تبليغاتX
کاکوشیرازی
عشق يعني كربلا ، يعني حسين(ع)
عشق يعني خامس آل عبا
عشق يعني بودن تا انتها
عشق يعني شيوه ي دلدادگي
عشق يعني سيره ي آزادگي
عشق يعني در حسين (ع) معنا شدن
عشق يعني  زيستن در محتوا 
عشق يعني كربلا ، يعني وفا

انشاءالله دهه اول ماه مبارک رمضان در جوارحرم سیدالشهداء و امام علی(ع)نایب الزیاره دوستان هستم.تا 20 شهریور بدرود.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/06/06 ساعت | لینک ثابت |

تنها مرزی که برای رفتن به عراق در حال فعلی باز است،مرز مهران در استان ایلام است،کاروان ما ساعت 7 صبح به مرز رسیدیم و تا کارهای گذرنامه را در مرز ایران و عراق انجام دادیم،ساعت 5 عصر وارد عراق شدیم و به سمت نجف حرکت کردیم.ساعت 10شب بود و در جاده بصره_بغداد بودیم.یک گشت آمریکایی اتوبوس را نگه داشت و دو سرباز آمریکایی وارد اتوبوس شدند.یکی از آنها به آخر اتوبوس برای بازرسی رفت و دیگری با اشاره فهماند،مسافرها کی هستند.راننده گفت:"ایرانی!"

سرباز رو به ما کرد و به انگلیسی می گفت ایرانی تروریست؛ایرانی دنگ دنگ.هی تاکید داشت که ما ایرانیها ترور می کنیم.نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و گفتم:"irani no terrorism"

به من گفت:"can you speak enghlish?"

_no,I can,t

با همدیگر بحث می کردیم،در حالی که عواقب سنگینی برای من داشت،می توانست مثل دفعه قبل مرا اذیت کند و حتی بازداشت کند؛آخر کار خندید و مانیفست کاروان(لیست اسامی و عکس زوار) را گرفت و عکس زوار را نگاه کرد.نگاهی به عکس زنها کرد و گفت:"beautiful!!"

وقتی رفت،به مدیر کاروان گفتم:"اینها چه بر سر نوامیس ملت عراق در میارن!!"

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/05/01 ساعت | لینک ثابت |
عشق يعني كربلا ، يعني حسين(ع)
عشق يعني خامس آل عبا
عشق يعني بودن تا انتها
عشق يعني شيوه ي دلدادگي
عشق يعني سيره ي آزادگي
عشق يعني در حسين (ع) معنا شدن
عشق يعني  زيستن در محتوا 
عشق يعني كربلا ، يعني وفا

انشاءالله میلاد امام علی(ع) در جوار فرزندش سیدالشهداء نایب الزیاره دوستان هستم.تا اول مرداد بدرود.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/04/18 ساعت | لینک ثابت

گاهی وقتی در حرم ابوالفضل می رفتم،دلم می گرفت و یک جا می نشستم و زیارتنامه می خواندم.روز آخری که حرم بودم،یک نفر از زوار پیش من آمد و برایم اشعاری در وصف عباس خواند،خیلی به دلم نشست،شعری بلندی بود ولی قسمتی از آن را یادداشت کردم؛به نظرم هر کی روبروی حرم باشد و این اشعار را بخواند،شاید عنایتی به او بکنند.اگر کسی می دانست،این اشعار مال کدام شاعر است و مرا راهنمایی کند تا کل شعرش را بنویسم ممنون می شوم.

امام حسین(ع) به عباس:

افتاد تو را دو دست عباس                                      تاریخ به خون نشست عباس

هفتاد شهید دادم امروز عباس                                الان کمرم شکست عباس

ای ساقی سرمست زپا افتاده                                 دنبال لبت آب قبا افتاده     

مشک و علم و دست سه حرف عشق است             افسوس که هر سه جدا افتاده...

عباس به آب:

من زمی حسین باده نوشم                                    آبرو به آب کی می فروشم...

امام حسین(ع) به عباس:

یک عمر مرا سید و سالار خواندی                             چه شد که مرا برادر خواندی

گفت مادرت فاطمه آمد به بالین سرم                         سر من نهاد و گفت پسرم...

عباس به آبی که هدر می رود:

گفت که ای بینوا می روی اندر کجا                            چون زتو در خیمه ها سکینه پیمان گرفت
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/03/25 ساعت | لینک ثابت

وقتي سوار اتوبوس عراقي شديم،خوشحال شدم كه ديگر از آمريكاييها خبري نيست،اما اولين ايست و بازرسي مال آمريكاييها بود،يكي از سربازها با خشونت وارد اتوبوس شد و با اشاره اسلحه من و يكي از زوار ديگر را به بيرون هدايت كرد.با اشاره اسلحه از ما خواست تك تك وارد سنگر انفرادي شويم.دوستم به من شيشه مشروب كه كنار سنگر بود را نشان داد.با ترس وارد سنگر شدم.سرباز جواني بود.فكر اين بودم كه نكند ما را نگه دارند و نگذارند با كاروان برويم.وقتي جلو سرباز رسيدم،گفتم:

Hello,how are you?

در جواب من گفت:"

Can you speak English?

منم گفتم:"

I can,t speak english.

خنديد و به من گفت:"

You can speak English very bad.

منم با او خنديدم و گفتم:"

Very bad,very bad

رفتار خشونت باري كه در اول برخورد ما بود جايش را به يك برخورد احترام آميز داد،مرا فقط سطحي بازرسي كرد و با احترام به من گفت:".goodbye"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/03/19 ساعت | لینک ثابت |
عشق يعني كربلا ، يعني حسين(ع)
عشق يعني خامس آل عبا
عشق يعني بودن تا انتها
عشق يعني شيوه ي دلدادگي
عشق يعني سيره ي آزادگي
عشق يعني در حسين (ع) معنا شدن
عشق يعني  زيستن در محتوا 
عشق يعني كربلا ، يعني وفا

من تا دو هفته ديگر نيستم و با خواست خدا عازم زيارت کربلاي معلي هستم و نايب الزياره دوستان مي باشم و التماس دعا در ایام فاطمیه(س)از همه دوستان عزيز دارم.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/03/03 ساعت | لینک ثابت
 
 magnify
یکی از مسایلی که مهم است،برنامه غذایی زوار است و اگر دیر یا زود شود،صدای زوار در می آید.با این که کشور عراق در وضعیت بدی است و مایحتاج غذایی خود را از کشورهای همسایه تامین می نماید،مدیرهای هتل سعی می نمایند،بهترین مواد غذایی را برای زوار آماده نمایند.یک شب که بعد از زیارت برای صرف شام به هتل بر می گشتم،مدیر یکی از کاروانها مرا به گوشه ای کشید و گفت:"کبابشون فاسد است."من وقتی کباب را چشیدم متوجه شدم به خاطر طرز پخت خاص و ادویه ای که در عراق بکار می برند،مزه کباب با ذایقه ایرانی جور نمی آید.به آنها گفتم ولی توجه نکردند و ماست خوردند،ولی من چند دست کباب خوردم.
توجه:فکر کنم اگر به لینکهای که من در مطالبم قرار دادم کلیک کنید بتوانید عکسهای من را ببینید.
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/11/02 ساعت | لینک ثابت |
 magnify

وقتی روبروی تل زینبیه می ایستی،دوست داری با زینب هم نوا شوی و این شعر را زمزمه کنی:"" او مي دويد و من مي دويدم
او سوي مقتل،من سوي قاتل
او مي نشست و من مي نشستم  
او روي سينه،من در مقابل
او مي کشيد و من مي کشيدم      
او خنجر از کين،من ناله از دل
او مي بريد و من مي بريدم         
او از حسين سر،من از حسين دل."

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/11/02 ساعت | لینک ثابت
 
 magnify

یکی از مقام های زیارتی در کربلا مقام علی اصغر  است،ابتدای کوچه ای که به خیابان امام حسین(ع) منتهی به حرم می باشد؛گهواره کوچکی در اتاق قرار داده اند،به یاد مظلومیت طفل شش ماهه.

امام او را در آغوش می گیرد و گناه او را می پرسد؛جوابی که می گیرد،این است که با تیر سه شعبه گلویش را پاره می نمایند.امام خونش را به آسما ن می فرستد و می فرماید:"تقبل منا

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/11/02 ساعت | لینک ثابت
 
 magnify

یکی از مکانها و مقام زیارتی در کربلا،مقام زیارتی علی اکبر است،این مقام در کوچه خاکی که به خیابان امام حسین (شارع امام حسین)،منتهی به حرم می باشد.اتاقکی کوچک است،که زوار داخل آن می روند و لمسش می کنند؛برای من یادآور لحظه ای که پدری بر سر بالین فرزندش می آید و او را در آغوش می گیرد و بر لبان خشکیده اش بوسه ای می زند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/11/02 ساعت | لینک ثابت
 magnify

زنان کاروان در برگزاری مراسم نماز جماعت و دعاها در حرم اشتیاق بیشتری نسبت به مردها دارند و همراهی می نمایند،مدیر کاروان باید همیشه دنبال مردها بگردد تا آنها را با جمع همراه نماید،ولی خواهرها خودجوش می آیند.

یک بار به خاطر وقت کمی که داشتیم،گفتم:"ده دقیقه حرم زیارت بروند و بیایند."،اما بنا به دلایلی طولانی شد و دیر رسیدم.یکی از خواهرها به من گفت:"من بعد از ده دقیقه اینجا اومدم و زیارت نتونستیم بکنم."من دلم میخواست آب می شدم و به زمین فرو می رفتم.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/11/02 ساعت | لینک ثابت

امام علی (ع) می فرماید:"دو گروه هستند،که در مورد من به هلاکت می افتند؛گروه اول کسانی هستند که درباره من غلو می کنند و دسته دوم کسانی هستند که ناصبی و دشمن من هستند."_به این مضمون_به نظر من آن چه از رفتار بعضی از ما شیعیان پیداست،این که در حق ائمه راه به غلو و یاوه گویی پیش رفته ایم.به سخنان مداحها گوش دهید،از این مزخرفها زیاد دیده می شود."خدا،علی هست.چشمهای قشنگ عباس منو دیوانه کرده و ...."

اما آن چه که من در طی زیارت از کربلا و نجف دیدم،امام پرستی گروهی از شیعیان است و اسم این کار خود را امام دوستی و عشق به امام می دانند؛وقتی نزدیک در حرم می شوند و روبروی ضریح قرار می گیرند،مثل این که در مقابل خدا قرار گرفته اند،به سجده می روند و پیشانی را برسجده می گذارند،گویی خدای جدیدی را می پرستند.در حالی که در قرآن به مسلمانان دستور داده شده است،فقط در مقابل خدا سجده کنند و غیر او را نپرستند.


من از دوستانم به خاطر این که مدتی نمی توانستم به آنها سر بزنم عذرخواهی می کنم.این هم از عوارض جنوب شهری و کیفیت بد اینترنت در جنوب شهر بود و لطفا درباره این مطلب من نظر بدهید و گرنه به ذوقم برمی خورد.   

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/09/14 ساعت | لینک ثابت |

وقتی دو هفته پیش از تهران رد می شدم،با یکی از دوستانم که اهل تهران بود،در برخی از نقاط تهران برای اولین بار گشتی زدیم و سیر و سیاحتی نمودیم.یکی از مکانهایی که دیدم  برج میلاد تهران بود،که به طور کامل افتتاح نشده بود و در بزرگراه تابلویی زده بودند که برج با تاخیر افتتاح می شود.شاید اولین مدیری که بابت تاخیر عذرخواهی کرده باشد؛آقای قالیباف شهردار تهران باشد وگرنه معمولا مدیران دولتی خود را محق می دانند که یک پروژه با تاخیر طولانی افتتاح شود.

از نکته های بارز که حتی آقای احمدی نژاد در دوران تصدی بر شهرداری ساخت این برج را کاری عبث و بیهوده می دانست،که پول زیادی بابت این برج صرف شود و گرنه در دنیای جدید امروز دیگر برجهای مخابراتی کاربرد خود را از دست داده است و جای خود را به ماهواره های مخابراتی داده است.

نکته کاملا بارز ناهماهنگی مدیران فعلی و قبلی؛که مدیری شروع به ساخت می نماید و مدیر بعدی آن کار را بیهوده می داند.از نمونه های بارز آن ساخت منوریل یا قطار هوایی در تهران است که در دوران شهردار سابق شروع شد و در تصدی شهردار فعلی با مخالفتش نیمه کاره باقی ماند و به قول آقای قالیباف یک هزینه بیهوده بر بیت المال تحمیل شد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/09/09 ساعت | لینک ثابت

وقتی روی یک موضوع در مورد دین صحبت می شود،گروهی بدون هیچ استدلالی انسان را به ضدیت با آن دین متهم می کنند.در مورد این که ما شیعه هستیم و طبق روایات باید به پیامبر و ائمه و فرزندان خلف آنها احترام بگذاریم،روی این موضوع هیچ شکی نیست.

اما اگر دقیق شویم،شیعیان ایران خیلی به افراط کشیده شدند.فقط یک بررسی کوتاه می کنم و هدفم ریشه یابی این موضوع نیست.در مورد امام رضا (ع) و حضرت معصومه(س) و برخی امامزاده ها که به نقل محکم تاریخ شکی نیست،که در مکان فعلی خود درگذشته اند.اما بیشتر امامزاده ها به طور معمول سند تاریخی در مورد محل دفن نیست و حتی در مورد محل شهادت و دفن آنها اختلاف است.مثلا در شیراز یکی از امامزاده های معروف حسین ابن موسی کاظم(ع) معروف به سید علاءالدین حسین است،که آرامگاه باشکوهی در خیابان آستانه شیراز دارد.در نزدیکی طبس آرامگاه این امامزاده قرار دارد!

یا  در حرم احمد ابن موسی(ع) معروف به شاهچراغ در شیراز؛پایین قبر امامزاده محمد ابن موسی کاظم(ع) قبر فرزندش ابراهیم مجاب قرار دارد.هر کسی که به زیارت امام حسین(ع) برود،می داند در نزدیکی جوار حرم در راستای قتلگاه،قبر سید ابراهیم مجاب است.به نظر من این قدر به افراط کشیده شدیم که از خودمان امامزاده می سازیم.در روستای جرسقان از توابع شیراز،مردم روستا معتقدند که دانیال پیغمبر در این روستا در گذشته است و برای او آرامگاهی ساخته اند.من بعد از تحقیقاتی که نمودم،فهمیدم در حقیقت سالیان قبل شخص عالمی به نام شیخ دانیال_سید هم نبوده است_در این روستا زندگی می کرده است و مورد احترام اهالی روستا بوده است.

حتی یکی از زوار ایرانی در عراق به من گفت:"کاش می شد قبور ائمه را از عراق
به ایران منتقل می کردند."

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/08/28 ساعت | لینک ثابت

گاهی ما نسل سومی متهم می شویم،که شناختی نسبت به کسانی که برای انقلاب زحمت کشیدند و تحمل رنجهای بسیاری و شکنجه شدند؛نداریم.فارغ از هر مسلک و حزبی به نظر من هر کس که برای هر انقلابی متحمل رنج و زحمت شود،با این که عقیده و مذهب او را قبول نداشته باشم؛باید برای او ارزش قایل شد.اشخاصی مثل لنین در انقلاب بلشویکی روسیه؛چه گورا،کاسترو در انقلابهای کشورهای آمریکای لاتین و الی غیره.

به نظر من از شخصیتهای که برای این انقلاب زحمت بسیار کشید،شهید محمد منتظری و پدرش بود.من در مطالعه کتابهای که در ارتباط  با اسناد ساواک درباره فعالیت انقلابیون به چاپ رسیده است،اسم این دو نفر را بسیار دیده ام.که در برخی اسناد و روایات دوستانشان متحمل زندانهای طویل المدت و شکنجه های بسیار شده اند.

شهید منتظری ازمبارزین انقلاب در زمان شاه و نمایندهای مجلس دور اول و از مخالفین سرسخت بنی صدر بود،که بعد از برکناری بنی صدر در حادثه تروریستی ٧ تیر سال٦٠ به شهادت رسید.دو قبر از او است،اولی برای یادبود که در محل یادمان شهدای هفتم تیر در بهشت زهرا است و جسد ایشان را در جوار حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده اند.در بالای قبری که جوار حرم است،نوشته ای به نقل از امام خمینی است.امام از دست دادن منتظری را به پدرش تسلیت می گوید و به او تبریک می گوید،که از شخصیت عالمی چون پدرش این چنین فرزندی به وجود آمده  است.

چیزی که برای من خیلی عجیب بود،این بود،با این تعریفی که امام از او و فرزندش نموده بود.در محل بنای یادمان سر هر شهیدی که می رفتم و پدری داشت که از لحاظ مذهبی یا سیاسی شناخته شده بود،در روی سنگ فبر نوشته بودند؛مثلا فرزند آیه الله فلانی.

ولی نکته جالب این بود که در روی سنگ قبر شهید منتظری نوشته بود،فرزند حسینعلی.اگر ما نسل سومی ها متهم به بی توجهی به شخصیتهای مذهبی یا سیاسی مثل دکتر شریعتی،بهشتی و غیره باشیم.علتش این است که شناخت چندانی نسبت به نسل اول و مبارزین انقلاب نداشته ایم.ولی از کسانی که در راس حکومت هستند،این خیلی عجیب است که سابقه مبارزه همرزمان خود را به این سادگی فراموش کنند و از درج یک عنوان برای کسی که روزی عنوان نایب الامام را داشت پرهیز کنند.

یاد سخنی از مرحوم خلخالی افتادم_که حاکم شرع اول انقلاب بود_.:"انقلاب برخی ازفرزندان خود را قربانی می کند،چه برسد به من که نامم صادق است."

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/08/21 ساعت | لینک ثابت |

 یکی از نکاتی که در دین اسلام سفارش به آن شده است،فرستادن صلوات بر پیامبر است.دو آیه از قرآن است،که در اولی سفارش به فرستادن صلوات و دیگری به این سفارش شده است که در حضور پیامبر ادب رعایت شود."لاترفعوا اصواتکم فوق صوت نبیکم"

زوار ایرانی وقتی دور ضریح مبارک امام علی و امام حسین(ع) طواف می نمایند،به صورت فریاد زدن طلب صلوات می کنند و یا با فریاد زدن یا حسین می گویند.گاهی اوقات ماموران امنیتی حرم مجبور می شوند،بیایند و تذکر دهند.یک بار یکی از مامورین به زوار ایرانی گفت:"مگر نباید ادب در حرم حفظ شود و احترام ائمه رعایت شود."

روز آخری که کربلا بودم.پنجشنبه بود و شب مخصوص امام حسین(ع) بود.با توجه به خلوتی روزهای قبل و در گیریهای که در نیمه شعبان در نزدیک حرمین شده بود و خودم هر لحظه امکان یک بمب گذازی می دادم.فکر نمی کردم حرم شلوغ باشد.وقتی وارد حرم امام حسین شدم،با خیل عظیم جمعیت روبرو شدم.کاملا مشخص بود زوار عراقی هستند.روزهای قبل زوار ایرانی برتری داشتند.از ضریح سید ابراهیم مجاب تا ضریح امام ٥ دقیقه بیشتر راه نبود.ولی من مجبور شدم نیم ساعت آن مسیر را طی کنم.

خصوصیت جالبی که در زوار عراقی دیدم.هر چند دقیقه یکی از زوار عراقی طلب فرستادن صلوات می کرد و دیگر زوار با احترام و ادب به صورت دعا صلوات می فرستادند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/08/01 ساعت | لینک ثابت

وقتی زوار امام حسین(ع) به کربلا می رسند،یکی از چیزهایی که بسار خرید می کنند،مهر و تسبیح و خاکی که منتسب به تربت امام حسین است،را می خرند.یک بار یکی از زوار دیدم،که مقدار زیادی خاک را می خورد؛شاید در حد یک سکه بود.وقتی به او اعتراض کردم.گفت:"برای شفا می خورم."

دانشجویان رشته حقوق یکی از کتابهای مقدماتی که در مورد فقه شیعه را بخوانند،کتاب اللمعه الدمشقیه از شهید اول یا شرح این کتاب به نام الروضه البهیه فی الشرح اللمعه الدمشقیه از شهید ثانی یا ترجمه آن از استاد علی شیروانی را باید بخوانند.در شرح لمعه صص ٣٢٦ الی ٣٢٨ از فصل مربوط به اطعمه و اشربه،آن چه که مربوط به خوردنی و نوشیدنی است،آمده است؛یکی از خوردنی های حرام خاک است و طبق روایتی از پیامبر هر کس خاک بخورد و بمیرد،به خودش ظلم کرده است.مگر از خاک قبر امام حسین باشد.که جایز است به قدر نخود یا کمتر از آن برای دفع مرض بخورد و شرط نیست که همراه آن دعا بخواند.در مورد تربت دو نوع تربت داریم،تربت محترمه که از ضریح مقدس یا اطراف ضریح مقدس می باشد و هر گونه نجس کردن یا بی حرمتی به آن جایز نیست و شفا و بهبودی را باید از این تربت جست.اما تربت دیگری هم هست،که تربت متبرکه است و تا ٤ فرسخی حرم خاک آن متبرک است و جهت مهر نماز می توان از آن استفاده نمود.ولی شفا یا اهمیت  و احترام تربت محترمه را ندارد.

هر عقل سلیمی می داند،که الان دورتادور ضریح مقدس سنگ فرش است و گرنه تا کنون قبر امام را نبش قبر کرده بودند!

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/07/20 ساعت | لینک ثابت |

مواردی که متاسفانه زایران در عراق رعایت نمی کنند،این که در جلوی حرم و ضریح به سجده می روند؛در حالی که به ما دستور داده شده است،فقط برای خدا سجده کنیم و رو به قبله باشد و یا این که در حرم امام ها شروع به فرستادن صلوات با صدای بلندی می کنند،با این که طبق آیه قرآن آمده است،که صدایتان را در حضور پیامبر بلند نکنید.متاسفانه یکی از دوستان من به نام علی اصغر عبادی توسط شخص مجهول الهویه به وهابیگری متهم شده است.من با بیشتر عقاید این دوست موافق هستم.

فقط یک نکته را توضیح می دهم و اگر کسی مایل بود بحث کند حاضر هستم به طور علمی با او چت کنم.یکی از مقدماتی که دانشجویان حقوق آن را می خوانند،آشنایی با اصول فقه اسلامی است.کتابهای مختلفی است.یکی از این کتابها، کتاب اصول فقه تالیف علامه مظفر است.در قسمت بحث حجیت خبر واحد آمده است،که خبر واحد به دلیل ظنی بودن از سوی بعضی از علماء رد شده است.طبق آیات فرآنی که داریم:"ان ظن لایغنی من الحق شیئا" و یا خیلی از دعاها فاقد سند هستند.که یکی از این دعاها،دعای نادعلی است،که سلسله سند روایتی آن مخدوش است و اعتباری ندارد.

ولی یکی از بدترین مغالطه های که می شود این است،یک نفر را به صرف یک سری عقاید بدون آن که فرصت دفاع داده شود،متهم به اخباریگری یا وهابیت نماییم.که شهید مطهری در یکی از کتابهایش به این نکته اذعان داشتند.من فقط دوستان را به مطالعه یا بحث علمی دعوت می کنم.

نکته ای که هست،با این که شیعه وهابیت را قبول ندارد،بعضی از عقاید آنها عقیده شیعه است.آیا کسی می داند که طبق روایتی از یکی از امام ها بعد از نماز مستحب است،مهر را بجز تربت امام حسین(ع) به دور بیندازیم.در حالی که غالب مردم مهر را می بوسند. والی غیره....
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/07/19 ساعت | لینک ثابت |

 

دهین یک نوع شیرینی خاص عراقی است،که در کربلا و نجف به وفور یافت می شود و من تا حالا در ایران این نوع شیرینی را ندیده ام.از لحاظ قیافه شبیه شیرینی دانمارکی و از لحاظ طعم شبیه سوهان قم است.به دلم خیلی نشسته بود که از این نوع شیرینی بخورم.شب آخر که نجف بودیم،روحانی کاروان همه را به بازار نجف که روبرو باب مسلم ابن عقیل برد و در بازار چرخی زدیم.در آخر بازار یک جعبه شیرینی دهین خرید و به همه داد.ولی عجب طعم جالبی داشت،نرم و خوشمزه بود!

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/07/18 ساعت | لینک ثابت

کسانی که برای زیارت به عراق رفته اند،می دانند که دومین و سومین روز باید به مسجد سهله و کوفه بروند؛مسجد سهله ٧ مقام زیارتی و مسجد کوفه ١١ مقام زیارتی دارد،که معمولا در هر مقام و جایگاهی    ٢ رکعت نماز مستحبی و دعای که وارد شده است،را می خوانند.چون زایران به صورت کاروانی اعزام می شوند؛همه با هم تمام مقام ها را طی می کنند.در جلوی مساجد افرادی ایستاده اند که به آنها شیخ می گویند.لباس سفید بلندی_دشداشه_ به تن دارند و کلاه سبز به سر دارند ولی اصلا روحانی یا آشنا به فقه نیستند.فقط برای خودشان دکان باز کرده اند.هر کدام از اینها با یک کاروان می رود و اعمال هر کدام را برایشان می گوید و در آخر از هر نفری بین ٥٠٠ تا ١٠٠٠ تومان می گیرند و به ازای این که هر شب جمعه آنجا به یاد رفتگان نماز بخوانند،٥٠٠٠ تومان می گیرند؛که تقریبا از یک کاروان در حدود ٦٠ تا ٨٠ هزار تومان می گیرند.در حالی که تمام این اعمال مستحبی است و روحانی یا مدیر کاروان به راحتی می توانند انجام دهند.

یک بار مدیر کاروانی به من گفت:"یکی از این شیخها را برای کاروانتون بگیر."من قبول نکردم و گفتم:" خودم بلدم چند تا دعا را از روی کتاب بخونم."گفت:"اگر یکی از این شیخها را بگیریم،برای مردم عجیب و جالب هست و فکر می کنند،خط و خبرهایی است."

ویژگی این شیخها این است که صدای رسایی دارند و به تمام مقام ها آشنا هستند و اعمال را به صورت کامل در مسجد سهله ٣ ساعت و در مسجد کوفه ٥ ساعت برای کاروان توضیح می دهند.من با این که بار دوم بود، ولی با توجه به گرمی کوفه و این که بیشتر کاروان را افراد مسن تشکیل می دهند،نصف زمان آنها اعمال را به جا آوردیم و خیلی نباید افراد را با انجام مستحبات خسته کرد و لازم نیست که در هر مقام دعا را به طور کامل خواند.فقط با این مشقت دادن مردم در مستحبات باعث دلزدگی مردم از زیارت و دین می شویم.بعد مستحباتی که انسان می تواند خودش از روی یک کتاب بخواند،چه لزومی دارد به کسانی بدهد که دکان باز کنند و پول پارو نمایند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/07/15 ساعت | لینک ثابت |

عوامفریبی یکی از مسایلی که در کربلا و نجف به چشم می خورد و به راحتی زایران کربلا بالاخص ایرانیها را سرکیسه می کنند.کسانی که کربلا رفته اند می دانند یکی از مکانهای زیارتی مقام شهادت علی اصغر(ع) است،که در خیابان امام حسین منتهی به حرم واقع شده است.این مقام که منتسب به مکان شهادت علی اصغر است،اطاقکی است که پایین هتلی قرار گرفته است و در کوچه تنگ و خاکی واقع شده است.

عربی در این اتاق ایستاده است که معلوم نیست چه سمتی دارد و پارچه سبز رنگی در دست دارد وبا قیچی آن را می برد و به گهواره ای که در اتاق است می زند و به زایران می فروشد.قیمتش از ٥٠٠ تومان به بالا است و چوب حراج به خودش هم می گیرد و به قول عربها قیمتش هم تا ٢ خمینی بالا می رود.من که نفهمیدم این گهواره چه قداستی که دارد.به فرضی که علی اصغر اینجا شهید شده است گهواره او که بعد از هزار سال و اندی که سالم نمی ماند یا آن پارچه سبز دست عرب که معلوم نبود چه خاصیتی دارد که این قدر فروش می رفت.فقط با یک حساب سرانگشتی که من حساب کردم آن عرب در عرض نیم ساعت که دو کاروان آنجا بود ١٥ هزار تومان کاسب شد،حداقل آن روز ده کاروان به آنجا سر می زدند، چقدر کاسبی می کرد؟!

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/07/08 ساعت | لینک ثابت |