تبليغاتX
کاکوشیرازی

با سلام و  تبریک  فرا رسیدن عید غدیر خم خدمت شما دوستان  عزیز  

رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) على (علیه السلام) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب نموده  و فرمود : "من كنت مولاه فعلى مولاه" خبر این جریان در همه جا پخش شد " نعمان بن حارث فهرى" خدمت پیامبر (ص) رسید  و عرض كرد به ما دستور دادى شهادت دهیم به یگانگى خدا و رسالتت  ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى ، همه  را پذیرفتیم، اما با اینها راضى نشدى تا اینكه این جوان را به جانشینى خود منصوب كردى، و گفتى: "من كنت مولاه فعلى مولاه" ، این سخن از ناحیه خودت است یا از سوى خدا؟!

پیامبر (ص) فرمود:" قسم به خدایى كه معبودى جز او نیست این از ناحیه خدا است".

" نعمان" روى بر گرداند در حالى كه مى‏گفت" اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگى از آسمان بر ما بباران"! اینجا بود كه سنگى از آسمان بر سرش افتاده  و او را كشت، همین جا آیات1 و 2 سوره حجاره نازل شد: " سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ  لِلْكافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ " تقاضا كننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد این عذاب مخصوص كافران است، و هیچكس نمى‏تواند آن را دفع كند. (1)

1)نقل به مضمون از مجمع البیان جلد 10 صفحه 352 همین مضمون را بسیارى از مفسران اهل سنت، و روات حدیث با مختصرى تفاوت نقل كرده‏اند.مرحوم" علامه امینى" در" الغدیر" آن را از سى نفر از علماى معروف‏  اهل سنت نقل مى‏كند  الغدیر جلد 1 صفحه 239 تا 246  



ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سیزدهم آذر 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

تو را غايب ناميده اند، چون ظاهر نيستي، نه اينكه حاضر نباشي.غيبت به معناي حاضرنبودن، تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند، فرق ميان ظهور و حضور را نمي دانند، آمدنت كه در انتظار آنيم به معناي ظهور است، نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را. وقتي ظاهر مي شوي، همه انگشت حيرت به دندان مي گزند با تعجب مي گويند كه تو را پيش از اين هم ديده اند. و راست مي گويند، چرا كه تو در ميان مائي، زيرا امام مائي. جمعه كه از راه مي رسد، صاحبدلان دل از دست مي دهند و قرار از كف مي نهند و قافله دل هاي بي قرار روي به قبله مي كنند و آمدنت را به انتظار مي نشينند ...

شاید این جمعه بیاید

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و یکم آبان 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

حج: يعني آهنگ، مقصد يعني حرکت نيز هم. و همه چيز با کندن از خودت، از زندگيت و ازهمه علقه‌هايت آغاز مي‌شود، مگر نه که در شهرت ساکني؟ سکونت، سکون، حج نفي سکون.چيزي که هدفش خودش است يعني مرگ. حج: جاري شو! هجرت از " از خانه خويش " به " خانه خدا"،"خانه مُردم"! اي برلب‌هاي ديگران ترانه‌ساز، آهنگ نيستان خويش کن! موسم: و اکنون هنگام در رسيده است، لحظه ديدار است، ذي حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگيدن، کينه ورزيدن و ترس. زمين را، مهلت صلح، پرستش و امنيت داده‌اند، خلق با خدا وعده ديدار دارند، صداي ابراهيم را بر پشت زمين نمي‌شنوي؟ و او در خانه‌اش ترا به فرياد مي‌خواند، دعوتش را لبيک گوي! پس اکنون که در "دار عمل" هستي خود را براي رحلت به " دار حساب " آماده کن، مردن را تمرين کن، پيش از آنکه بميري، بمير.حج کن!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی ام مهر 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

عید فطر از مهمترین اعیاد مسلمانان است که روزی فرخنده بوده و همواره همراه با مراسم پرشکوه است.رمز  این اهمیت در این است  که مردم این روز را جشن پایداری آنها در روزه داری یک ماهه می دانند.این جشن در واقع اختتامیه پرشکوه یک ماه ضیافت الهی است که در آن چندین گام به خدا نزدیکتر شده اند.

عید بر عاشقان مبارک باد               عاشقان عیدتان مبارک باد

بر تو ای ماه آسمان وزمین              تا به هفت آسمان مبارک باد

عید آمد به کف نشان وصال            عاشقان این نشان مبارک باد

کاش واژگانی دیگر در اختیار آدمی بود تا وصف این عید کند آخر چگونه می توان به آنان که از مهمانی ملکوت آمده اند تبریک گفت به آنان که حق میزبانی شان کرده است آن چیست که از حضور حق در خانه دل آدمی واز مهمان شدن او به خانه حق مبارک تر و فرخنده تر باشد آنجا که زبان حال هرآن که عظمت میزبان را دریافته چنین است الهی خلق تو شکر نعمتهای تو کنند من شکر بودن تو کنم نعمت بودن تست الهی ((وسماهم ربهم)) تمام است ((شرابا طهورا))کدام است.

الهی دل آن داریم که مهمان دوست داریم اما دست آن ندارم که دوست را مهمان داریم.این نجوای خالصانه میهمانان اوست گاه با دل خویش و گاه با خدای خویش نجوایی که از زلالیهای وجودشان بر خاسته است وشگفت آنجاست که عشق از همان بلندایش پاسخ مهمان میدهد

دلا در روزه مهمان خدایی                           طعام آسمانی را سرایی

در این مه چون در دوزخ ببندی                     هزار در زجنت برگشایی

فرخنده می گویم  آنانی را که عشق حق طیب جانشان بوده است و آنانی را که مهمانی خدا را به پایان رساندند و اینک با یاد سرور بزرگ عید سعید فطر در شور فرو رفته اند. عید مسلمین را به شما تبریک عرض می نمایم.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی ام شهریور 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام


خدا در ماه رمضان ملائک را آوازخوان فرستاده است تا صدا دهند هر که حاجت دارد بیاید و برای همگان خوان رحمت گسترده اند.فصل فصل عجیبی است. از لبهای انسان ترنم تبسم می بارد از چشمهایش شوق پرواز صدای تپش قلب اهنگ انتظار را می خوانند و

                                                                             هلال رمضان

                                                                                           دلها را بشارت بهشت می دهد.چه عروج عارفانه ای دست می دهد به چه شوقی فرا گرفته است کائنات را شبها پر از تجرید است پر از تلاوت قرآن بنشین و بخوان با نیمه شبهای افتتاح (( اللهم انی افتتح الثنا بحمدک )) خداوند آغوش گشوده است برای اشکهای تو!حالا من مانده ام و جز اشک چیزی ندارم که تقدیمش کنم آیا مرا خواهد پذیرفت و غیر از آه هیچ در توشه ام نیست. دستهایم را به سوی او می گیرم که مرا جز او هیچ یاوری در این دریای متلاطم نیست.

خداوند پنجره های سحر را گشوده است تا عارفان با یگانه معشوق عالم نجوا کنند.بقچه های متبرک مفاتیح را بگشایند.سجاده های محکم سلام را باز کنند و سبد سبد نیاز و تمنا تقدیم دوست کنند.دروازه های بهشت را گشوده اند.درهای آتش را بسته اند و شیاطین در غل و زنجیرند.نهرهای شیرین شهد خود را جاری کرده اند و زمان مفهوم دیگری دارد ثانیه ها با سکوت حرف می زنند و از ملکوت می گویند.سحر پر از حس حضور است خانه های تماشای ملکوت منظر نگاه انسان می شوند.


مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و ششم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

رمضان می آید،تا تو فرصت زیارت سحرهای سحرآمیز فراهم شود،فرصت زیارت شوق،زیارت نور،زیارت یاران.رمضان می آید،تا بتوانی بی گدار به آب بزنی و رکعتی شوق نذر دلت کنی.او می آید،تا لب فرو بندیم،تا لب تشنه عطش بنوشیم،تا لب سوز لبخندهای واقعه شویم و در این لبالب شدن ها،دو رکعت نماز گریه بخوانیم.او می آید،تا پنجره ها یاد بگیرند،سحرخیز شوند.رمضان می آید،تا در گرماگرم افطار،خنده اهالی اش طعم سرخ سیب بدهد و بر لبانشان ذکر"اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا"جاری می شود.او می آید،تا با اذان موذن زاده و ربنای شجریان،باور کنیم،آسمان همین نزدیکیهاست.

او می آیدتا فرصت کنی،سفره ای بیندازی،پر از آیه و آینه و در پای این سفره تا آسمان بلند،چشم هایت را قسمت کنی.او می آید،که سحرهایش همه راز و نیاز با اوست،که به قول دوست اگر تنهاترین تنها شوم،باز خدا است.او می آید،تا تکلیف چشمهای روزه دارت را روشن کنی و در آسمان قلبت به دنبال ستاره های نورانی خدا باشی.

این دهــان بستی دهــانی باز شـــد کـو خـورنده‌ی لــقمـه های راز شـــد


مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و ششم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

چند روزی است،کوچه ها را آذین بسته اند و خیابانها آن قدر چراغانی شده که دیگر کسی برای پیدا کردن ماه آسمان را نمی بیند.ستاره شمردن چه فایده دارد،وقتی قرار است خورشیدی آسمان دلمان را نورانی کند.شهر کاملا آماده است.همه چیز از روز بزرگی خبر می دهد و نوید شیرین ما را به یقین می رساند،که "او"  می آید.نمی دانید انتهای کوچه ما چه خبر است،شوق وصلت دو زوج خوشبخت در شبی به یاد ماندنی.

این روزها آن قدر کاممان را از شیرینی شیرین کرده اند؛که کودکان محله به وجد آمده اند،به امید روزی که شیرینی حضور او را بچشیم.او را التماس می کنیم،یا من ارجوه لکل خیر،او را که امید همه منتظران است.وقت است که به پا شویم و او را انتظار کشیم که امید هر منتظر است.برخیزیم و امید داشته باشیم،که شایسته ظهورش شویم.میلاد اوست که همه منتظران آرزوی دیدن او را دارند.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهاردهم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

عطر دلنوازی فضا را آکنده است . گویا شمیم یاس است که به دل ، جان می بخشد . آنجا را بنگر نیلوفران راه را فرش کرده اند . تمامی راههای آسمانی آذین بندی شده ، شادی و سرور و بهجت عالمین را در برگرفته ، ملائک پایکوبان به استقبال آمده اند ، به راستی اینان شوق چه در سر دارند ؟آن چیست که نه تنها ملکوتیان ، که ما خاکیان را نیز بهره می رساند؟

اگر با چشم دل به آسمان بنگری ، نام زیبا و دلنشین " شعبان " را می بینی که چگونه ستاره باران شده و چون لؤلؤیی درخشان می درخشد ؛مژده باد مسلمین و عباد الله را که ماه شعبان از ره رسیده ؛عاملان عرش در تنظیم و تکریم این ماه مبارکند و بهشت را آذین می بندند ؛شعبان آمد، ماه پذیرش توبه ، ماه عبادت و خودسازی ؛باید خود را آماده میهمانی خدا سازیم ، تا رمضان چند گامی بیش نمانده ؛اما چرا نام شعبان دل را می لرزاند ؟

چون دراین ماه ، سرور آزادگان ، سمبل عشق و ایثار ، زینت عابدین وامید دلهای منتظر ، نَفَس جانها ،فریادرس مظلومان و برافرازنده پرچم هدایت بر فراز گیتی جهان را با وجودشان منورنموده اند.الهی در این ماه و هر ماه کامم را به حلاوت تلاوت کلامت شیرین بدار.خدایا طعم شیرین مناجاتت را به من بچشان.بارالها!ما را از چشمه تسنیم شعبان سیرآب ساز.

حلول ماه شعبان ، ماه عبادت و بندگی مبارک باد.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در ششم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان این که خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود نمی بیند.مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو " موج"، موجودیت یافت؟مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟

پس چرا ما خبر " ولادت"  تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در ششم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

بيانيه‏اى را مشاهده كردم كه جمعى از نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى صادر كرده‏اند. اينجانب بعنوان يكى از اعضاء خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مى‏كنم: مى‏فرماييد چهل ميليون نفر در انتخابات شركت كردند؛ امّا سؤال اينجا است كه سخن اكثريت ايشان اين است كه رأى ما كجا رفت؟ اگر شما به اين خواسته آنها احترام مى‏گذاشتيد و اهميت مى‏داديد كه الان هم دير نشده، چنانچه صندوقى باقى باشد باز شمارى مى‏كرديد، بر شما معلوم مى‏شد كه خواست آنها غير عقلايى نبوده.

  
....


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهارم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام
شعبان

 

آن چند امر است :اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگویداَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ  

دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هركه هر روز از این ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى دیگر استغفار كند .

فرا رسیدن ماه شعبان،ماه رسول الله(ص) را تبریک می گویم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در یکم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام
اقرا باسم ربک الذی خلق....

اقرا باسم ربک الذی خلق....

و حرا مهبطی بود که جلوه گاه نور خورشید گشت.بعثت طلوعی بود که خورشید حق را از خاور تاریخ،تابانید.محمد(ص) دیباچه ی زرین کتابی بود که کلماتش جوشیده از وحی و فرود آمده از عرش و نازل شده از ملکوت بود.مبعث،فصلی بهاری در پهنه ی قرون بود که محمد(ص) را همچون گلی زیبا بر دامن رسالت نهاد و سرزمین مکه،با فروغ چهره ی این خورشید تابان شد.

27 رجب،محمد(ص) آمد،تا کودک بشریت را در آغوش مهر و عطوفت دین،قرار دهد.تا زندگی های مسخ شده ی مردم را با فطرت آشتی دهد و جهل و جور بمیرد؛تا شرک و بت پرستی رخت بربندد.

درود بر حبیب خدا،محمدمصطفی(ص) که جهان را از حلاوت محبت خدا پر کرد و زمان و تاریخ را از موج تکبیر آکنده ساخت.

سلام و صلوات خدا بر محمد(ص) و آل محمد(ص)......

 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و هشتم تیر 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنچیزی که در حدیث آمده این است:امام علی(ع): «إِنَّ أَكْثَرَ أَشْيَاعِهِ يَوْمَئِذٍ أَوْلَادُ الزِّنَا وَ أَصْحَابُ الطَّيَالِسَةِ الْخُضْر» یعنی به راستی اغلب پیروان دجال در روزی که دجال خروج کرده است ولد الزنا و صاحبان تالشان سبز هستند. الطیالسه همان تالشان فارسی است (مجمع البحرین، ج4، ص 82)یا ( بحارالانوارجلد13،مهدي موعود،باب بيستم و نهم ؛علامات ظهور ترجمه:مرحوم محمدحسن بن محمد )تالشان یا طالشان ردا یا لباسی است که آن را بر کتف پوشند و همه بدن را فرا می گیرد و آن را بافند و برش خیاطی ندارد (فرهنگ فارسی معین، ج2، ص 2202)
معنای واقعی جمله را با ترجمه حامیان  مقایسه کنید و ببینید طالشان که شبیه عباست و همه بدن را فرا می گیرد را شال گردن معنا کرده و به شکل غیر قابل باوری معنای جمله را تحریف کرده اند.واقعا جاي تاسف است،که دين  هم ملعبه و بازيچه افرادي شده است.حتي وقتي اس ام اسي که بدستم رسيد و آن را خواندم.وقتي بررسي کردم در اس ام اس منبع خبر را بحارالانوار جلد 3 داده بود.در حالي که روايت در اصل در کتاب بحارالانوارجلد13،مهدي موعود،باب بيستم و نهم ؛علامات ظهور ترجمه:مرحوم محمدحسن بن محمد مي باشد.حتی حناب آقای احمدی نژاد هم در روز شنبه ۲۳ خرداد شال سبز بر دور گردنش انداخت و به آن مباهات نمود.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و یکم خرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

...امروزهفتاد و پنج روز است که از آن ماجرای وفات پدر می گذرد.

بانو از صبح فرموده بود تا ندیمه اش، اسماء بنت عمیس، بسترش را بر وسط  اتاق بگستراند.فرزندانش را یکایک بوسید و برای آخرین بار موهایشان را خود آراست.افسوس که چه زود گمان بچه ها که می پنداشتند مادر بهبود یافته است فرو ریخت.از همه دلخراشتر لحظه وداع فاطمه با علی بود.

خدایا، علی با فقدان فاطمه چگونه سر کند؟این همه بارمصیبت و رنج را کجا برد؟سنگینی بار این فراق شانه های کوه علی را فرو خواهد شکست.اما مگر کسی را یارای آن است که در برابر مشیت  الهی بایستد! او قضای خویش را پیش خواهد برد.دم دمای غروب بود که فرشته مرگ، درب خانه علی را کوبید.و ازاین پس علی بود و تنهایی!شب بود و یک سینه فریاد مولا بر حلقوم چاه!

خاطرات زندان کاکوشیرازی را  اینجا بخوانید.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هجدهم اردیبهشت 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

یوسف

باورکن دعا کردن راه ورسم دارد.خدا هم مانند پدر ومادری دلسوز خوب و از سر حوصله می شنود.اما گاهی اوقات آنچه را می خواهیم برآورده نمی کند، می دانید چرا؟

به آیه 33 سوره یوسف توجه کنید:

قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّی كَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِینَ

[یوسف‏] گفت: «پروردگارا، زندان براى من دوست‏داشتنى‏تر است از آنچه مرا به آن مى‏خوانند، و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى، به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله‏] نادانان خواهم شد.»
در این آیه به صراحت خداوند می فرماید بندگان من خیلی وقتها دعا های شما باعث هلاکت ونابودی شماست بنابراین دعایتان را برآورده نمی کنم.گاهی اوقات خدای حکیم دعایی از ما را مستجاب می کند که گرهی و یا سختی در زندگی ما ایجاد می کند.

آری، تعجب نکنید چون اولا خودت خواسته ای. ثانیا خدا خواسته درسهای زندگی جدیدی به تو بیاموزد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

تو را غايب ناميده اند، چون ظاهر نيستي، نه اينكه حاضر نباشي.غيبت به معناي حاضرنبودن، تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند، فرق ميان ظهور و حضور را نمي دانند، آمدنت كه در انتظار آنيم به معناي ظهور است، نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را. وقتي ظاهر مي شوي، همه انگشت حيرت به دندان مي گزند با تعجب مي گويند كه تو را پيش از اين هم ديده اند. و راست مي گويند، چرا كه تو در ميان مائي، زيرا امام مائي. جمعه كه از راه مي رسد، صاحبدلان دل از دست مي دهند و قرار از كف مي نهند و قافله دل هاي بي قرار روي به قبله مي كنند و آمدنت را به انتظار مي نشينند ...

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم فروردین 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

عطر میلاد نبی رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم)-(1) 

او آمد تا گام‏های اخلاق به اوج قله کمال برسد.او آمد تا انسان‏های خاکی را به معراج و آسمان پیوند بزند؛ او که عشق در نگاهش موج می‏زد و نرگس چشمانش، سکرآورترین شراب ممکن بود.او که درد یتیمی را بر دوش می‏کشید و رنج گمراهی مردم، دلش را می‏آزرد.او که تورات و انجیل، مژده آمدنش را داده بودند.
نام احمد، نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست

و محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مکه پلک گشود و آفرینش را به روزهای خوش نیامده بشارت داد.محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، نامی که با هدایت و رحمت یکی شده است.نامی که از آن عطر خدا به مشام می‏رسد.مردی که به رسم ابراهیم، بت‏های رنگ رنگ جهان را یکی پس از دیگری در هم شکست.مردی که قانون دخترکشی را منسوخ کرد و جایگاه راستین زن را نمایاند.مردی که در راه اسلام، زخم‏ها دید و آبرو گذاشت.
اگر او نمی‏آمد و باران وحی بر خاک نمی‏تراوید، اینک ما بودیم و برهوت جاهلیت.اگر مرد خلوت نشین حرا نمی‏آمد و پنجره‏های بسته را نمی‏گشود، هنوز آفتاب به خانه‏ها راه نیافته بود.او بر خاک نازل شد تا در شمیم اعجاز گل محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم جایی برای نفس کشیدن در فضای وهم‏آلود جهان بیافریند. آمد تا درختان قد بکشند؛ پرندگان، پر بگیرند؛ آسمان، سهم همه باشد و انسان‏ها به دایره تکامل پای بگذارند.
ماه فرو ماند از جمال محمد            سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست   در نظرِ قدرِ با کمال محمد


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و سوم اسفند 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

در حادثه کربلا،آب و عطش لازم و ملزوم یکدیگرند.کاروان ابا عبد الله،کنار فرات‏فرود آمد، لیکن سپاه ابن سعد،فرات را به محاصره گرفت و آب را به روی امام حسین‏«ع‏» و اهل بیت و اصحابش بست و میان امام و آب فاصله انداختند تا هم زودتر حسین‏«ع‏»را به‏تسلیم وادارند و هم از خاندان رسالت انتقام بگیرند.

به نقل مورخان،از سه روز قبل از عاشورابا محاصره فرات،خیمه گاه امام در مضیقه بی آبی قرار گرفت و کودکان اهل بیت را با دیدن رودفرات،تاب تحمل عطش کمتر می‏شد.منع آب از زنان و کودکان و افراد عادی(بویژه غیرنظامیان)در همه ادیان و مذاهب،غیر قانونی و عملی غیر انسانی است،بویژه در اسلام. سپاه اموی با بستن آب به روی یاران و فرزندان حسین‏«ع‏»،این کار خلاف شرع ومغایر با شرافت انسانی و جرم جنگی را مرتکب شدند و کسانی همچون مهاجرین اوس،عمرو بن حجاج و عبد الله بن حصین به این عمل مباهات می‏کردند و زخم زبان می‏زدندکه:حسین!از این آب،درندگان و پرندگان می‏خورند ولی تو حق نداری از آن بچشی!

مساله‏«آب‏»،در ابعاد و صحنه‏های مختلف نهضت عاشورا مطرح است،از قبیل؛فرات و نهرعلقمه،مشک و عباس،کودکان و العطش،علی اصغر و تیر حرمله،سقایی وعلمداری،آب خنک و سلام بر حسین،غسل زیارت،لبهای تشنه،بستن آب‏در کربلا،سیراب کردن‏سپاه حر و ... تشنگی کودکان و شهادت حسین با لب تشنه از فرازهای برجسته این حادثه است.

وقتی امام سجاد«ع‏»نیز پیکر امام را دفن کرد،با انگشت روی قبر پدر نوشت:«هذا قبرالحسین بن علی بن ابی طالب،الذی قتلوه عطشانا».

از آب هم مضایقه کردند کوفیان     خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی ام دی 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

يكي از جنبه هاي حادثه كربلا بعد عاطفي است،مي دانيم كه كربلا به دليل وضعيت خاص خود در به شهادت رسيدن بيش از شانزده تن از خاندان رسالت و نيز كيفيت خونبار آن زخمي عميق و پردامنه بر قلب جامعه شيعه ايجاد كرد.

 حادثه از هر جهت جدي و قابل ملاحظه بود. اثر عاطفي آن بلافاصله در شيعه پديدار شد،توابين نخستين گروهي بودند كه تحت تاثير اين قضيه قرار گرفتند و از آنجا كه خود را مقصر مي ديدند،بدون آن كه انديشه سياسي روشني داشته باشند خود را در معرض شهادت قرار دادند. مي دانيم كه آنان قبل از رفتن به سوي شام از كوفه بر سر مزار امام حسين (ع) آمدند و طي چند روز به گريه و زاري پرداختند .

با نگاهي به آنچه در احاديث امامان (ع) درباره اقامه عزا و زيارت مرقد امام حسين (ع) وارد شده مي توان دريافت كه به سرعت بعد عاطفي كربلا جاي خود را در جامعه شيعه بازكرد. و حتي گروههايي از سنيان را نيز به خود جذب كرد و به مرور عزاداري سالانه آغاز شد. ادبيات شيعي نيز تحت تاثير اين قضيه و ساير رخدادهاي خونيني كه براي شيعيان پيش آمد ... ادبياتي مبتني بر «مرثيه» شد.

 حجم عظيم كتابهاي نوشته شده در اين رابطه با عنوان مقاتل از ابتدا با كتاب «مقتل الحسين» نوشته لوط بن يحيي ازدي (متوفاي 157 قمري) تا كتاب «نفس المهوم في مصيبته سيدنا الحسين المظلوم» نوشته مرحوم حاج شيخ عباس قمي محدث بزرگ معاصر نشان از صحت اين مدعا است.    

از آن پس نام  امام حسين (ع) با گريه بود و عاشورا مهمترين حاديه غمگينانه در تاريخ بشمار مي آمد گريه براي امام ثوابي بي اندازه و رفتن به زيارت مرقد امام حسين (ع) پاداشي فزون از حد داشت،اين بعد عاطفي كم كم توسعه يافت و ايام وفات ساير امامان نيز به عنوان ايام عزا مطرح شد.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و هفتم دی 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

عاشورا،راز زنده ماندن حقیقت است.براستی که هیچ حادثه ای اندوهبارتر از اندوه عاشورایی در رساندن مفهوم حقیقت به انسان نیست.این حقیقتی روشن است که سوزناکی غمهای عاشورا پایان ناپذیر است.اندوهباری این مصیبت از آنجاست که ناکسان تیر بر خورشیدی می افکندند که او خود نه برای خویشتن که برای همه می تابید حتی بر آنان،آنها که شمشیرهای نادانیشان را بر شعاع نورهای او می کشیدند.

نکته ها در کلام حسین بن علی(ع) به هنگام عزیمت رفته است.حسین به نیکویی تمام می بیند که حق بازیچه میدان سیاست بازان و منافقان زمان شده است،دین ابزار قدرت و اراده تسلط افرادی شده است که هیچ نسبتی با حقیقت آن ندارند.نکته زیبا در قیام حسین این بود که آن بزرگ، قیام عاشورا را نه برای حاکمیت خود[که براستی واجد آن بود]بلکه برای اعتلای کلمه حق آغاز کرد و به پایان رساند.او بارها با دشمن سخن گفت؛اما هرگز ذلت را نپذیرفت."هیهات من الذلة" و بارها پیام خود را قبل از شهادت بیان می کرد.

مرثیه عاشورا،مرثیه دردناک انسان است. پایندگی این سوگ به پایندگی آدمیت است.انسان در سوگ خود می نشیند تا مرثیه از دست رفتن همه کرامت را بسراید و بار دیگر چشم بگشاید و بیدار کند و بیدار بماند که همه ارزشهای انسانی از تیررس نامردی ها در امان باشد.عاشورا تذکره بزرگ اهل حقیقت است.گردش وسماعی است در حریم حرم عشقی آن چنان پاک که هیچ جنون عاشقانه ای به آن نمی رسد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دوازدهم دی 1387 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

امام جواد(ع) نهمين پيشواي پرهيزگار شيعه در طليعه ماه خدا رجب المرجب به دنيا آمد.باران شادي به رخسار امام غريبان نشست و مدينه الرسول به جلوه نور تو درخشيد.
اي جوانترين امام شيعه ديديم بر بلنداي غربت به اهتزاز درآمده اي و همتاي جد غريبت امام مجتبي(ع) تا اوج ارتفاعات مظلوميت صعود نموده اي.کدامين زخم بدتر از خنجر فتنه و کينه همسر مي تواند باشد؟آخر کدام زني حاضر است اين خيانت را بنمايد و در اوج خستگي همسر عطش او را با انگوري زهرآلوداز کام او بنشاند؟
امامي که در اوج نونهالي پاسخگوي عالمان عصر خويش هستي امامي که در يک شب از مدينه به مرو مي روي و بر سر پدر حاضر مي شوي تا آيات خدا را از پدر بشنوي.
درود و سلام بر تو و پدران بزگوارت.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دوازدهم آذر 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

خورشيد سر بر شانه‌هاي ابري آسمان مي‌گذارد، حالا بلندگوها خدا را و باران نام ترا مي‌بارد. من پشت پنجره فولاد دستهايم را به ياد مي‌آورم. آرام آرام مي‌بارم و زلال مي‌شوم. حالا در رواق هشتم، آينه‌ها شكستگي‌ام را تكثير مي‌كنند، تا درستي‌ات را درست ببينم. آب سقاخانه‌ات دستها را به قنوت مي‌رساند، به آسمان مي‌كشاند، تا بيعتي هماره را تكرار شويم.

میلاد امام رضا مبارک


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیستم آبان 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام
امام صادق (ع) مبارزي نستوه و خستگي‌ناپذير در ميدان فکر و عمل و مؤسس نهضت عظيم فکري است که در دانشگاه وي تنها شيعيان کسب فيض نمي‌کردند.
 
 

عصر امام صادق( ع) يکي از طوفانيترين ادوار تاريخ اسلام است که از يک سواغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف ، به ويژه از طرف خونخواهان امام حسين (ع) رخ مي داد ، که انقلاب ابو سلمه در کوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است .

و از سوي ديگر عصر برخورد مکتبها و ايدئولوژيها و عصر تضاد افکار فلسفي و کلامي مختلف بود که از برخورد امت اسلام با مردم کشورهاي فتح شده و نيز روابط مراکز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن و پژوهش پديد آورده بود .

شهادت امام صادق(ع) را تسلیت می گویم.

 

ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهارم آبان 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

روز عيد فطر است. روز چيدن ميوه هاي شاداب فطرت که بر شاخسار يک ماه بندگي و امساک از خوردن و آشاميدن، روييده است؛ روز شکرگزاري از نعمت رمضان و سفره گسترده اش، که همه جانهاي تشنه را از سبوي تشنگي خويش، سيراب گردانيد؛ روز سپاسگزاري از ميزبان اين ضيافت است که زنجيرها را از دست و پاي جان، گشود و بر دست شياطين بست، تا ميهمانش آسوده تر بتواند در بارگاهش سجده کند. عيد رهايي از بند نفس است؛عيد سعيد فطر، عيد آسودگي از آتش غفلت و رهيدگي از زنجير نفس، بر ميهمانان حضرت حق مبارک باد.

عيد سعيد فطر 

کم کم غروب ماه خدا ديده مي شود...صد حيف از اين بساط که بر چيده مي شود...در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت... خوشبخت آن کسيست که بخشيده مي شود...!التماس دعا


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دهم مهر 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

 آینه دل خود را بر می دارم  به ایوان می روم.ابرهای پراکنده بهاری پاره پاره در حال گذرند. گاه رگباری تند و کوتاه می زند.گاه آفتاب می تابد .گاه ابری از روی آفتاب می گذرد و لحظه ای سایه استوار دستی بر سر باغ می کشد.دیر وقت است دستمال ابریشمی ندامت در دستهایم است که من هستم و باران رحمت رمضان.دستمال ابریشمی ندامت و آینه پر از غبار و زنگار دل.آینه را مقابل باران های بهاری می گیرم. نمی از رحمت بر آن می نشیند من با دستمال خود به جان آینه می افتم.

چقدر غبار ،چقدر آلودگی،چه لکه هایی بر صفحه آینه ام نشسته است.دستمال می کشم غبار از چهره آینه ام می رود.اما لکه ها جا به جا بر چهره آن هنوز باقی است.لکه های غیبت ،تهمت،آری همان صحبتهای شیرین که در حلقه دوستان پشت سر آشنایی سر داده بودم.بعضی از این لکه ها مثل اسید بر آینه اثر گذاشته است.دارد آینه ام را می پوساند مثل لکه کینه به برادر یا خواهر ایمانی خودم.اما این لکه ها چقدر سخت چسبیده اند برای پاک شدنش باید در زیر بارش باران رحمت خیس کنم.خدایا ببار.باران رحمت خود را اکنون که مرا به مهمانی خودت خوانده ای که من از فقیرترین مهمانان و از دست خالی ترین آنانم. 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هفتم مهر 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

رمضان می آید،تا تو فرصت زیارت سحرهای سحرآمیز فراهم شود،فرصت زیارت شوق،زیارت نور،زیارت یاران.رمضان می آید،تا بتوانی بی گدار به آب بزنی و رکعتی شوق نذر دلت کنی.او می آید،تا لب فرو بندیم،تا لب تشنه عطش بنوشیم،تا لب سوز لبخندهای واقعه شویم و در این لبالب شدن ها،دو رکعت نماز گریه بخوانیم.او می آید،تا پنجره ها یاد بگیرند،سحرخیز شوند.رمضان می آید،تا در گرماگرم افطار،خنده اهالی اش طعم سرخ سیب بدهد و بر لبانشان ذکر"اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا"جاری می شود.او می آید،تا با اذان موذن زاده و ربنای شجریان،باور کنیم،آسمان همین نزدیکیهاست.

او می آیدتا فرصت کنی،سفره ای بیندازی،پر از آیه و آینه و در پای این سفره تا آسمان بلند،چشم هایت را قسمت کنی.او می آید،که سحرهایش همه راز و نیاز با اوست،که به قول دوست اگر تنهاترین تنها شوم،باز خدا است.او می آید،تا تکلیف چشمهای روزه دارت را روشن کنی و در آسمان قلبت به دنبال ستاره های نورانی خدا باشی.

او می آید............
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هجدهم شهریور 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام
هلال رمضان

خدا در ماه رمضان ملائک را آوازخوان فرستاده است تا صدا دهند هر که حاجت دارد بیاید و برای همگان خوان رحمت گسترده اند.فصل فصل عجیبی است. از لبهای انسان ترنم تبسم می بارد از چشمهایش شوق پرواز صدای تپش قلب اهنگ انتظار را می خوانند و

                                                                             هلال رمضان

                                                                                           دلها را بشارت بهشت می دهد.چه عروج عارفانه ای دست می دهد به چه شوقی فرا گرفته است کائنات را شبها پر از تجرید است پر از تلاوت قرآن بنشین و بخوان با نیمه شبهای افتتاح (( اللهم انی افتتح الثنا بحمدک )) خداوند آغوش گشوده است برای اشکهای تو!حالا من مانده ام و جز اشک چیزی ندارم که تقدیمش کنم آیا مرا خواهد پذیرفت و غیر از آه هیچ در توشه ام نیست. دستهایم را به سوی او می گیرم که مرا جز او هیچ یاوری در این دریای متلاطم نیست.

خداوند پنجره های سحر را گشوده است تا عارفان با یگانه معشوق عالم نجوا کنند.بقچه های متبرک مفاتیح را بگشایند.سجاده های محکم سلام را باز کنند و سبد سبد نیاز و تمنا تقدیم دوست کنند.دروازه های بهشت را گشوده اند.درهای آتش را بسته اند و شیاطین در غل و زنجیرند.نهرهای شیرین شهد خود را جاری کرده اند و زمان مفهوم دیگری دارد ثانیه ها با سکوت حرف می زنند و از ملکوت می گویند.سحر پر از حس حضور است خانه های تماشای ملکوت منظر نگاه انسان می شوند.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هفتم شهریور 1387 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

چند روزی است،کوچه ها را آذین بسته اند و خیابانها آن قدر چراغانی شده که دیگر کسی برای پیدا کردن ماه آسمان را نمی بیند.ستاره شمردن چه فایده دارد،وقتی قرار است خورشیدی آسمان دلمان را نورانی کند.شهر کاملا آماده است.همه چیز از روز بزرگی خبر می دهد و نوید شیرین ما را به یقین می رساند،که "او"  می آید.نمی دانید انتهای کوچه ما چه خبر است،شوق وصلت دو زوج خوشبخت در شبی به یاد ماندنی.

این روزها آن قدر کاممان را از شیرینی شیرین کرده اند؛که کودکان محله به وجد آمده اند،به امید روزی که شیرینی حضور او را بچشیم.او را التماس می کنیم،یا من ارجوه لکل خیر،او را که امید همه منتظران است.وقت است که به پا شویم و او را انتظار کشیم که امید هر منتظر است.برخیزیم و امید داشته باشیم،که شایسته ظهورش شویم.میلاد اوست که همه منتظران آرزوی دیدن او را دارند.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان این که خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود نمی بیند.مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو " موج"، موجودیت یافت؟مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟

پس چرا ما خبر " ولادت"  تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در پانزدهم مرداد 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

عطر دلنوازی فضا را آکنده است . گویا شمیم یاس است که به دل ، جان می بخشد . آنجا را بنگر نیلوفران راه را فرش کرده اند . تمامی راههای آسمانی آذین بندی شده ، شادی و سرور و بهجت عالمین را در برگرفته ، ملائک پایکوبان به استقبال آمده اند ، به راستی اینان شوق چه در سر دارند ؟آن چیست که نه تنها ملکوتیان ، که ما خاکیان را نیز بهره می رساند؟اگر با چشم دل به آسمان بنگری ، نام زیبا و دلنشین " شعبان " را می بینی که چگونه ستاره باران شده و چون لؤلؤیی درخشان می درخشد ؛مژده باد مسلمین و عباد الله را که ماه شعبان از ره رسیده ؛عاملان عرش در تنظیم و تکریم این ماه مبارکند و بهشت را آذین می بندند ؛شعبان آمد، ماه پذیرش توبه ، ماه عبادت و خودسازی ؛باید خود را آماده میهمانی خدا سازیم ، تا رمضان چند گامی بیش نمانده ؛اما چرا نام شعبان دل را می لرزاند ؟چون دراین ماه ، سرور آزادگان ، سمبل عشق و ایثار ، زینت عابدین وامید دلهای منتظر ، نَفَس جانها ،فریادرس مظلومان و برافرازنده پرچم هدایت بر فراز گیتی جهان را با وجودشان منورنموده اند.الهی در این ماه و هر ماه کامم را به حلاوت تلاوت کلامت شیرین بدار.خدایا طعم شیرین مناجاتت را به من بچشان.بارالها!ما را از چشمه تسنیم شعبان سیرآب ساز.حلول ماه شعبان ، ماه عبادت و بندگی مبارک باد.

 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سیزدهم مرداد 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

 حضرت فاطمه سلام الله عليها درگذشت. اميرالمؤمنين او را پنهان به خاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر كرد و گفت:

- اى پيغمبر خدا از من و از دخترت كه به ديدار تو آمده و در كنار تو زير خاك خفته است، بر تو درود باد!

مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد.شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد.

اكنون امانت ‏به صاحبش رسيد، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرميد. اى پيغمبر خدا پس از او آسمان و زمين زشت مى‏نمايد، و هيچگاه اندوه دلم نمى‏گشايد. (5) چشمانم بى‏خواب، و دل از سوز غم كباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد. ...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هجدهم خرداد 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

اگر خواهي مزار بي‌چراغش زيارت كني، به طهارت علي باش، اگر نتوانستي، محب علي باش و از حب علي درون خود پاك ساز، شايد كه لياقت رسد تو را كه پاك كني آستان او را از غبار، ما را چه رسد كه محرم خانه يار شويم. اگر مزارش ناپيداست، دل خود حريم او كن كه مادر نسبت به فرزندان مهربان است، كه فاطمه گفت شيعيان ما آن شيعيان جوانمرد و عاشق پيشه همه ساداتند و از ما.عشق به فاطمه ميسر نيست مگر با شيوه عاشقي و پاكبازي و رندي و پاكي اگر فاطمه گفت، از زبان كسي ديگر كه بر مزار ما غريبان نه چراغي، نه گلي، نه پر پروانه‌اي سوزد و نه بانگ بلبلي، ولي اشك عاشقان در مزارش چراغ و دل‌هاي عارفان پروانه حرمش شود. آنجا كه فاطمه هست، علي هست و آن‌جا كه علي هست خدا هست و آنجا كه فاطمه هست كل قداست هستي آنجاست و مزار فاطمه كمين‌گاه نظر است. اگر مزارش نيافتي دل خود كمينگاه نظر او كن كه فاطمه اسم اعظم خدا است، كه فاطمه نور عالم است، كه فاطمه لطف مجسم خداست، كه فاطمه عشق عالم است كه فاطمه لطف باران است، كه فاطمه لطافت و بوي خوش گل بوستان آفرينش است، كه فاطمه لطف مجسم خداست، كه فاطمه لطافت هستي است، كه فاطمه تكثير رحمت حق است كه فاطمه مونس حق است و از بر او آمد و به بر او رفت و در بر او بود و بر او هست.با نام او، با ياد او و با درود بر محمد و آل او و بر اولياي حق كه همه از دولت عشق به فاطمه به قرب علي رسيدند و از علي به خدا، و شدند ولي او، در عالم، فاطمه به هيچ كس شبيه نبود و هيچ كس به فاطمه كه فاطمه فاطمه بود.

شهادت حضرت فاطمه را تسليت مي گويم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

او از مکتب مادرش درس صبر و استقامت، مبارزه و ظلم ستیزی، حرکت و قیام، دفاع از حریم اسلام، دفاع از اصل اصیل امامت و ولایت، حمایت از مکتب شجاعت و شهامت، ایثار و فداکاری و فصاحت و بلاغت  آموخت و دانست که آنجا که حیات اسلام و مسلمانی در خطر است، باید همه هستی را فدا کرد. اولین و مهمترین خصلت آن بانو  محبت و عشق وافری است که به ذات احدیت دارد تا بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند. در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.» زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود. شهادت یک انسان کامل در نظر اولیاء خدا جمیل است نه برای این که جنگ کرده و کشته شده است. بلکه جنگ و قیام برای خدا بوده است. آن گاه که حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده می‌کند با تضرع در پیشگاه خدا می‌گوید: «اللهم تقبل منا هذا القرباناین اوج معرفت و ایمان است و عظمت روح را می‌رساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

صدای پای اشتران از دل كویر می‎آید. كاروانی خسته و غم‎دیده و محزون هر كسی سر به کنج كجاوه گذاشته و آرام آرام می‎گرید، باد با رقص جنون‎آمیز خود شن‎های صحرا را پا به پای خود به وجد آورده و به آسمان می‎برد.صدای زوزه باد هر از گاهی مصیبت‎دیدگان را از دل دریای غم بیرون می‎آورد.آری، كاروان اُسراء اینك به سمت مدینه باز می‎گشت، مدینة النّبی كه اینك محزون و داغدار پسر پیامبر بود....

در این اثنا بی‎بی زینب كبری (سلام الله علیها) خود را تمام قد بر روی قبر برادر انداخت و با اشك و آه و صدای محزون گفت:

ای وای برادرم حسین جان، ای وای محبوب دل پیامبر خدا، ای فرزند مكه و مِنا. ای پسر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ای فرزند علی مرتضی (علیه السلام).

ای برادر،  شرمنده‎ات گشتم که نازدانه‎ات رقیه را در خرابه شام جا گذاشتم .ای برادر، اگر اینجا نامحرم نبود، جای تازیانه و سنگ‎ها را به تو نشان می‎دادم.ای برادر ما را خارجی خواندند و از بالای بام‎ها بر ما سنگ زدند و بر رویمان خاك و خاكستر پاشیدند.ای عزیز مادرم ای میوه قلبم و ...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در نهم اسفند 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

تو چه کرده ای که هنوز از پس از قرنها،نام تو در اهتزاز است و شرح خون تو،تفسیر آیه های نازل نشده خداوند است؟تو چه کرده ای که خروش عاشقانه عارفان از خیال نام تو جان می گیرد و فریاد بیداری بی قراران از طلب عشق تو آغاز می شود؟تو چه کرده ای که سودای سلام بر تو در قلب من غوغا می کند و دلم از تکرار نام تو شور مجنونی آن بالا می گیرد؟

تو چه کرده ای که پیشانی ها در سجاده نام تو به سجده می افتند و قلبها در قنوتهای عاشقانه شان،پیش تو می شکنند؟تو چه کرده ای که آبها سلام تو را سر می کشند و رودها روانی سرمستانه شان را قبله نام تو سیلان می کنند؟تو چه کرده ای که باران بر تو نمی بارد و در خویشتن خویش سوگوار قطره های اشک توست.باران از تو خجالت زده است که آن ظهر نبارید.قطره هایش،اشکهایش،حالا بر زمین تو سوگوارانه فرو می افتند و از شرم در خاک فرو می روند.

تو چه کرده ای که هنوز من،وقتی برای تو می نویسم آن بغضهای پنهانم پیدا می شوند و آفتاب جمال تو را می بینم که با چشمهای شگرفت به زمین نور می پراکنی.تو چه کرده ای که آسمان هم نمی دانم تا کی غروبهاش را به یاد تو سرخ می آراید؟ای مسیح جاودانه من!بی تو بهار نمی آید و لاله داغدار نمی شود! و زمین حجم اندوه را تجربه نمی کند.من بی تو بهانه ندارم،یک حرف عاشقانه ندارم،ساده بگویم،حرفی برای گفتن ندارم!

هنوز بعد از ١٤٠٠ سال،حسین، نام تو که می آید،اشکها به یادت جاری می شود،کوچه های محله ما به یادت سیاهپوش شده است و هیئتهای زنجیرزنی شبها در خیابانهای جنوب شهر شیراز،به یادت حرکت می کنند و مداحان به یادت مداحی می کنند؛یاد مداح اهل بیت سید جواد ذاکر بخیر.   

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در نوزدهم دی 1386 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

قرار بر شب قدر است،شبی که تقدیر روشن زمین است،شبی که مهربانترین کلمات بر پیشانی زمین نقش می بندد و مقدس ترین واژه ها اتفاق می افتد،شبی که آیه های روشنی بر دلها جاری می گردد.شبی که تنزیل کتاب و ترتیل قرآن است.شبی که زمینش مقدس تر از آسمان است و زمانش عزیزتر از هزارماه.شبی که منبع فخر و مطلع فجر است.قرار بر شب قدری است که تقدیر روشن زمین است.

التماس دعاها موقع خداحافظی رنگ و بوی ملتمسانه ای به خود می گیرد."ما را هم امشب از دعای خیرتان فراموش نکنید".خودت را به پاکی آب می سپاری و غبار آلودگی جسمت را با پاکی آب می زدایی.نوای دلنواز جوشن کبیر آغاز می شود"سبحانک یا لا اله الا انت...."

خدا را به پاکی اش،مهربانی اش و رحمانیت او قسم می دهی.تولدی دوباره در شبی بزرگ ،حس می کنی تازه به این عالم خاکی پا گذاشته ای،وقتی چراغها خاموش می شود، دعا می کنی برای او که بیاید و منجی عالم بشریت باشد،خدا را سوگند می دهی به محمد، به علی و بندگان برگزیده اش.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دهم مهر 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

چند روزی است،کوچه ها را آذین بسته اند و خیابانها آن قدر چراغانی شده که دیگر کسی برای پیدا کردن ماه آسمان را نمی بیند.ستاره شمردن چه فایده دارد،وقتی قرار است خورشیدی آسمان دلمان را نورانی کند.شهر کاملا آماده است.همه چیز از روز بزرگی خبر می دهد و نوید شیرین ما را به یقین می رساند،که "او"  می آید.نمی دانید انتهای کوچه ما چه خبر است،شوق وصلت دو زوج خوشبخت در شبی به یاد ماندنی.

این روزها آن قدر کاممان را از شیرینی شیرین کرده اند؛که کودکان محله به وجد آمده اند،به امید روزی که شیرینی حضور او را بچشیم.او را التماس می کنیم،یا من ارجوه لکل خیر،او را که امید همه منتظران است.وقت است که به پا شویم و او را انتظار کشیم که امید هر منتظر است.برخیزیم و امید داشته باشیم،که شایسته ظهورش شویم.میلاد اوست که همه منتظران آرزوی دیدن او را دارند.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در ششم شهریور 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

در تمام طول عاشورا و در همه ارض کربلا فقط يک جا هست، يک لحظه هست که ناگاه لفظ برادر بر زبان عباس جاري مي شود:

- اخي! ادرک اخاک!

برادر! برادرت را درياب!

اينجا کجاست؟ اين لحظه چه لحظه اي است؟ و عباس دارنده اين فزوني است؛ آنقدر که به هنگام عبور او از کوچه و بازار مدينه، همگان واله و شيدا و خيره مي مانند و بعضي بي اختيار، «و ان يکاد» مي خوانند.اين درست است که عباس، در اين لحظه در نهايت استيصال است. دشمن او را محاصره کرده و فهيمده است که او قصد جنگيدن ندارد؛ فقط مي خواهد مشک آب را، بار اميد را، به مقصد خيمه ها برساند و اين به دشمن جسارت بخشيده است؛ آنقدر که هر دو دست او را بريده اند، عمودي آهنين بر فرقش فرود آورده اند، مشک اميدش را متلاشي کرده اند، سر و رو و چشم و اندام او را، غرق تير و نيزه ساخته اند و او را از اسب به زير افکنده اند. اينها همه درست، ولي هيچکدام سبب نمي شوند که عباس از آن ادب معهود خود عدول کند و حسين (ع) را برادر بخواند. تنها يک چيز مي تواند در آن لحظه غريب، عباس را مجاز يا وادار به اداري لفظ برادر کرده باشد و آن اينکه:

فاطمه- سلام الله عليها- در آن لحظه غريب، در آن محاق مظلوميت با سر و موي آشفته حضور يافته باشد، سرعباس را پيش از آنکه به زمين بيفتد، بر دامن گرفته باشد و گفته باشد:

فرزندم! پسرم! عباسم!

مادري فاطمه، فرزندي عباس ... جواز اداي لفظ برادر...

برادر! برادرت را درياب!
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و نهم مرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

حريت‌ و آزادي‌ به‌ معناي‌ واقعي‌ كلمه‌ اصلي‌ است‌ از اصول‌ و ركني‌ است‌ از اركان‌ِ بقاي‌ هر نظامي‌ . آزادي‌ يكي‌ از بزرگترين‌ اهداف‌ پيامبران‌ بود. آنان‌ آمدند تا بشريت‌ را ازخفقان‌ نجات‌ دهند و جوامع‌ بشري‌ را از چنگال‌ اهريمنان‌ و زورگويان‌ رها سازند. واژه‌ي مقدس‌ آزادي‌ را جز استكبار جهاني‌ همه‌ي انسان‌ها طالبند. آزادي‌ را حتي‌ حيوانات‌ و موجودات‌ زنده‌ دوست‌ دارند.امام‌ حسين‌(ع) نگاه‌ عميقانه‌اي‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ مي‌كند و مي‌بيند با روي‌ كار آمدن ‌بني‌ اميه‌ و بازي‌ كردن‌ با دين‌ اسلام‌ و مقدّسات‌ عالم‌، ديگر چيزي‌ از اسلام‌ نمانده‌ و احكام‌ و قوانين‌ آسماني‌ از مسير خود منحرف‌ گشته‌. شيعيان‌ كه‌ طرفداران‌ راستين‌ اسلام‌ بودند ازحقوق‌ خود محرومند.

بدين‌ سان‌ فرزند بزرگ‌ و رشيد علي‌(ع) ديگر به‌ خود اجازه‌ نمي‌دهد كه‌ بنشيند و اين‌ منظره‌ را تماشا كند. او فرزند علي‌(ع) است‌ بايد مقدمات‌ قيام‌ را فراهم‌ كند و به ‌طاغوت‌ و طاغوتيان‌ اعلام‌ خطر نمايد.

بارها مي‌فرمود: «اِذَا بَلَيتُ‌ الاُمَّةُ عَلَي‌ مِثلِ‌ يَزيدِ بنِ‌ مُعاوِيََةِ فَعَلَي‌ الاسلامِ‌ السَلام‌» يعني‌ هر زماني‌ كه‌ امت‌ اسلامي‌ گرفتار حكومتي‌ مانند حكومت‌ فرزند هند جگر خوار شد، ديگر فاتحه‌ي اسلام‌ خوانده‌ شده‌ و دين‌ نابود خواهد شد.امام‌ حسين‌(ع) براي‌ آزادي‌ مردم‌ محروم‌ قيام‌ و انقلاب‌ مقدس‌ را به‌ وجود آورد.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و نهم مرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

شيخ صدوق(ره) در معاني‌الاخبار از امام حسن مجتبي عليه‌السلام روايت کرده است:«پيامبر اکرم صلي ‌‌الله عليه و آله در چشم هر بيننده، با عظمت و موقّر بود. روي نيکويش چون ماه تابان درخشنده، قامتش متوسط، سري متناسب، مويي پيچيده، صورتي سفيد و نوراني، پيشاني پهن و فراخ و ... داشت .

حضرت، قدم‌هايش را آهسته از زمين بلند مي‌کرد و به آرامي بر زمين مي‌گذاشت. چشم‌هاي مبارکش بيشتر به زمين متوجه بود و به کسي خيره نگاه نمي‌کرد و هر کس را مي‌‌ديد ابتدا سلام مي‌کرد.سخن گفتن آن حضرت، متفکرانه بود و اکثر اوقات سکوت مي‌کرد جز در مواقع ضرورت، سخن نمي‌گفت. هنگام تکلم به آرامي لب به سخن باز مي‌کرد و کلامش نيز کوتاه، جامع و بدون تفصيل زياد بود. خُلقش نيکو بود و به کسي جفا نمي‌کرد و کسي را حقير نمي‌شمرد. نعمت الهي در نظرش بزرگ بود و هيچ نعمتي هر چند کوچک را مذمّت نمي‌کرد، بلکه همواره تعريف و تمجيد مي‌نمود. ناملايمات، هرگز ايشان را به خشم نمي‌آورد، ولي چون حقي را پايمال شده مي‌ديد از خشم، کسي ايشان را نمي‌شناخت... .»(1)


پي‌نوشت:

1- سيره و سنن پيامبر اکرم، ص31 و 32.

منبع:

سيماي پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله، اميرحسين عليقلي

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و یکم مرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

سندى بن شاهك، به دستور هارون الرّشيد، سمّى را در غذاى آن حضرت ريخت و امام از آن غذا خورد و اثر آن در بدن مباركش كارگر افتاد و بيش از سه روز مهلتش نداد.وقتى امام به شهادت رسيد، سندى گروهى از فقها و بزرگان بغداد را بر سر جنازه‌اش آورد و به ايشان گفت: به او نگاه كنيد، آيا در وى اثرى از ضربه شمشير يا اصابت نيزه مي‌بينيد؟ گفتند: ما از اين آثار چيزى نمي‌بينيم و از آنها خواست كه بر مرگ طبيعى او شهادت دهند و آنها نيز شهادت دادند! آن گاه جسد شريف آن حضرت را بيرون آورده و آن را بر جسر (پل) بغداد نهادند و دستور داد كه ندا دهند: اين موسى بن جعفر است كه مرده است، نگاه كنيد. عابران به او نگاه مي‌كردند و اثرى از چيزى كه نشان دهنده كشتن او باشد، نمي‌ديدند.

يعقوبى در تاريخش مي‌گويد: پس از آن كه امام كاظم عليه السلام مدت درازى را در زندان‌هاى تاريك هارون‌الرّشيد گذراند، به ايشان گفته شد: چطور است كه به فلان كس نامه‌اى بنويسى تا درباره تو با رشيد صحبت كند؟ امام فرمود: پدرم به نقل از پدرانش برايم حديثي بيان نموده است: «خداوند به داود عليه‌السلام سفارش كرده كه هر گاه بنده‌اى، به يكى از بندگان من اميد بست، همه درهاى آسمان به رويش بسته مي‌شود و زمين زير پايش خالى مي‌گردد.» در مدت زندان آن حضرت، اقوال مختلفي وجود دارد.آن حضرت، چهار سال يا هفت سال يا ده سال يا به قولي چهارده سال در زندان به سر برده است.

شهادت اسوه تقوا و صبر را تسلیت می گویم.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هجدهم مرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

گرچه پرداختن به موضوع اهل‏بيت عصمت و طهارت‏عليهم السلام - كه حضرت فاطمه نيز از آنانست - امرى شايسته و مطلوب است اما بايد پذيرفت كه نمى‏توانيم در مقام شناساندن آن چهره‏هاى بى‏نظير قرار گيريم چرا كه آنان كلمات خدايند و از كمالات نامتناهى برخوردارند؛ كمالاتى كه تنها بندگان «مُخْلَص» به آنها آراسته‏اند و ديگر انسان‏ها از حدود و حقيقت آن به خوبى آگاه نيستند و به علاوه - جداى از ناتوانى طبيعى ما - وجود مقدّس معصومان‏عليهم السلام هيچ‏گاه نيازمند بيان و بنان ما در ذكر فضيلت و مديحت نمى‏باشند، بلكه اين ما هستيم كه علل و انگيزه‏هاى گوناگونى ممكن است در شكل دهى نياز ما به معصومان‏عليهم السلام مؤثّر باشد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و سوم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

قال الصادق علیه السلام: "اذا كان يوم القيامة يقوم عنق من الناس فياتون باب الجنه فيقال: من انتم؟ فيقولون: نحن اهل الصبر، فيقال لهم: على ما صبرتم؟ فيقولون: كنا نصبر على طاعة الله و نصبر عن معاصى الله، فيقول الله عزوجل: صدقوا ادخلوهم الجنة و هو قول الله عزوجل: انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب" (وسايل الشيعه، ج11، ص186)

امام صادق علیه السلام فرمود: روز قيامت جمعى از مردم به پا مى‌خيزند و مى‌آيند به سوى بهشت، گفته مى‌شود شما كيستيد؟

گويند: ما بردباران هستيم.

گفته مى‌شود: بر چه صبر كرديد؟

گويند: بر (سختى‌هاى) عبادت و كشش‌هاى شيطانى معصيت، صبر كرديم.

آنگاه خداى متعال مى‌فرمايد: راست مى‌گويند وارد بهشت شويد.

امام فرمود: اين مفهوم سخن خداست در قرآن كريم (سوره زمر، آيه10) كه مى‌فرمايد: پاداش بردباران را فوق العاده مى‌دهيم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و سوم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

فاطمه نخستين شهيد راه ولايت است كه به انگيزه بازخواهى فدك، فدك که نه بلکه ولایت را مدنظر داشت. فاطمه با آن ناله‌هاى دردناكش، حق امام و ولى امرش را مى‌خواست بازستاند و اگر نتوانست ـ كه نمى‌توانست ـ بايد حق را برملا سازد و مظلوميت على را آشكار نمايد و پرده از سقيفه پردازان بردارد ولى فرياد دختر معصوم پيامبر در قلب‌هاى تيره، كارساز نبود، اما تاريخ، آن سخنرانى جاودانه را ثبت و ضبط كرد تا آيندگان بدانند... بسنجند... بفهمند... و تصميم بگيرند.زهرا همو كه خشمش خشم خداست، فريادش بى پاسخ ماند؛ نه، اشتباه نكنم، آن سنگدلان جاهلى تبار پاسخش را با سوزاندن در و شكستن پهلو دادند.

و اكنون كه حجت را بر همگان تمام كرد و نقش دفاع از ولايت را به خوبى ايفا نمود، با دلى شكسته و بدنى رنجور به خانه باز مى‌گردد؛ او شكايت را به خدا مى‌برد و به پدرش، رسول خدا و چنين با خدايش راز و نياز مى‌كند كه:"پروردگارا ! نيرو و قدرت از آن تو است و انتقام ظالمان را تو خواهى گرفت؛ پس به تو پناه مى‌برم و از تو استمداد مى‌جويم و به درگاهت روى مى‌آورم كه حق شوهرم را از اين نااهلان بازستانى."

زهرا مناجات مى‌كرد و على به او گوش مى‌داد. شايد در ديدگان على قطرات اشك گرد آمده بود كه بر رخساره مباركش سرازير شود ولى خوددارى مى‌كرد تا زهرا بيش‌تر نرنجد؛ به هر حال بايد زهرا را تسلى دهد و قلب شكسته‌اش را آرامش بخشد، به او فرمود:

"لا ويل لك بل الويل لشانئك، نهنهى عن وجدك يا ابنه الصفوه و بقيه النبوه فما أمد لك أفضل مما قطع عنك فاحتسبى لله"؛ بدبختى براى تو نيست,، براى دشمنانت است، اندوهت را برگير و بر خويشتن سخت مگير اى دخت برگزيده‌ترين انسان و اى بازمانده خاتم پيامبران. همانا آن چه خدا براى تو آماده ساخته برتر است از آن چه از تو گرفته شده، پس براى خدا بردبار باش و صبر را پيشه خود ساز.

 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دوازدهم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است.فاطمه يک زن بود آنچنان که اسلام مي خواهد که زن باشد تصوير سيماي او را پيامبر(ص) خود رسم کرده است و او را درکوره هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش هاي عميق وشگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.وي در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.مظهر يک دختر دربرابر پدرش مظهر يک همسر در برابر شويش مظهر يک مادر در برابر فرزندانش مظهر يکزن مبارز در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.خواستم بگويم:فاطمه دختر خديجه بزرگ است ديدم که فاطمه نيست.خواستم بگويم که فاطمه همسر علي است ديدم که فاطمه نيست.خواستم بگويم که فاطمه مادر حسنين است ديدم که فاطمه نيست.خواستم بگويم که فاطمه مادر زينب است باز ديدم که فاطمه نيست.نه اينها همه هست واين همه فاطمه نيست فاطمه فاطمه است.   دکتر علي شريعتي

پيامبر (ص) فرمودند:إنَّما سُمِّيَت ابنَتي فاطِمَةُ لأنَّ اللَّهَ ‏عزّوجل فَطَمَها وفَطَمَ مَن أحَبَّها مِنَ النَّار

دخترم به اين دليل فاطمه ناميده شده است كه خداوند عزّ وجل او و دوستدارانش را از آتش دوزخ به دور داشته است.بحارالانوار‌، ج‌403، باب‌2، ص‌10

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در نهم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام


همه آنچه پيرامون دولت حضرت مهدى  گفته شده است؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مى‏باشد. ليكن توصيف آن امام همام ميسور نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد. اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مى‏ورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد. امام رضاعليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد: حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مى‏كند و اگر در ميان كوه‏ها بانگ برآورد، صخره‏هايش فرو ريزد.(۱) اگر يوسف كنعان به جهت جمال بى‏نظيرش، زيباترين تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ يوسف زهرا در ميان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ ‏الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(۲) پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در وصف جمالش فرمود: "وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ"؛ چهره‏اش چون ستاره سحر است.(۳) اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديده‏اند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است: امام هشتم مى‏فرمايد: "وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است.(۴) اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مى‏نويسد: "اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم"؛ ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمى‏كنيم و ياد شما را از خاطر نمى‏بريم.(۵) اين ويژگى‏ها او را محبوب‏ترين انسان جهان نموده، با اين حال: در منابع عامه آمده است كه: "يُلقِى ‏اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس"؛ خداوند محبتش را به دل‏هاى مردم مى‏اندازد.(۶) اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه؛ پيامبر رحمت مى‏فرمايد: بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: على‏بن‏ابى‏طالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسى‏بن‏مريم پشت سرش نماز مى‏گذارد.(۷) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج جمال دل‏آراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد  و فرمود: "طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ"؛ خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(۸) اميرمؤمنان‏عليه السلام بر فراز منبر كوفه، با يك دنيا شور و شعف از آن فرزند برومندش ياد كرده و مى‏فرمايد: برترين قله شرف، درياى بيكران فضيلت، شيرِ بيشه شجاعت، ويرانگر كاخ‏هاى ستم، جهادگر هميشه پيروز، قهرمان دشمن‏شكن ... آن‏گاه دست روى سينه نهاده مى‏فرمايد: "هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤيَتِهِ"؛ آه، منِ على چقدر مشتاق ديدار اويم.(۹) و چون از ياران با صفاى يوسف زهرا سخن مى‏گويد مى‏فرمايد: "وَ يا شَوقاهُ اِلى رُؤيَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم"؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان ديدار نمايم.(۱۰)


۱- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

۲-    شيرويه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222.

۳-    ذهبى، ميزان‏الاعتدال، ج 3، ص 449.

۴-  كامل سليمان، روزگار رهايى، ج 1، ص 129.

۵-    طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497.

۶-    كورانى، معجم احاديث الامام‏المهدى، ج 1، ص 471، ح 316.

۷-  شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573.

۸-    شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 1، ص 268.

۹- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115.

۱۰- كلينى، الكافى، ج 1، ص 270.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام