ثابت

جمله اي که همگي متفق القول هستند،اين است که در سهميه بندي بنزين بايد صرفه جويي شود.اين ديدگاه که بنزين بايد سهميه بندي شود با توجه به شرايط کنوني ايران در عرصه هاي داخلي و خارجي و احتمال اين که تحريم شويم را همه قبول دارند.نکته قابل توجه اين است که در اين موارد انگشت اتهام مسئولان متوجه مردم است و چرا مردم متهم مي شوند،که فرهنگ مصرف ندارند و ماشين هاي خود را بدون دليل به خيابان مي آورند.اين که در مصرف همه چيز بايد صرفه جويي شود،چيزي است که همگي قبول دارند.

ولي آيا تنها مردم عامل مصرف بي رويه بنزين هستند؟

شايد بتوان به جرات گفت که استاندارد پايين خودروهاي داخلي يکي از مهم ترين عوامل مصرف بالاي سوخت در ايران هستند.استاندارد خودروهاي ساخت ايران پايين تر از استانداردهاي جهاني است و درست به همين دليل است که هر از گاه شرکت ايران خودرو فراخواني مي دهد که ماشين هاي پژو 405 به نمايندگي برده شود و قطعه اي که اتفاقا در ارتباط با سيستم سوخت رساني بنزين است و باعث سوختگي ماشين مي شود را تعويض کنند.این خودروها بالاتر از استاندارد قیمت جهانی خودرو به مردم فروخته می شود و قیمت فروش سمند به یک ایرانی 2 برابر قیمت فروش سمند به یک خارجی است.خودرو ایرانی بیش از استاندارد جهانی بنزین مصرف می کنند.مثلا اگر یک خودرو ساخت فرانسه در هر یکصد کیلومتر 4.5 تا 6 لیتر بنزین مصرف می کند،پیکان یا پراید بین 7 تا 11حتی تا 14 لیتر در همان مسافت مصرف می کند.

مردم ناگزیرند یا بالاجبار از خودرو های مثل سمند،پراید و ...استفاده نمایند و سیستم حمل و نقل عمومی مناسبی هم وجود ندارد.بهتر بود دولت به جای اعمال سهمیه بندی،فشار مضاعفی به کارخانجات خودروسازی می آورد تا استاندارد سوخت خودرو را در تولیدات خود رعایت کنند؟ولی حیف که همچین طرحی امکانپذیر نیست،چرا که دولت خودش دستش در دست آنهاست!

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/15 ساعت | لینک ثابت |

گاهی انسان دنبال بهانه ای می گردد تا دیگران رادوست بدارد.یکی از  این روزها روز مادر است .روز مادر روزی که انسان بتواند به پاس زحمات مادر او را تکریم نماید و همچنین از همسر خودش که در شادیها و غمهای او شریک بوده است تشکر نماید.مادر کیست؟ از کودکی سرپرست وهمراه ما و در نوجوانی شریک وغمخوار ما و در بزرگسالی مشاور و راهنمای ما است.تنها چیزی که می توان درباره مادر گفت:این است که عشقم را به پای وجودش می ریزم و چه واقعا زیباست بهشت زیر پای مادران است. امروز برایت دعا کردم و می دانم خدا دعایم را مستجاب می کند.پاسخ خدا را در دلم احساس کردم.من از او برایت ثروت وشهرت نخواستم. می دانم که اینها را نمی خواهی .از او خواستم در آغاز هر روز جدید پیوسته در کنارت باشم. به تو سلامتی و برکت عطا کند و برایت سعادت خواستم. مادرم، تو را خیلی دوست دارم از آن روزهایی که مریض بودم و تا دیر وقت شب بر بالین من می نشستی. دعا کردم که سایه ات همیشه بالای سرم باشد و این همه به خاطر عشق بی پایان خودت هست که توانستم برایت دعا کنم.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/13 ساعت | لینک ثابت

من نه مخالف آقای احمدی نژاد هستم،نه موافق ایشان هستم.در دور دوم نیز به ایشان رای دادم؛باید بین بد و بدتر یا خوب و خوبتر یکی را انتخاب کرد.آقای احمدی نژاد یک چهره معروف و شناخته شده ای در بین عوام نبود.طرفداران او ادعا می کنند که  او شعارهای تازه ای داد و به خواسته های مردم گوش داد.مردم از شعارهای سیاسی خسته شده بودند امید به چهره تازه ای داشتند تا خون جدیدی در رگهای جامعه جاری شود و ....

این ادعاها بی واقعیت نیست.اما آنچه من شاهد بودم یک جریانی که از سال 78 شروع شد و در راس آن یک نهاد دولتی بود که از این جریان حمایت می کرد؛شروع به برگزاری یک سری همایشهای در سطح استان فارس نمود،که در این همایشها که تا قبل انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد از همه گروه مردم در این جلسات شرکت نمودند.از نخبگان،اساتید دانشگاه ،دانشجویان،روحانیون و بازاری ها و غیره شرکت داشتند.حتی در سطح دانش آموزی کلاسهای برگزار می نمودند و به قول خودشان مردم را از اوضاع سیاسی آگاه می کردند.در یکی از این همایشها که آقای صفارهرندی (سردبیر سابق روزنامه کیهان و وزیر فعلی وزارت ارشاد) سخنران بودند.  از او سوال شد، با توجه به فرمایش رهبری در خصوص آرام سازی فضای جامعه،چرا شما و دوستانتان در روزنامه کیهان جو جامعه را متشنج می کنید.ایشان جواب دادند:ما در خصوص وظیفه اطلاع رسانی که داریم اقدام می کنیم.و از جواب دادن طفره رفت.من اسم این همایشها را پلو سیاسی گذاشته بودم،چون آخر برخی از این همایشها با پلو مرغ و متخلفات ختم می شد.

نکته دیگر که به نظر من مهم است در این انتخابات روحانیون فارس چندان حمایتی از آقای رفسنجانی به عمل نیاوردند،برعکس انتخابات قبلی که آقایان دستغیب حمایت وسیعی از آقای خاتمی به عمل آوردند.اما در این انتخابات یکی از روحانیون  فعال سید محمد انجوی نژاد  بود،که یکی از کادر اصلی هیئت رهپویان وصال می گفت:روستای در استان فارس نبود که ما برای تبلیغات احمدی نژاد نرفته باشیم.بیشتر از این نمی خواهم درباره سخنرانی های که ایشان گفته است،بنویسم.اما آن صحبتی که در مورد رای دادن مردم فارس در دور اول به کروبی گفته بود،جالب بود.اگر آن قسمت از سخنرانی را حذف نکرده باشند می توانند به سخنرانی سید در 28 خرداد 84 رجوع کنند.

اما در آخر شما خواننده محترم می توانید حدس بزنید این نهاد دولتی اسمش چی بود؟ادعای حدستان بر عهده خودتان است.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/09 ساعت | لینک ثابت |

سهمیه بندی بنزین که شروع شد،باجه های پمپ بنزین شیراز شلوغ شد،برخی از باجه داران وقتی اوج جمعیت دیدند از دادن بنزین خودداری کردند.یکی از باجه های که در شیراز مورد هجوم مردم گرفته بود،باجه پمپ بنزین واقع در شهرک میانرود بود که تمام شیشه های باجه را با سنگ شکسته بودند.

از فردا اعلام سهمیه بندی کرایه ها دو برابر شد.رانندگان آژانس تاکسی تلفنی کرایه های خود را افزایش داده بودند.در این اوضاع به نفع راننده های تاکسی و اتوبوسهای درون شهری شد،که مسافران آنها به یکباره چندبرابر شدند.چیزی که مسلم است اگر اوضاع به این صورت ادامه پیدا کند،مردم با این طرح همکاری نکنند طرح شکست خورده ای بیش نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/09 ساعت | لینک ثابت

 

 

در سال 67 که حکم اسلام در مورد سلمان رشدی از سوی امام خمینی صادر شد،بعض از افراد باور نمی کردند که کشورهای غربی مثل انگلیس که هیچ گونه ارزش انسانی و الهی را پاس نمی دارند و پشت پرده این ماجرا هستند و با این نظر که سلمان رشدی سفارش پذیر بوده است مخالفت می کردند.حقوق بشر نزد غربی لقلقه زبانی بیش نیست.در قضیه هولوکاست چنانکه در مخافت آن کسی حرف بزند،چنان با او برخورد می نمایند؛ولی با کسی مثل سلمان رشدی که اعتقادات یک میلیارد مسلمان را به سخره می گیرد،هیچ برخوردی نمی کنند و حتی به او مدال شوالیه و لقب سر می دهند.

اقدام هفته گذشته ملکه انگلیس در اعطای لقب شوالیه به آن نویسنده هتاک و حاضر نشدن دولت انگلیس در عذرخواهی از مسلمانان بار دیگر مدعای بر بی ارزش بودن حقوق بشر در نزد آنان را به اثبات رساند و ناراحتی دولتهای غربی را در افزایش بیداری امت اسلامی نشان داد و اعطای این نشان به این عنصر خود فروخته به این معناست که او وظیفه خود را در توهین به مقدسات به خوبی انجام داده است.در حقیقت این دولت و ملکه انگلیس که باید مدال حماقت بگیرند که دشمنی خود را با اسلام عیان نمودند.

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/01 ساعت | لینک ثابت