كودتاي 28 مرداد كه با طراحي انگلستان و آمريكا و اجراي مشترك آن دو به انجام رسيد، پايان غم انگيزي بر نهضت ملي شدن صنعت نفت و آغاز دوره جديدي از ديكتاتوري و استبداد بوده است.... آمريكا و انگليس با هدف تصاحب منابع عظيم نفتي ايران، سياستهاي يكساني را عليه نهضت ملي در پيش گرفته بودند و اتحاد جماهير شوروي نيز علي رغم شعارهاي دفاع از منافع زحمتكشان، به منابع اقتصادي و سياسي ايران چشم دوخته بود. روسها از تحويل يازده تن طلائي كه به ايران مقروض بودند و هزينه آن گرسنگي مردم ايران در جريان جنگ جهاني دوم به جهت صدور گندم به آن كشور بود - علي رغم نياز مبرم ملت و دولت ايران - استنكاف ورزيدند. بدين ترتيب كودتایی در 28 مرداد شروع شد و به پيروزي رسيد و سرلشگر زاهدي به نخستوزيري رسید و محمدرضا پهلوي به كشور بازگشت و به تعبير امام خميني «محمدرضا رفت و رضاشاه برگشت».... نهضتی که با خون شهیدانی برای آزادی ایران آغاز شده بود،دچار اختلافات نیروهای نهضت و دسیسه های بیگانگان شد،که برآیند آن بازگشت شاه به تاج و تخت و به یغما بردن منافع ملی ایران برای چند دهه شد.
ادامه مطلب
چند روزی است،کوچه ها را آذین بسته اند و خیابانها آن قدر چراغانی شده که دیگر کسی برای پیدا کردن ماه آسمان را نمی بیند.ستاره شمردن چه فایده دارد،وقتی قرار است خورشیدی آسمان دلمان را نورانی کند.شهر کاملا آماده است.همه چیز از روز بزرگی خبر می دهد و نوید شیرین ما را به یقین می رساند،که "او" می آید.نمی دانید انتهای کوچه ما چه خبر است،شوق وصلت دو زوج خوشبخت در شبی به یاد ماندنی.
این روزها آن قدر کاممان را از شیرینی شیرین کرده اند؛که کودکان محله به وجد آمده اند،به امید روزی که شیرینی حضور او را بچشیم.او را التماس می کنیم،یا من ارجوه لکل خیر،او را که امید همه منتظران است.وقت است که به پا شویم و او را انتظار کشیم که امید هر منتظر است.برخیزیم و امید داشته باشیم،که شایسته ظهورش شویم.میلاد اوست که همه منتظران آرزوی دیدن او را دارند.
از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان این که خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود نمی بیند.مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو " موج"، موجودیت یافت؟مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟
عطر دلنوازی فضا را آکنده است . گویا شمیم یاس است که به دل ، جان می بخشد . آنجا را بنگر نیلوفران راه را فرش کرده اند . تمامی راههای آسمانی آذین بندی شده ، شادی و سرور و بهجت عالمین را در برگرفته ، ملائک پایکوبان به استقبال آمده اند ، به راستی اینان شوق چه در سر دارند ؟آن چیست که نه تنها ملکوتیان ، که ما خاکیان را نیز بهره می رساند؟اگر با چشم دل به آسمان بنگری ، نام زیبا و دلنشین " شعبان " را می بینی که چگونه ستاره باران شده و چون لؤلؤیی درخشان می درخشد ؛مژده باد مسلمین و عباد الله را که ماه شعبان از ره رسیده ؛عاملان عرش در تنظیم و تکریم این ماه مبارکند و بهشت را آذین می بندند ؛شعبان آمد، ماه پذیرش توبه ، ماه عبادت و خودسازی ؛باید خود را آماده میهمانی خدا سازیم ، تا رمضان چند گامی بیش نمانده ؛اما چرا نام شعبان دل را می لرزاند ؟چون دراین ماه ، سرور آزادگان ، سمبل عشق و ایثار ، زینت عابدین وامید دلهای منتظر ، نَفَس جانها ،فریادرس مظلومان و برافرازنده پرچم هدایت بر فراز گیتی جهان را با وجودشان منورنموده اند.الهی در این ماه و هر ماه کامم را به حلاوت تلاوت کلامت شیرین بدار.خدایا طعم شیرین مناجاتت را به من بچشان.بارالها!ما را از چشمه تسنیم شعبان سیرآب ساز.حلول ماه شعبان ، ماه عبادت و بندگی مبارک باد.
مجلس محترم شوراي اسلامي طرحي را به تصويب رساند که مد و لباس سازماندهي شود وچهار وزارتخانه دولتي ملزم شدند که اين طرح ملي را به اجرا بگذارند.
اخیرا نمايشگاههاي در خصوص لباس ايراني برگزار شد و بانوان محترمی با پوشیدن این لباسها به خودنمایی در محل برگزاری نمایشگاه شدند.در حالی که چندان فرقی با شو لباسهای غربی که در مجامع دیگر برگزار می شود،ندارد و فقط زنها پوشیده هستند وگرنه هر دو در یک چیز مشترک هستند:
نمایش زن برای فروش بیشتر!!!!!!!
ولي نکاتي لازم است گفته شود.
يکي از ضروريات انسان پوشيدن لباس است بخش مهمي از تمدن و فرهنگ جوامع در نوع پوشش است.از وقتي رضاخان پهلوي طرح متحد کردن لباس به شيوه غربي را در کشور به اجرا گذاشت،ديگر مردان حاضر به پوشيدن قبا نبودند و کت و شلوار را انتخاب کردند.حتي عده اي از زنان چادر با روبند را کنار گذاشتند و پوششهاي غربي را برگزيدند تا اين که در ايران انقلاب شد و فقط زنان ملزم شدندکه موهاي سر خود را بپوشند.در حالي که برخي ملتها از جمله عربها هنوز بر پوشش سنتي خود تاکيد دارند و در مجامع بين المللي از پوشش ملي خود استفاده مي کنند،تا اصالت هاي فرهنگي خود راحفظ کنند ولي مردم ايران با تاثيري که از فرهنگ پوشش غربي پذيرفته اند،ديگر با لباس خاصي شناخته نمي شوند و حتي لباس قوميتها کمتر مورد استقبال قرار مي گيرد؛مگر مجلس خاصي مثل عروسي باشد.ديگر وقتي که زنان چادري شلوار جين مي پوشند و مردان از پوشش غربي استفاده مي نمايند جايي براي بحث در مورد لباس و الگوي ايراني نداريم.اگر قرار است پوشش ايراني را ترويج کنيم بجاست مدیران فرهنگی به جاي پوشيدن کت از قبا استفاده نمايند.
تنها مرزی که برای رفتن به عراق در حال فعلی باز است،مرز مهران در استان ایلام است،کاروان ما ساعت 7 صبح به مرز رسیدیم و تا کارهای گذرنامه را در مرز ایران و عراق انجام دادیم،ساعت 5 عصر وارد عراق شدیم و به سمت نجف حرکت کردیم.ساعت 10شب بود و در جاده بصره_بغداد بودیم.یک گشت آمریکایی اتوبوس را نگه داشت و دو سرباز آمریکایی وارد اتوبوس شدند.یکی از آنها به آخر اتوبوس برای بازرسی رفت و دیگری با اشاره فهماند،مسافرها کی هستند.راننده گفت:"ایرانی!"
سرباز رو به ما کرد و به انگلیسی می گفت ایرانی تروریست؛ایرانی دنگ دنگ.هی تاکید داشت که ما ایرانیها ترور می کنیم.نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و گفتم:"irani no terrorism"
به من گفت:"can you speak enghlish?"
_no,I can,t
با همدیگر بحث می کردیم،در حالی که عواقب سنگینی برای من داشت،می توانست مثل دفعه قبل مرا اذیت کند و حتی بازداشت کند؛آخر کار خندید و مانیفست کاروان(لیست اسامی و عکس زوار) را گرفت و عکس زوار را نگاه کرد.نگاهی به عکس زنها کرد و گفت:"beautiful!!"
وقتی رفت،به مدیر کاروان گفتم:"اینها چه بر سر نوامیس ملت عراق در میارن!!"

