شاید شنیده باشید که در تاریخ 14 آذر یکی از فعالین جنبش دانشجویی در شیراز توسط چند مامور لباس شخصی ربوده شد.به نظر من شاید این قضیه چندان مهم نباشد؛اما اظهار نظر مسئولان درباره این قضیه جالب است.مسئولان دانشگاه درباره این قضیه از خود رفع تکلیف نمودند و گفتند حادثه ای در بیرون دانشگاه بوده است و فرماندار شیراز و مسئول تامین اجتماعی شیراز درباره این دانشجو گفته است،که فردی که مخل امنیت جامعه بوده است؛بازداشت شده است.
من که با عقل خودم چیزی را درک نکردم،ولی این را می فهم که گاهی بعضی افراد تحمل صدای یک مخالف را ندارند.شاید شما هم از حرفهای من چیزی سر در نیاورید،ولی فعلا حالا سرمان روی تنم زیادی نمی کنه!!!!!!![]()
یکی از امتیازاتی که زندانیها می توانند در طی مدت حبس خود استفاده کنند،مرخصی است.با توجه به وثیقه یا سندی که در گرو دادگاه می گذارد،می تواند از این امتیاز استفاده کنند.البته در طی حبس باید صلاحیت خود را ثابت کند و دچار تخلفی در طی حبس نشود.
قبلا به این مبنا بود که شورای طبقه بندی زندان این صلاحیت را تایید می کرد؛که متشکل از رییس زندان،حفاظت،روانشناس،انتظامی و واحد فرهنگی می باشد.اغلب زندانیها باید یکی از کلاسهای فرهنگی را که شامل کلاسهای احکام،قرآن،آموزشهای فنی و حرفه ای(برقکاری،مکانیکی و ...) انتخاب می کرد و دوره ای از یکی از کلاسها را می گذراند.ولی حالا با توجه به سیاست حبس زدایی که ریاست قوه قضاییه در پیش گرفته است و زندانیها راحتتر می توانند به مرخصی بروند و مشکلات زندگی خود را حل کنند.اکثر زندانیها شایستگی این مرخصی را دارند و متنبه شده و متوجه اشتباه خود شده اند.حالا فقط معاون رئیس زندان باید این صلاحیت را تایید کند.
مدتی قبل که با مسئول فرهنگی جلسه ای داشتیم،قرار شد کسانی که در کلاسها شرکت می کنند حالت انتخابی داشته باشد و شرکت در کلاس جنبه تشویقی داشته باشد و از مرخصی تشویقی استفاده کنند.مطلب جالبی برای ما گفت.
گفت:"یکی از زندانیها به او گفته که فرزندش مریض بوده و زنش پولی در خونه نداشته است،مجبور شده که کله قند را برداشته و اون را فروخته تا بچه اش را دکتر ببره."
سیاست حبس زدایی می تواند مرهمی بر مشکلات زندانیهای که قصد بازگشت به زندگی و سر و سامان دادن به زندگیشان باشد.
امام علی (ع) می فرماید:"دو گروه هستند،که در مورد من به هلاکت می افتند؛گروه اول کسانی هستند که درباره من غلو می کنند و دسته دوم کسانی هستند که ناصبی و دشمن من هستند."_به این مضمون_به نظر من آن چه از رفتار بعضی از ما شیعیان پیداست،این که در حق ائمه راه به غلو و یاوه گویی پیش رفته ایم.به سخنان مداحها گوش دهید،از این مزخرفها زیاد دیده می شود."خدا،علی هست.چشمهای قشنگ عباس منو دیوانه کرده و ...."
اما آن چه که من در طی زیارت از کربلا و نجف دیدم،امام پرستی گروهی از شیعیان است و اسم این کار خود را امام دوستی و عشق به امام می دانند؛وقتی نزدیک در حرم می شوند و روبروی ضریح قرار می گیرند،مثل این که در مقابل خدا قرار گرفته اند،به سجده می روند و پیشانی را برسجده می گذارند،گویی خدای جدیدی را می پرستند.در حالی که در قرآن به مسلمانان دستور داده شده است،فقط در مقابل خدا سجده کنند و غیر او را نپرستند.
من از دوستانم به خاطر این که مدتی نمی توانستم به آنها سر بزنم عذرخواهی می کنم.این هم از عوارض جنوب شهری و کیفیت بد اینترنت در جنوب شهر بود و لطفا درباره این مطلب من نظر بدهید و گرنه به ذوقم برمی خورد. ![]()
وقتی دو هفته پیش از تهران رد می شدم،با یکی از دوستانم که اهل تهران بود،در برخی از نقاط تهران برای اولین بار گشتی زدیم و سیر و سیاحتی نمودیم.یکی از مکانهایی که دیدم برج میلاد تهران بود،که به طور کامل افتتاح نشده بود و در بزرگراه تابلویی زده بودند که برج با تاخیر افتتاح می شود.شاید اولین مدیری که بابت تاخیر عذرخواهی کرده باشد؛آقای قالیباف شهردار تهران باشد وگرنه معمولا مدیران دولتی خود را محق می دانند که یک پروژه با تاخیر طولانی افتتاح شود.
از نکته های بارز که حتی آقای احمدی نژاد در دوران تصدی بر شهرداری ساخت این برج را کاری عبث و بیهوده می دانست،که پول زیادی بابت این برج صرف شود و گرنه در دنیای جدید امروز دیگر برجهای مخابراتی کاربرد خود را از دست داده است و جای خود را به ماهواره های مخابراتی داده است.
نکته کاملا بارز ناهماهنگی مدیران فعلی و قبلی؛که مدیری شروع به ساخت می نماید و مدیر بعدی آن کار را بیهوده می داند.از نمونه های بارز آن ساخت منوریل یا قطار هوایی در تهران است که در دوران شهردار سابق شروع شد و در تصدی شهردار فعلی با مخالفتش نیمه کاره باقی ماند و به قول آقای قالیباف یک هزینه بیهوده بر بیت المال تحمیل شد.

