تبليغاتX
کاکوشیرازی

حتما در جریان حوادث دانشگاه زنجان هستید،که یکی از اساتید دانشگاه قصد تعرض به یکی از دانشجویان دختر را داشته است؛از منظر اخلاقی این قضیه و قضایای مشابه مثل پارسال مذموم و ناپسند است و کسانی که به این اعمال پست دست می زنند،باید با آنها برخورد مناسب شود،که باید از طریق مراجع صلاحیتدار صورت بگیرد.

اما حوادثی مثل سال قبل و امسال که با بلوا و آشوب همراه است،مسلما دستهایی در کار است،که می خواهند با آشوب و غوغاسالاری اهداف و نیات پلید خود را جاری کنند.حال می خواهد از جریان اصلاح طلب یا اصولگرا باشد!

در تاریخ آمده است،معاویه با این که عثمان از سوی مهاجمین به مدینه تهدید به مرگ شده بود و از او تقاضای کمک کرده بود،به درخواست خلیفه اعتنایی نکرد و او را رها کرد،تا خلیفه کشته شد و وقتی فهمید،امام علی(ع) به خلافت رسیده است،بروی منبر رفت و یکی از انگشتهای بریده عثمان را بالا گرفت و تقاضای قصاص قاتلین و خونخواهی عثمان را کرد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/04/07 ساعت | لینک ثابت

 كودتاي‌ 28 مرداد كه‌ با طراحي‌ انگلستان‌ و آمريكا و اجراي‌ مشترك‌ آن‌ دو به‌ انجام‌ رسيد، پايان‌ غم‌ انگيزي‌ بر نهضت‌ ملي‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ و آغاز دوره‌ جديدي‌ از ديكتاتوري‌ و استبداد بوده‌ است. نهضت‌ ملي‌ شدن‌ صنعت‌ نفت، سرآغاز يك‌ همدلي‌ فعالانه‌ ميان‌ همه‌ گروهها و شخصيت‌هاي‌ سياسي‌ و مذهبي‌ بود كه‌ به‌ منافع‌ ايران‌ واسلام‌ مي‌انديشيدند. ولي‌ اين‌ گروهها در طول‌ زمان‌ و پس‌ از دست‌ يازيدن‌ به‌ قدرت‌ سياسي، به‌ قلع‌ و قمع‌ و حذف‌ يكديگر پرداختند.با پيروزي‌ نهضت‌ ملي‌ در جريان‌ قيام‌ سي‌ ام‌ تير 1331 و روي‌ كارآمدن‌ مجدد دكتر مصدق، نهضت، به‌ اوج‌ اقتدار خود رسيد، خصوصاً‌ آن‌ كه‌ در اولين‌ روز، پيروزي‌ ديگري‌ براي‌ آن‌ رقم‌ زده‌ شد؛ دادگاه‌ لاهه‌ در همان‌ شب، به‌ نفع‌ مردم‌ ايران‌ راي‌ صادر نمود. مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ نيز روز سي‌ام‌ تير را به‌ عنوان‌ روز قيام‌ مقدس‌ ملي‌ اعلام‌ نمود و قوام‌السلطنه‌ را به‌ دليل‌ كشتار مردم‌ و قيام‌ مسلحانه‌ عليه‌ ملت‌ ايران، مفسد في‌الارض‌ شناخت‌ و كليه‌ اموال‌ او را مشمول‌ مصادره‌ دانست. به‌ دنبال‌ تضعيف‌ دربار و نمايندگان‌ مجلس‌ طرفدار شاه، و تقويت‌ قدرت‌ دكتر مصدق‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي، طي‌ مصوبه‌اي‌ ديگر بنا به‌ درخواست‌ دكتر مصدق، اختيارات‌ قانونگذاري‌ را براي‌ شش‌ماه‌ به‌ او واگذار كرد و اين‌ در شرايطي‌ بود كه‌ دكتر مصدق‌ علاوه‌ بر رياست‌ قوه‌ مجريه، ارتش، فرماندهي‌ كل‌ قوا و اختيارات‌ تام‌ در قانونگذاري، عملا در كشور قدرتي‌ بلامنازع‌ شده‌ بود. از طرف‌ ديگر، شاه‌ كه‌ به‌ شدت‌ توسط‌ دكتر مصدق‌ كنترل‌ مي‌شد به‌ گونه‌اي‌ كه‌ حتي‌ هزينه‌هاي‌ شخصي‌ دربار او نيز به‌ دقت‌ بررسي‌ مي‌گرديدو بدون‌ اجازه‌ مصدق‌ عملاً‌ كاري‌ نمي‌توانست‌ انجام‌ دهد. تا جائيكه‌ حتي‌ بعضي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ سلطنت‌ نيز از كشور تبعيد شدند.آمريكا و انگليس‌ با هدف‌ تصاحب‌ منابع‌ عظيم‌ نفتي‌ ايران، سياست‌هاي‌ يكساني‌ را عليه‌ نهضت‌ ملي‌ در پيش‌ گرفته‌ بودند و اتحاد جماهير شوروي‌ نيز علي‌ رغم‌ شعارهاي‌ دفاع‌ از منافع‌ زحمتكشان، به‌ منابع‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ ايران‌ چشم‌ دوخته‌ بود. روس‌ها از تحويل‌ يازده‌ تن‌ طلائي‌ كه‌ به‌ ايران‌ مقروض‌ بودند و هزينه‌ آن‌ گرسنگي‌ مردم‌ ايران‌ در جريان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ به‌ جهت‌ صدور گندم‌ به‌ آن‌ كشور بود - علي‌ رغم‌ نياز مبرم‌ ملت‌ و دولت‌ ايران‌ - استنكاف‌ ورزيدند. بدين‌ ترتيب‌ كودتایی در 28 مرداد شروع شد و  به‌ پيروزي‌ رسيد و سرلشگر زاهدي‌ به‌ نخست‌وزيري‌ رسید و  محمدرضا پهلوي ‌ به‌ كشور بازگشت‌ و به‌ تعبير امام‌ خميني‌ «محمدرضا رفت‌ و رضاشاه‌ برگشت» و اين‌ در حالي‌ بود كه‌ دين‌ بزرگي‌ از آمريكا و انگليس‌ بر گردن‌ داشت. به‌ همين‌ دليل‌ محمدرضا پهلوي‌ در كتاب‌ «مأموريت‌ براي‌ وطنم» مي‌نويسد:«گاهي‌ اين‌ سؤ‌ال‌ طرح‌ مي‌شود كه‌ آيا دولت‌هاي‌ آمريكا و انگليس‌ در قيام‌ تاريخي‌ كه‌ در 28 مرداد رخ‌ داد، در برانداختن‌ مصدق‌ كمك‌ مالي‌ كرده‌اند يا خير؟ هر چند من‌ در حين‌ انقلاب‌ در خارج‌ از ايران‌ بودم‌ ولي‌ از جزئيات‌ امور اطلاع‌ داشتم‌ ولي‌ انكار نمي‌كنم‌ كه‌ شايد به‌ منظور پيشرفت‌ هدف‌ اين‌ انقلاب‌ ملي، وجوهي‌ هم‌ از طرف‌ هموطنان‌ من‌ خرج‌ شده‌ باشد.»

نهضتی که با خون شهیدانی برای آزادی ایران آغاز شده بود،دچار اختلافات نیروهای نهضت و دسیسه های بیگانگان شد،که برآیند آن بازگشت شاه به تاج و تخت و به یغما بردن منافع ملی ایران برای چند دهه شد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/05/29 ساعت | لینک ثابت |

 

بالاخره دور دوم گفتگوهای ایران و آمریکا بر سر مسائل عراق تمام شد.اگر روزی در کشور و مخصوصا زمان دولت خاتمی کسی صحبت از گفتگو و مذاکره با آمریکا می زد،متهم به کفر و یاوه گویی می شد.

یادم می آید سال 77 که سرباز نیروی دریایی سپاه بودم،یکی از فرماندهان ارشد_ که الان سمت معاونت سیاسی اجتماعی استاندار فارس را دارد_درباره صادق زیبا کلام که آن زمان تز مذاکره با آمریکا را داد و گفته بود با دسته های گل به سراغ آنها برویم.می گفت:این شخص فرق فلان و فلان را تشخیص نمی دهد و حالا دم از مذاکره با آمریکا می زند.

حالا که زمانه عوض شده و دولت دست خودیها افتاده است،دیگر صحبت از کفر و یاوه گویی نیست.می توان سر مسایل ملی رفت و سر میز صبحانه خوری نشست و با آمریکائیها اختلاط کرد.آمریکائیها هم با سیاست هویج و مشت آهنین،گاهی می خواهند لولو_نمادی از شخص ضعیف_ را بترسانند و گاهی می خواهند آدم را با تشویق های الکی سر ذوق بیاورند.اینها همانهایی هستند که نتوانستند دولت مصدق را که یک دولت دمکراتیک ولی نوکرشان  نبود؛را تحمل کنند،چه برسد به این که دولت مذهبی سرکار باشد.برای آمریکائیها آزادی جز لقلقه زبانی بیش نیست.

من مدت 10 روزی که عراق بودم و با تعدادی از عراقیها صحبت می کردم.همه از وضع موجود ناراحت بودند و حتی یک هتلدار عراقی به من می گفت:" زمان صدام بهتر از اینها بود."با این که خودش شیعه بود و دو تن از عموهایش به دست عوامل صدام کشته شده بود.در اتوبان بغداد_ بصره راننده با محافظ اتوبوس با تنفری خاص به نیروهای آمریکایی می نگریستند و گفتگو می کردند.نیروهای آمریکایی با زره پوشهای نظامی محموله های خود را اسکورت می کردند و حتی ماشینهای عبوری حق نداشتند از کنار آنها عبور کنند و باید از سمت خلاف اتوبان استفاده می کردند.بعضی از هموطنان نیز آرزو دارند یک روزی آنها بیایند و سر سفره ما بنشیند و بخورند،که به اصطلاح نفس آزادی بکشند؛که اگر همچنین چیزی وجود داشت،مردم عراق وضع به مراتب بهتری از ما داشتند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/05/13 ساعت | لینک ثابت |

من نه مخالف آقای احمدی نژاد هستم،نه موافق ایشان هستم.در دور دوم نیز به ایشان رای دادم؛باید بین بد و بدتر یا خوب و خوبتر یکی را انتخاب کرد.آقای احمدی نژاد یک چهره معروف و شناخته شده ای در بین عوام نبود.طرفداران او ادعا می کنند که  او شعارهای تازه ای داد و به خواسته های مردم گوش داد.مردم از شعارهای سیاسی خسته شده بودند امید به چهره تازه ای داشتند تا خون جدیدی در رگهای جامعه جاری شود و ....

این ادعاها بی واقعیت نیست.اما آنچه من شاهد بودم یک جریانی که از سال 78 شروع شد و در راس آن یک نهاد دولتی بود که از این جریان حمایت می کرد؛شروع به برگزاری یک سری همایشهای در سطح استان فارس نمود،که در این همایشها که تا قبل انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد از همه گروه مردم در این جلسات شرکت نمودند.از نخبگان،اساتید دانشگاه ،دانشجویان،روحانیون و بازاری ها و غیره شرکت داشتند.حتی در سطح دانش آموزی کلاسهای برگزار می نمودند و به قول خودشان مردم را از اوضاع سیاسی آگاه می کردند.در یکی از این همایشها که آقای صفارهرندی (سردبیر سابق روزنامه کیهان و وزیر فعلی وزارت ارشاد) سخنران بودند.  از او سوال شد، با توجه به فرمایش رهبری در خصوص آرام سازی فضای جامعه،چرا شما و دوستانتان در روزنامه کیهان جو جامعه را متشنج می کنید.ایشان جواب دادند:ما در خصوص وظیفه اطلاع رسانی که داریم اقدام می کنیم.و از جواب دادن طفره رفت.من اسم این همایشها را پلو سیاسی گذاشته بودم،چون آخر برخی از این همایشها با پلو مرغ و متخلفات ختم می شد.

نکته دیگر که به نظر من مهم است در این انتخابات روحانیون فارس چندان حمایتی از آقای رفسنجانی به عمل نیاوردند،برعکس انتخابات قبلی که آقایان دستغیب حمایت وسیعی از آقای خاتمی به عمل آوردند.اما در این انتخابات یکی از روحانیون  فعال سید محمد انجوی نژاد  بود،که یکی از کادر اصلی هیئت رهپویان وصال می گفت:روستای در استان فارس نبود که ما برای تبلیغات احمدی نژاد نرفته باشیم.بیشتر از این نمی خواهم درباره سخنرانی های که ایشان گفته است،بنویسم.اما آن صحبتی که در مورد رای دادن مردم فارس در دور اول به کروبی گفته بود،جالب بود.اگر آن قسمت از سخنرانی را حذف نکرده باشند می توانند به سخنرانی سید در 28 خرداد 84 رجوع کنند.

اما در آخر شما خواننده محترم می توانید حدس بزنید این نهاد دولتی اسمش چی بود؟ادعای حدستان بر عهده خودتان است.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/09 ساعت | لینک ثابت |

 

 

در سال 67 که حکم اسلام در مورد سلمان رشدی از سوی امام خمینی صادر شد،بعض از افراد باور نمی کردند که کشورهای غربی مثل انگلیس که هیچ گونه ارزش انسانی و الهی را پاس نمی دارند و پشت پرده این ماجرا هستند و با این نظر که سلمان رشدی سفارش پذیر بوده است مخالفت می کردند.حقوق بشر نزد غربی لقلقه زبانی بیش نیست.در قضیه هولوکاست چنانکه در مخافت آن کسی حرف بزند،چنان با او برخورد می نمایند؛ولی با کسی مثل سلمان رشدی که اعتقادات یک میلیارد مسلمان را به سخره می گیرد،هیچ برخوردی نمی کنند و حتی به او مدال شوالیه و لقب سر می دهند.

اقدام هفته گذشته ملکه انگلیس در اعطای لقب شوالیه به آن نویسنده هتاک و حاضر نشدن دولت انگلیس در عذرخواهی از مسلمانان بار دیگر مدعای بر بی ارزش بودن حقوق بشر در نزد آنان را به اثبات رساند و ناراحتی دولتهای غربی را در افزایش بیداری امت اسلامی نشان داد و اعطای این نشان به این عنصر خود فروخته به این معناست که او وظیفه خود را در توهین به مقدسات به خوبی انجام داده است.در حقیقت این دولت و ملکه انگلیس که باید مدال حماقت بگیرند که دشمنی خود را با اسلام عیان نمودند.

 

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/04/01 ساعت | لینک ثابت

امام خميني در آستانه سال نو عيد نوروز را عزاي عمومي اعلام کردند،رژيم در اقدامي متقابل و به منظور مقابله مستقيم  با روحانيت و وادار  کردن آنان به سکوت با حمله به مجلس عزاي امام صادق (ع)که در مدرسه فيضيه بر گزار شده بود در تاريخ 2 فروردين 1342 يکي از خونين ترين و ننگين ترين برگ هاي تاريخ خود را رقم زد .

رژيم پس از اين وقايع براي مهار بحران هايي که خود عامل آنان بود اقدام به دستگيري امام خميني در سحر گاه 15 خرداد 1342 نمود .اين اقدام پس از آن صورت گرفت که مردم امام خميني را پس از وقايع فوق الذکر به عنوان رهبري خود پذيرفته بودند و اين حرکت رژيم باعث انگيخته شدن احساساتي شد که در طول اين سالها نهفته شده بود و منجر به قيام و شورش عمومي در سراسر کشور به ويژه در تهران و حومه  قم،  مشهد،  تبريز،  شيراز و اصفهان گشت ،قيامي که به وسيله عمال سرکوبگر رژيم به فجيع ترين حالت به خاک وخون کشيده شد و طبق آمار هاي غير رسمي  تعداد شهداي اين واقعه تا بيست هزار نفر گزارش شد .

قيام و مبارزات مردم در 15 خرداد آغازگر مبارزه اي 15 ساله بود که به پيروزي انقلاب اسلامي منجر شد. اين مبارزات در واقع دور نماي مبارزات را براي آينده ترسيم نمود وبا داشتن ويژگي هاي خاص و بارز  نسبت به ساير قيام ها توانست الگوي مبارزاتي خوبي براي ساير قيام ها باشد وخود را از گونه هاي مشابهش جدا سازد .

يکي از بارزترين پيام هاي اين حرکت وجنبش تغيير  رهبري بود به گونه اي که در قيام هاي قبلي اغلب رهبران غير مذهبي بودند وهمراهي با آنان از رده هاي بالاي مرجعيت نبود اما در اين قيام مردم ،رهبري بالاترين نقطه مرجعيت را پذيرفته بودند .يکي ديگر از بزرگترين دستاوردهاي 15خرداد براي ملت ايران اين  بود که با وجود رژيم شاهنشاهي تحقق عدالت واحکام اسلامي ممکن نمي باشد ودورنماي مبارزات را بر سر نگوني رژيم سلطنتی بنیان نهاد .

شايد براي بکار بردن زيباترين تعبير بايد تعبير امام را بکار برد که فرمودند در اين تاريخ سربازان من درون گهواره هاشان هستند اما به هر روي با ويژگي هاي فوق الذکر وبسياري دلايل ذکر نشده بايد قيام 15 خرداد را که باعث بيداري ملت ايران شد نقطه عطف بزرگي در تاريخ مبارزات اين سرزمين ناميد .

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/03/15 ساعت | لینک ثابت

وقتی انسان کلمه خسر و شیرین را می شنود،بی اختیار یاد خسر و شیرین نظامی گنجوی می افتد.آقای احمدی نژاد وقتی شیراز آمد،از جاهای که می خواست رد بشود را گلکاری جدیدی کرده بودند.من پارسال هر وقت از بلوار احمدی جنوبی رد می شدم،وسط بلوار با شمشاد تزیین شده بود؛اما از عید امسال که قرار شد آقای رییس جمهور شیراز بیاید،تمام شمشادها را کندند و گلگاری کردند.اگر رییس جمهور جنوب شیراز هم سر می زد،شهرداری خیابانهای خاکی را آسفالت و درختکاری می کرد.استادیوم شهدای ارتش که محل سخنرانی رییس جمهور بود،نزدیک بلوار احمدی جنوبی است؛از یک ماه قبل که قرار بود او بیاید تمام نقاط مهم شهر را با پوسترهای بزرگی در استقبال از او پرکرده بودند.در روز ورود ایشان بیشتر مدارس شیراز را تعطیل کردند و با سرویس دولتی آنها را به محل سخنرانی رییس جمهور برده بودند.

آباده؛ یکی از شهرهای استان فارس که رییس جمهور در بین مردم آنجا وعده دادند،مشکل یکی از بخشهای یا روستای به نام خسرو و شیرین را حل کنند.عده ای از اهالی آنجا خواهان ملحق شدن به شهرستان آباده بودند و رییس جمهور قول مساعد داد که به این شهرستان ملحق بشود.من اتفاقا این بخش از سخنان او را که با خنده از رادیو پخش می شد،شنیدم.

بعد از پایان سفر رییس جمهور کسانی که مخالف این الحاق بودند و خواستار ماندن در شهرستان اقلید بودند،دست به اعتراض و تحصن و درگیری با نیروی انتظامی زدند.نیروی انتظامی هم در درگیری با مردم به خانه های مردم ریخته بودند.که بعدا برای این که این درگیری بخوابد از شهرهای شیراز و اصفهان یگان ویژه به آنجا اعزام می کنند،حتی در بین مردم شیراز شایع شده است که نیروی انتظامی به خانه های مردم می ریزند و عده ای در این درگیریها کشته شده اند.صحت شایعات بر عهده راویان آن است.ولی از قرار معلوم امام جمعه اقلید سخنرانی تندی علیه عملکرد نیروی انتظامی داشته و آن را محکوم کرد.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/02/09 ساعت | لینک ثابت |