تبليغاتX
کاکوشیرازی

متاسفم برای کسانی که علم را فدای هوا و هوس خود نموده اند و خود را در برج خودبینی محصور نموده اند.تاسف می خورم برای دانشجویانی که در پی خاکسپاری چند شهید در دانشگاه،پی آشوب و اعتراض هستند و تحمل چند تکه استخوان که در گوشه ای از یک دانشگاه به خاک سپرده شود را ندارند.آیا ما جوابی داریم برای کسانی که جان خود را در راه وطن و ناموس فدا نمودند و فقط از آن همه رشادت برای ما جز تکه استخوانی بر جای نگذاشتند،کاش همان را نیز با خود می بردند!

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/28 ساعت | لینک ثابت

بعد از یک هفته از آغاز تبلیغات انتخاباتی در شیراز تنور تبلیغات سرد است و فقط جبهه متحد اصولگرایان در نقاط مختلف شهر بیلبوردهای تبلیغاتی با نام جبهه زده است،امسال اصلا شور و شوقی در تبلیغات نیست،گویی اصلاح طلبها انتخابات را تحریم کرده اند و تبلیغاتی ندارند؛مستقلها کمی تبلیغات می کنند ولی شاخص نیست.........

بر عکس شیراز که تبلیغات سرد است،من در این هفته برای دیدن یکی از دوستان به شهر کازرون رفتم،تبلیغات باشکوهی برگزار کرده بودند.در شهرستانها حزبهای سیاسی کاربردی ندارد و مردم فقط براساس قومیت وطائفه ای در انتخابات شرکت می نمایند.یک نکته جالب که دیدم،ستاد تبلیغات یکی از کاندیدها را زنان پر کرده بودند و برایش تبلیغ می کردند،مشخص بود که زنهای روستایی بودند.به دوستم گفتم:"یه هفته زنها از دست پخت و پز راحتن و مردها براشون نوکری می کنن."

یکی از عجایب این انتخابات رد صلاحیت حجة الاسلام ربانی شیرازی نمایند فعلی و فرزند آیة الله ربانی شیرازی از یاران امام و مبارز فعال انقلاب است، که  دلیل رد صلاحیت او عدم التزام عملی به اسلام است.که با وجود این که از اصولگرایان بود،ولی از منتقدیدن جدی دولت و استاندار فعلی فارس بود،که نامه های انتقاد آمیزی علیه استاندار در روزنامه ها منتشر کرد.

به نظر من اگر کسی را می خواهند،رد صلاحیت بکنند،لااقل با دلیل محکمی باشد؛روزی روباهی از یک مرغداری یک روستایی یک خروس را دزدید،روستایی به روباه گفت:"خروس منو ندیدی؟"در حالی که دم خروس از پشت روباه پیدا بود،گفت:"به حضرت عباس من خروست ندزدیدم!"روستایی گفت:"نمی دونم قسمت رو باور کنم یا دم خروس!!!!!!"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/24 ساعت | لینک ثابت |
تقدریرنامه را بالاخره گرفتم،بالاخره بعد از کلی در زندان بودن هم از من یک تشکری شد.زندان از قسمتها مختلفی تشکیل شده دژبانی،بهداری،نگهبانی،مراقب و تمام کارمندها دلسوز و پرکار هستند اما به نظر من بخش فرهنگی از همه قسمتها سخت تر است........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/12 ساعت | لینک ثابت |

یکی از ایده هایی که در سال های اخیر بار ها و بارها بر زبان مخالفان حضور در انتخابات جاری شده است ، نافرمانی مدنی است . به گمان آنان نافرمانی مدنی ، راهی است به رهایی از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب که البته رویش توافقی نیست .من موضعم روشن است و طرفدار شرکت در انتخاباتم ، با همه ایراد هایی که به انتخابات در ایران وارد است و همه از آن کم و بیش مطلعیم،اما دلایل دیگری نیز برای خودم دارم . نخستین و مهم ترین دلیلم در این پرسش نهفته است که آیا در ایران تحریم انتخابات عملی است ؟

نقطه طلایی در این ماجرا " قانون " است . نافرمانی مدنی یعنی سر پیچی از قانونی که از نظر برخی ناعادلانه است . حالا اگر در جامعه ای قانون گریزی به حدی باشد که میان آنان که نافرمانی می کنند و آنان که قاون گریزی شیوه معمول زندگی شان است ، تمایزی نتوان قائل شد ، آیا نافرمانی مدنی واجد معناست؟ آیا طرح نافرمانی مدنی در چنین جامعه ای جز ایده ای تخیلی می تواند ، به حساب آید ؟ چه بسا در اثر تبلیغات منادیان نافرمانی مدنی ، بخش زیادی از مردم هم اکنون در حال نافرمانی مدنی باشند ، اما چنین نافرمانی چه تاثیری می تواند داشته باشد؟ نافرمانی مدنی در جامعه ای که قانون گریزی هنجاری عمومی است ، چگونه عملی می شود ؟ دوستانی که همه را دعوت می نمایند که در انتخابات شرکت ننمایند و که همه را به نقد خود فرا می خوانند و به این و آن انتقاد می کنند که چرا خود را نقد نمی کنید ، آیا یک بار از خود پرسیده اند که طرح این ایده در این چند سال چه توفیقی در بر داشته است ؟ به گمان من این ایده و بسیاری از ایده های این چنینی ، بر مبنای منطق موقعیت ایران تدوین و تعریف نشده است و تا اطلاع ثانوی کم هزینه و پر فایده ترین راه نسبت به هزینه هایش برای اصلاح وضعیت کشور ، حضور موثر و منتقدانه و مسئولانه در انتخابات است .

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/12 ساعت | لینک ثابت

حفاظت یکی از مهمترین قسمتهای هر اداره ای و سازمانی است و به تمام قسمتهای زندان اشراف دارد،باید بر تمام مجموعه زندان،کارمندها و زندانیها نظارت داشته باشند،مراقب باشند که اتفاق نابهنگام مثل شورش،درگیری و ...در زندان رخ ندهد،سر زده به تمام مجموعه سر می زنند.وقتی از زندان خارج می شدم مسئول حفاظت به طرف من آمد و خداحافظی کرد،قرار براین بود که جابه جا شود ولی فکر نمی کردم به این زودی برود؛آدم حفاظتی و در عین حال شخصیت جذاب و مهربان و متواضعی داشت،با او روبوسی کردیم و خداحافظی نمودیم.

یاد یک خاطره از او افتادم؛یک روز که به اتاق او رفتم،کنار میزش جانمازش را پهن کرده بود و نماز می خواند؛تا حالا مدیری ندیده بودم که این قدر بی ریا و صمیمی باشد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/12 ساعت | لینک ثابت

یکی از اقدامهای سازنده رئیس زندان تشکیل بند سبز است،مسئول بند سبز انسان دلسوز و پرتلاشی است،تمام هم و غمش این است که از تعداد معتاد کم نماید.زندانیهایی می توانند به بند سبز بیایند که مواد و سیگار را ترک نمایند و در بند سبز کشیدن سیگار ممنوع است؛در حالی که در بندهای دیگر به راحتی سیگار می کشند .............


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/12 ساعت | لینک ثابت

خودزنی یکی از مسایلی که به وفور در بین زندانیها دیده می شود،علتهای زیادی دارد مواد دیر به آنها برسد،برای جلب توجه و ترحم شاکی؛ادعا کذب کنند،که مامور زندان آنها را زده است.

نحوه خودزنی آسیب رساندن به خودشان،تیغ کشیدن روی بدن،خوردن تیغ،انواع قرص و ... است........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/12 ساعت | لینک ثابت

صدای پای اشتران از دل كویر می‎آید. كاروانی خسته و غم‎دیده و محزون هر كسی سر به کنج كجاوه گذاشته و آرام آرام می‎گرید، باد با رقص جنون‎آمیز خود شن‎های صحرا را پا به پای خود به وجد آورده و به آسمان می‎برد.صدای زوزه باد هر از گاهی مصیبت‎دیدگان را از دل دریای غم بیرون می‎آورد.آری، كاروان اُسراء اینك به سمت مدینه باز می‎گشت، مدینة النّبی كه اینك محزون و داغدار پسر پیامبر بود....

در این اثنا بی‎بی زینب كبری (سلام الله علیها) خود را تمام قد بر روی قبر برادر انداخت و با اشك و آه و صدای محزون گفت:

ای وای برادرم حسین جان، ای وای محبوب دل پیامبر خدا، ای فرزند مكه و مِنا. ای پسر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ای فرزند علی مرتضی (علیه السلام).

ای برادر،  شرمنده‎ات گشتم که نازدانه‎ات رقیه را در خرابه شام جا گذاشتم .ای برادر، اگر اینجا نامحرم نبود، جای تازیانه و سنگ‎ها را به تو نشان می‎دادم.ای برادر ما را خارجی خواندند و از بالای بام‎ها بر ما سنگ زدند و بر رویمان خاك و خاكستر پاشیدند.ای عزیز مادرم ای میوه قلبم و ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/09 ساعت | لینک ثابت

دیروز یکی از دوستان به من گفت شب یک همایشی در تالار فرهنگیان برگزار می شود.به خودم گفتم شرکت می کنم؛هم فال و هم تماشا.ساعت شروع همایش ساعت 7 عصر بود.ولی من ساعت 8 رفتم،معمولا همایشها یک ساعت دیرتر شروع می شود.همان موقع تازه بزرگان آمده بودند و داشتند روبوسی می کردند.فرماندار شیراز آقای عزیزی،نماینده شیراز در مجلس آقای ذوالانوار،آقای سقاچی،آقای اسکندری کاندید مجلس و رئیس سابق سازمان تبلیغات و چهره های شاخص دیگر.

من دیگر مطمئن بودم که این همایش در چارچوب یک برنامه تبلیغاتی انتخاباتی و در راستای جبهه اصولگرایی شکل گرفته بود.مجری برنامه بعد از مقدمه ای سخنرانی از آقای رضازاده برای ایراد سخنرانی دعوت کرد.ایشان هم بعد از ذکر تعریف از حاضرین از فضایل دولت نهم سخن راند و گفت که مردم از اصلاح طلبان سرخورده شدند و به دولت نهم رای دادند.سخنران بعدی معاون وزیر اطلاعات در امور مذاهب بود.شمه ای از حضور تبلیغی ادیان جدید به خصوص بهائیت در بین جوانها و خطرات آنها گوشزد کرد.سخنران بعدی آیة الله خزعلی رئیس بنیاد غدیر بود،که با توجه به آیات و روایات نقش امام را در پیروزی انقلاب گوشزد کرد.

حواشی همایش:من در بالکن روبروی جایگاه سخنرانی نشسته بودم،کناری من در حین سخنرانی استاندار،موبایلش زنگ زد،گویا از نجف با او تماس گرفته بودند،در حال دعا به سوی بارگاه امام علی(ع) بود و در حس و حال عجیبی بود_بلند بلند صحبت می کرد_یک لحظه استاندار نظرش به طرف من افتاد و با ناراحتی گفت:"موبایلها رو خاموش کنید."در دلم گفتم من بدبخت که موبایل ندارم.

سخنران دوم به جای استفاده از کلمه مورد یا مدل از کلمه کیس استفاده می کرد؛دوستی حوصله اش سر رفت و گفت:"فارسی را پاس بداریم."

سخنران نکته جالبی گفت.پیشنهادش در مورد اعضای بهائیت این بود،بدون سر و صدا و بهانه های (به غیر از مذهبشان) از جایی که کار می کنند،بیرون انداخته شوند.

به نظر من این گونه همایشها فقط اسراف کردن از جیب بیت المال است.اگر راست می گویند این گونه همایشها را نه از جیب ملت از جیب خوشان خرج کنند.انتقاد من نه متوجه اصولگرایان که اصلاح طلبان نیز بسیار از این گونه همایشها با هزینه بیت المال برگزار می نمودند.

دم در اعلامیه ای بود که حاضرین در جلسه طوماری امضا می کردند،که از امام جمعه بخواهند،استعفا خود را پس بگیرد و به فعالیت خود ادامه دهد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/05 ساعت | لینک ثابت |

اصلاح طلبان وقتی در انتخابات دوم خرداد پیروز شدند،غره از این پیروزی رقیب را به کناری زدند و خود عرصه فتح سنگر به سنگر شدند،حتی اگر افراطیها می توانستند خاتمی را برکنار می نمودند و خود عرصه مدیریت کشور را برعهده می گرفتند.در حالی که به نظر من پیروزی دوم خردادیها مرهون خاتمی و شعارها دلپسند او بود.اصولگراها در پی نجات از این شکست،پی اتحاد و همدلی بودند.در یکی از همایشهایی که حاضر بودم.مهدی خانی عضو فعلی شورای شهر(اصولگرای سابق و اصلاح طلب فعلی) می گفت.اصولگرایان بر این هستند که با آوردن چهره های که مقبول جامعه هستند،در انتخابات پیروز شوند.این سخنش قبل از انتخابات دوم شورای شهر بود.اصولگرایان به تدریج در هر انتخابات به پیروزی رسیدند،تا این که در انتخابات ریاست جمهوری دچار تفرقه و دودستگی شدند،ولی به خاطر نبود،چهره موثری در اصلاح طلبها آنها پیروز شدند.

اصلاح طلبها واصولگراها به همان مشکل همیشگی دچار شده اند،به خاطر نبود حزب و سازماندهی نیرو و آموزش به روی کار آوردن چهره های مانکن برای برنده شدن در انتخابات روی آورده اند،که مردم در مدتی از اینها خسته می شوند؛چون قابلیت رسیدگی به مشکلات مردم و بازیهای سیاسی را ندارند.نمونه بارز آن را در مجلس هفتم می توان مشاهده نمود که مجلسی تحت استیلاء دولت تبدیل شده بود.از مشکلات اصلی اصلاح طلبها هم دوری از توده مردم و توجه پیش از حد به یک گروه سیاسی بازی خورده می توان اشاره کرد.برنده اصلی انتخابات کسی است،که بتواند رای اکثر مردمی را که رای می دهند را با خود همراه نماید،نه آنهایی که حاضر به شرکت در انتخابات نیستند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/01 ساعت | لینک ثابت

 رئیس  زندان بر تمام امور زندان مشرف است و تصمیم او جاری است.اجازه آزادی زندانیانی که جریمه مالی کم و زندانیانی که به مرخصی یا جهاد(زندان نیمه باز) را باید خودش صادر نماید.رئیس جدید چند ماهی کار خودش را شروع کرده است،انسان متواضع و فروتنی است،براحتی می توان با او صحبت کرد و مشکلات را با او در میان گذاشت.دیروز عصر وقتی وارد زندان بسته شدم.متوجه شدم به زندان آمده است،پیش او رفتم و در مشکلات آموزشی زندان با او صحبت کردم و پیشنهاد دادم که به زندانیها یک سری آموزشهای که جهت ورود به زندگی جدید است،داده شود.به حرفهای من توجه کرد و گفت در موردش فکر می کند.زندانی از وقتی وارد محیط بسته زندان می شود،روحیه خودش را می بازد.من همیشه سعی می کنم به زندانیها روحیه بدهم و لااقل خارج از جرمی که انجام داده اند،دنیا به پایان نرسیده و باید خود را برای یک زندگی سالم آماده نمایند.گاهی عصرها با برخی از زندانیها بازی تنیس می کنم.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/12/01 ساعت | لینک ثابت