تبليغاتX
کاکوشیرازی

با سلام و  تبریک  فرا رسیدن عید غدیر خم خدمت شما دوستان  عزیز  

رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) على (علیه السلام) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب نموده  و فرمود : "من كنت مولاه فعلى مولاه" خبر این جریان در همه جا پخش شد " نعمان بن حارث فهرى" خدمت پیامبر (ص) رسید  و عرض كرد به ما دستور دادى شهادت دهیم به یگانگى خدا و رسالتت  ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى ، همه  را پذیرفتیم، اما با اینها راضى نشدى تا اینكه این جوان را به جانشینى خود منصوب كردى، و گفتى: "من كنت مولاه فعلى مولاه" ، این سخن از ناحیه خودت است یا از سوى خدا؟!

پیامبر (ص) فرمود:" قسم به خدایى كه معبودى جز او نیست این از ناحیه خدا است".

" نعمان" روى بر گرداند در حالى كه مى‏گفت" اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگى از آسمان بر ما بباران"! اینجا بود كه سنگى از آسمان بر سرش افتاده  و او را كشت، همین جا آیات1 و 2 سوره حجاره نازل شد: " سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ  لِلْكافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ " تقاضا كننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد این عذاب مخصوص كافران است، و هیچكس نمى‏تواند آن را دفع كند. (1)

1)نقل به مضمون از مجمع البیان جلد 10 صفحه 352 همین مضمون را بسیارى از مفسران اهل سنت، و روات حدیث با مختصرى تفاوت نقل كرده‏اند.مرحوم" علامه امینى" در" الغدیر" آن را از سى نفر از علماى معروف‏  اهل سنت نقل مى‏كند  الغدیر جلد 1 صفحه 239 تا 246  



ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سیزدهم آذر 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

تو را غايب ناميده اند، چون ظاهر نيستي، نه اينكه حاضر نباشي.غيبت به معناي حاضرنبودن، تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند، فرق ميان ظهور و حضور را نمي دانند، آمدنت كه در انتظار آنيم به معناي ظهور است، نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را. وقتي ظاهر مي شوي، همه انگشت حيرت به دندان مي گزند با تعجب مي گويند كه تو را پيش از اين هم ديده اند. و راست مي گويند، چرا كه تو در ميان مائي، زيرا امام مائي. جمعه كه از راه مي رسد، صاحبدلان دل از دست مي دهند و قرار از كف مي نهند و قافله دل هاي بي قرار روي به قبله مي كنند و آمدنت را به انتظار مي نشينند ...

شاید این جمعه بیاید

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و یکم آبان 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

حج: يعني آهنگ، مقصد يعني حرکت نيز هم. و همه چيز با کندن از خودت، از زندگيت و ازهمه علقه‌هايت آغاز مي‌شود، مگر نه که در شهرت ساکني؟ سکونت، سکون، حج نفي سکون.چيزي که هدفش خودش است يعني مرگ. حج: جاري شو! هجرت از " از خانه خويش " به " خانه خدا"،"خانه مُردم"! اي برلب‌هاي ديگران ترانه‌ساز، آهنگ نيستان خويش کن! موسم: و اکنون هنگام در رسيده است، لحظه ديدار است، ذي حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگيدن، کينه ورزيدن و ترس. زمين را، مهلت صلح، پرستش و امنيت داده‌اند، خلق با خدا وعده ديدار دارند، صداي ابراهيم را بر پشت زمين نمي‌شنوي؟ و او در خانه‌اش ترا به فرياد مي‌خواند، دعوتش را لبيک گوي! پس اکنون که در "دار عمل" هستي خود را براي رحلت به " دار حساب " آماده کن، مردن را تمرين کن، پيش از آنکه بميري، بمير.حج کن!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی ام مهر 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

عید فطر از مهمترین اعیاد مسلمانان است که روزی فرخنده بوده و همواره همراه با مراسم پرشکوه است.رمز  این اهمیت در این است  که مردم این روز را جشن پایداری آنها در روزه داری یک ماهه می دانند.این جشن در واقع اختتامیه پرشکوه یک ماه ضیافت الهی است که در آن چندین گام به خدا نزدیکتر شده اند.

عید بر عاشقان مبارک باد               عاشقان عیدتان مبارک باد

بر تو ای ماه آسمان وزمین              تا به هفت آسمان مبارک باد

عید آمد به کف نشان وصال            عاشقان این نشان مبارک باد

کاش واژگانی دیگر در اختیار آدمی بود تا وصف این عید کند آخر چگونه می توان به آنان که از مهمانی ملکوت آمده اند تبریک گفت به آنان که حق میزبانی شان کرده است آن چیست که از حضور حق در خانه دل آدمی واز مهمان شدن او به خانه حق مبارک تر و فرخنده تر باشد آنجا که زبان حال هرآن که عظمت میزبان را دریافته چنین است الهی خلق تو شکر نعمتهای تو کنند من شکر بودن تو کنم نعمت بودن تست الهی ((وسماهم ربهم)) تمام است ((شرابا طهورا))کدام است.

الهی دل آن داریم که مهمان دوست داریم اما دست آن ندارم که دوست را مهمان داریم.این نجوای خالصانه میهمانان اوست گاه با دل خویش و گاه با خدای خویش نجوایی که از زلالیهای وجودشان بر خاسته است وشگفت آنجاست که عشق از همان بلندایش پاسخ مهمان میدهد

دلا در روزه مهمان خدایی                           طعام آسمانی را سرایی

در این مه چون در دوزخ ببندی                     هزار در زجنت برگشایی

فرخنده می گویم  آنانی را که عشق حق طیب جانشان بوده است و آنانی را که مهمانی خدا را به پایان رساندند و اینک با یاد سرور بزرگ عید سعید فطر در شور فرو رفته اند. عید مسلمین را به شما تبریک عرض می نمایم.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی ام شهریور 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

رمضان می آید،تا تو فرصت زیارت سحرهای سحرآمیز فراهم شود،فرصت زیارت شوق،زیارت نور،زیارت یاران.رمضان می آید،تا بتوانی بی گدار به آب بزنی و رکعتی شوق نذر دلت کنی.او می آید،تا لب فرو بندیم،تا لب تشنه عطش بنوشیم،تا لب سوز لبخندهای واقعه شویم و در این لبالب شدن ها،دو رکعت نماز گریه بخوانیم.او می آید،تا پنجره ها یاد بگیرند،سحرخیز شوند.رمضان می آید،تا در گرماگرم افطار،خنده اهالی اش طعم سرخ سیب بدهد و بر لبانشان ذکر"اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا"جاری می شود.او می آید،تا با اذان موذن زاده و ربنای شجریان،باور کنیم،آسمان همین نزدیکیهاست.

او می آیدتا فرصت کنی،سفره ای بیندازی،پر از آیه و آینه و در پای این سفره تا آسمان بلند،چشم هایت را قسمت کنی.او می آید،که سحرهایش همه راز و نیاز با اوست،که به قول دوست اگر تنهاترین تنها شوم،باز خدا است.او می آید،تا تکلیف چشمهای روزه دارت را روشن کنی و در آسمان قلبت به دنبال ستاره های نورانی خدا باشی.

این دهــان بستی دهــانی باز شـــد کـو خـورنده‌ی لــقمـه های راز شـــد


مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و ششم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

چند روزی است،کوچه ها را آذین بسته اند و خیابانها آن قدر چراغانی شده که دیگر کسی برای پیدا کردن ماه آسمان را نمی بیند.ستاره شمردن چه فایده دارد،وقتی قرار است خورشیدی آسمان دلمان را نورانی کند.شهر کاملا آماده است.همه چیز از روز بزرگی خبر می دهد و نوید شیرین ما را به یقین می رساند،که "او"  می آید.نمی دانید انتهای کوچه ما چه خبر است،شوق وصلت دو زوج خوشبخت در شبی به یاد ماندنی.

این روزها آن قدر کاممان را از شیرینی شیرین کرده اند؛که کودکان محله به وجد آمده اند،به امید روزی که شیرینی حضور او را بچشیم.او را التماس می کنیم،یا من ارجوه لکل خیر،او را که امید همه منتظران است.وقت است که به پا شویم و او را انتظار کشیم که امید هر منتظر است.برخیزیم و امید داشته باشیم،که شایسته ظهورش شویم.میلاد اوست که همه منتظران آرزوی دیدن او را دارند.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهاردهم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

عطر دلنوازی فضا را آکنده است . گویا شمیم یاس است که به دل ، جان می بخشد . آنجا را بنگر نیلوفران راه را فرش کرده اند . تمامی راههای آسمانی آذین بندی شده ، شادی و سرور و بهجت عالمین را در برگرفته ، ملائک پایکوبان به استقبال آمده اند ، به راستی اینان شوق چه در سر دارند ؟آن چیست که نه تنها ملکوتیان ، که ما خاکیان را نیز بهره می رساند؟

اگر با چشم دل به آسمان بنگری ، نام زیبا و دلنشین " شعبان " را می بینی که چگونه ستاره باران شده و چون لؤلؤیی درخشان می درخشد ؛مژده باد مسلمین و عباد الله را که ماه شعبان از ره رسیده ؛عاملان عرش در تنظیم و تکریم این ماه مبارکند و بهشت را آذین می بندند ؛شعبان آمد، ماه پذیرش توبه ، ماه عبادت و خودسازی ؛باید خود را آماده میهمانی خدا سازیم ، تا رمضان چند گامی بیش نمانده ؛اما چرا نام شعبان دل را می لرزاند ؟

چون دراین ماه ، سرور آزادگان ، سمبل عشق و ایثار ، زینت عابدین وامید دلهای منتظر ، نَفَس جانها ،فریادرس مظلومان و برافرازنده پرچم هدایت بر فراز گیتی جهان را با وجودشان منورنموده اند.الهی در این ماه و هر ماه کامم را به حلاوت تلاوت کلامت شیرین بدار.خدایا طعم شیرین مناجاتت را به من بچشان.بارالها!ما را از چشمه تسنیم شعبان سیرآب ساز.

حلول ماه شعبان ، ماه عبادت و بندگی مبارک باد.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در ششم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان این که خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود نمی بیند.مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو " موج"، موجودیت یافت؟مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟

پس چرا ما خبر " ولادت"  تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در ششم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

بيانيه‏اى را مشاهده كردم كه جمعى از نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى صادر كرده‏اند. اينجانب بعنوان يكى از اعضاء خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مى‏كنم: مى‏فرماييد چهل ميليون نفر در انتخابات شركت كردند؛ امّا سؤال اينجا است كه سخن اكثريت ايشان اين است كه رأى ما كجا رفت؟ اگر شما به اين خواسته آنها احترام مى‏گذاشتيد و اهميت مى‏داديد كه الان هم دير نشده، چنانچه صندوقى باقى باشد باز شمارى مى‏كرديد، بر شما معلوم مى‏شد كه خواست آنها غير عقلايى نبوده.

  
....


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهارم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام
شعبان

 

آن چند امر است :اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگویداَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ  

دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هركه هر روز از این ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى دیگر استغفار كند .

فرا رسیدن ماه شعبان،ماه رسول الله(ص) را تبریک می گویم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در یکم مرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام
اقرا باسم ربک الذی خلق....

اقرا باسم ربک الذی خلق....

و حرا مهبطی بود که جلوه گاه نور خورشید گشت.بعثت طلوعی بود که خورشید حق را از خاور تاریخ،تابانید.محمد(ص) دیباچه ی زرین کتابی بود که کلماتش جوشیده از وحی و فرود آمده از عرش و نازل شده از ملکوت بود.مبعث،فصلی بهاری در پهنه ی قرون بود که محمد(ص) را همچون گلی زیبا بر دامن رسالت نهاد و سرزمین مکه،با فروغ چهره ی این خورشید تابان شد.

27 رجب،محمد(ص) آمد،تا کودک بشریت را در آغوش مهر و عطوفت دین،قرار دهد.تا زندگی های مسخ شده ی مردم را با فطرت آشتی دهد و جهل و جور بمیرد؛تا شرک و بت پرستی رخت بربندد.

درود بر حبیب خدا،محمدمصطفی(ص) که جهان را از حلاوت محبت خدا پر کرد و زمان و تاریخ را از موج تکبیر آکنده ساخت.

سلام و صلوات خدا بر محمد(ص) و آل محمد(ص)......

 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و هشتم تیر 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

تاريخ مرا در محک امتحان قرار داده است.مي خواهد فداکاري مرا بسنجد. مي خواهد شجاعت مرا بيازمايد. اکنون پرچمي خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوت ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاري امکان پذير است. خدايا! تو را شکر مي کنم که با فقر آشنايم کردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درک کنم. خدايا! همه چيز بر من ارزاني داشتي و برهمه اش شکر کردم. جسمي سالم و زيبا دادي! پايي قوي و تند و چالاک عطا کردي! بازواني توانا و پنجه اي هنرمند بخشيدي! فکري عميق دادي و از موهبات علمي به اعلا درجه برخوردارم کردي. خدايا! تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچ کس و هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.

 یاد و راهش گرامی باد.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم خرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

دکتر علي شريعتي که روز 29 خرداد سالگرد شهادت گونه اوست. از نمونه مرداني است که در حوزه تفکر و انديشه هاي ديني عمري جاودانه يافته است. بامرگ او تفکر و انديشه هايش زايش دوباره داشته و نياز دانستن از او هرگز به بي نيازي منجر نشده است.دکتر در آخرين نامه هاي خود که به نام حسن ومحبوبه انتشار پيدا کرد،خودش را معرفی می کند،در ابتدا نامه از سه ضلع قدرت در يک ده حمله مي کند و آنها را باعث عقب ماندگي مي داند، به نظرم به کساني حمله مي کند که دچار يک تحجر فکري مي باشند و بعد از معلمي مي گويد،که به آن روستا مي آيد وبراي دانش آموزانش راه زندگي را روشن مي نمايد. مي گويد لازم نيست ما فکر کنيم علي و فاطمه(س) دست نيافتني هستند،بلکه هر يک از ما نيز مي توانيم مانند آن دو باشيم.

دکتر خود مي گويد: پدرم نخستين سازنده ابعاد روحم کسي که براي اولين بار هم هنر فکر کردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را، طعم آزادي، شرف، پاکدامني، عفت روح، استواري ايمان و استقلال دل را بي درنگ پس از آن که مادرم از شيرم گرفت به کامم ريخت.رهبر انقلاب درباره او مي گويد:اگر ما يک خصوصيت شريعتي را بخواهيم ذکر کنيم اين است که او با مردم ارتباط برقرار مي کرد، براي مردم حرف مي زد و به زبان مردم سخن مي گفت،از مردم الهام و ياد مي گرفت. دردهاي مردم را منعکس مي کرد،او از اسلام محکم دفاع کرد و گفت:مومن مسلمان بايد متعصب باشد و اين دژ تعصب را از دور ما برچيده اند تا بتوانند ما را با تيرهاي مسموم خودشان هدف قرار دهند.

خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت .روحش شاد و يادش گرامی

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم خرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنچیزی که در حدیث آمده این است:امام علی(ع): «إِنَّ أَكْثَرَ أَشْيَاعِهِ يَوْمَئِذٍ أَوْلَادُ الزِّنَا وَ أَصْحَابُ الطَّيَالِسَةِ الْخُضْر» یعنی به راستی اغلب پیروان دجال در روزی که دجال خروج کرده است ولد الزنا و صاحبان تالشان سبز هستند. الطیالسه همان تالشان فارسی است (مجمع البحرین، ج4، ص 82)یا ( بحارالانوارجلد13،مهدي موعود،باب بيستم و نهم ؛علامات ظهور ترجمه:مرحوم محمدحسن بن محمد )تالشان یا طالشان ردا یا لباسی است که آن را بر کتف پوشند و همه بدن را فرا می گیرد و آن را بافند و برش خیاطی ندارد (فرهنگ فارسی معین، ج2، ص 2202)
معنای واقعی جمله را با ترجمه حامیان  مقایسه کنید و ببینید طالشان که شبیه عباست و همه بدن را فرا می گیرد را شال گردن معنا کرده و به شکل غیر قابل باوری معنای جمله را تحریف کرده اند.واقعا جاي تاسف است،که دين  هم ملعبه و بازيچه افرادي شده است.حتي وقتي اس ام اسي که بدستم رسيد و آن را خواندم.وقتي بررسي کردم در اس ام اس منبع خبر را بحارالانوار جلد 3 داده بود.در حالي که روايت در اصل در کتاب بحارالانوارجلد13،مهدي موعود،باب بيستم و نهم ؛علامات ظهور ترجمه:مرحوم محمدحسن بن محمد مي باشد.حتی حناب آقای احمدی نژاد هم در روز شنبه ۲۳ خرداد شال سبز بر دور گردنش انداخت و به آن مباهات نمود.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و یکم خرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

یوسف

باورکن دعا کردن راه ورسم دارد.خدا هم مانند پدر ومادری دلسوز خوب و از سر حوصله می شنود.اما گاهی اوقات آنچه را می خواهیم برآورده نمی کند، می دانید چرا؟

به آیه 33 سوره یوسف توجه کنید:

قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّی كَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِینَ

[یوسف‏] گفت: «پروردگارا، زندان براى من دوست‏داشتنى‏تر است از آنچه مرا به آن مى‏خوانند، و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى، به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله‏] نادانان خواهم شد.»
در این آیه به صراحت خداوند می فرماید بندگان من خیلی وقتها دعا های شما باعث هلاکت ونابودی شماست بنابراین دعایتان را برآورده نمی کنم.گاهی اوقات خدای حکیم دعایی از ما را مستجاب می کند که گرهی و یا سختی در زندگی ما ایجاد می کند.

آری، تعجب نکنید چون اولا خودت خواسته ای. ثانیا خدا خواسته درسهای زندگی جدیدی به تو بیاموزد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

ارائه شرحی طولانی تر از داستان افسانه جومونگ، چندان ضروری به نظر نمی رسد و اصلا هدف این نوشتار بیان این موضوع نیست. بلکه آنچه از طرح این مبحث، مورد نظر این نوشتار قرار دارد، بیان این نکته است که این مجموعه تلویزیونی دارای نکات اخلاقی و آموزنده می باشد.اگرچه به هر حال با توجه به نکات و تفاوتهای فرهنگی نمی تواند صد در صد مورد تایید باشد.

جومونگ

ارزش هایی همچون صداقت، وفاداری، شجاعت، شرافت، احترام، رعایت حقوق، عزت و بزرگواری از جمله خصلتهایی است که تصاویری با این مضامین بارها در این مجموعه دیده شده است. البته احترام به بزرگترها خصوصا پدر و مادر نکته ای است که در تمامی شخصیتهای داستان اعم از منفی و مثبت دیده می شود. مثلا وقتی برادر جومونگ (تسو) با کودتا حکومت را از پدر غصب می کند ولی جلوی او زانو زده و با احترام با پدر صحبت می کند.  آنچه به نظر می رسد این است که نویسندگان سریال علاوه بر جلب مخاطب به دنبال آموزش نکات مهم اخلاقی چون احترام به پدر و مادر هستند. ارزشهایی که در دنیای موج سومی امروز رو به افول نهاده است.

نکته ممتاز دیگری که در این سریال دیده می شود، توجه به قدرت و اراده پروردگار می باشد که شخصیت های مثبت فیلم در لحظات غم و اندوه و در رویارویی با حوادث تلخ، از آن سخن می گویند. به این صورت که شرایط پیش آمده را تقدیر و مشیت الهی دانسته و سعی در پذیرش آن دارند.

دیدن کلیشه های تکراری به امری عادی در سریالهای ایرانی بدل شده است. شخصیتهایی مثل زن منفعل، اغواگر و یا دروغگو در برابر مردان عاقل یا دهن بین و....سوژه هایی تکراری همچون حضور همسر دوم در زندگی و ازدواج های ناموفق و یا داستان های عاشقانه همیشگی که گاهی واقعا کسالت آور و خسته کننده می شود. به راستی آیا نمی توان از سرمایه عظیم و پر مفهوم فرهنگ و سنت ایرانی و اسلامی برای ساخت سریالهای تلویزیونی بهره برد؟؟؟آیا منابع اصیلی مانند شاهنامه فردوسی که سرشار از داستانهای اخلاقی ودرعین حال حماسی است نمی تواند مورد استفاده ما قرار گیرد؟!!!!!

 

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام
امام زمان عليه السلام

انا المهدی. انا قائم الزمان.

منم مهدی. منم قائم زمانه.

انا الذی املاءها عدلا کما ملات جورا .

منم که زمین را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد .


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دوم اسفند 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

فقط چشم نیست که می بارد،دست نیست که بر سینه پرسوز فرود می آید،قلب ها هم در اضطرابند.زمین به خود می پیچد و آفتاب،صورت خود را به غبار ماتم می خراشد.اینجا همه عزاداران به سنت هرساله سیاهپوش و بی قرار صدایت می زنند.زنجیرها آشوب می کنند و سنج ها و طبل ها در خروش اند.

زخــم مولايم گــرفــت از خنجر دشـمن دوا
قطـره قطـره مي‌چكد بر پيكرش اشك خدا
همدم زينب شده امشب غم و اشك وعزا
قلب زهرا خـــون شــده از داستـان كربــلا
بر لبِ زهـرا بُود امـشـب به مقتل ايـن نوا:
واحسيـنـا واغــريــــبـا واغـســيلاً بِـالـدِّمـا

سلام آقا!در کربلا بر تو و خاندانت چه گذشت؟چه کسی گلوی اصغر شیرخوارت را با زهر تیر آب داد؟عباس دلاورت آیا از میدان آب آورد؟آیا حبیب،زهیر و عون هنوز هم به ندای"هل من ناصر ینصرنی"تو پاسخ می دهند؟.....


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.

بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است: "... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3) (و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)

البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه  باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)

بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا دریافت کنید).

راقم این سطور با وجود علاقه ای که به این علمای فرزانه دارد. نکته ای را قابل تذکر می داند،حتی اگر بنابر فرض محال این سخنان از زبان آیت الله بهجت صادر شده باشد.امکان اشتباه و خطا از ایشان نیز جایز است،زیرا که ایشان معصوم نیستند.برخی در مقام دفاع برآمده اند و توجیهاتی را برای این کلام اقای ناصری آورده اند.اما این نکته را فراموش نموده اند،که وقتی کسی مثلا در زبان عربی اسد و یا در زبان فارسی شیر را بکار ببرد،ذهن شنونده متوجه شیر جنگل می شود،نه این که متوجه شخص شجاع می شود.

هر شنونده عاقلی که سخن آقای ناصری را بشنود،ذهنش متوجه این می شود،که حضور و فرج امام زمان بسیار نزدیک است و این با روایات مسلمی که وقت ظهور را نامعلوم می داند،ناسازگاری دارد و هر کلامی که مخالف ظاهر قرآن و روایات مشهور باشد باید بنا به فرمایش معصومین آن را رها کرد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در پنجم بهمن 1387 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

چند خطی از دکتر شریعتی: ... و اكنون، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده‌اي. اسماعيل توكيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبيلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيبايي‌ات؟ و .... من چه مي‌دانم؟ اين را بايد خود بداني و خدايت. من فقط مي‌توانم نشانيهايش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ايمان ضعيف مي‌كند، آنچه تو را در راه مسئوليت به ترديد مي افكند،آنچه دلبستگي‌اش نمي‌گذارد تا پيام حق را بشنوي و حقيقت را اعتراف كني، آنچه تو را به توجيه و تاويل‌هاي مصلحت‌جويانه و ... به فرار مي‌كشاند و عشق به او كور و كرت مي‌كند و بالاخره آنچه براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تو است! اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد يا يك شيئي، يا حالت، يا يك وضع، و يا حتي يك نقطه ضعف! تو خود آنرا هر كه هست و هر چه هست بايد به مني آوري و براي قرباني انتخاب كني.

 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دوازدهم آذر 1387 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

حجاب در علومى چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصى دارداما در فقه  داراى معناى خاصى نيست. اين واژه در فقه در معناى لغوى خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به كار رفته و معناى جديدى براى آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناى اصطلاحى خاصى پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهرى در اين باره مى فرمايد: استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدى است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است.  بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمى شد و ما هميشه همان كلمه پوشش را به كار مى برديم، زيرا معنى شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود.

 پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمايى نپردازد. آيات مربوطه همين معنى را ذكر مى كند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتى كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيه اى كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.معناى اصطلاحى جديد اين واژه، عبارت است از پوششى كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گرى و خود نمايى بپرهيزد. در اين ترديدى نيست كه حجاب در اين اندازه يكى از احكام مشترك اديان ابراهيمى و از احكام ضرورى اسلام بوده و همه طوايف اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند.

به نظر من در خصوص پوشش بانوان افراط و تفریطهای زیادی شده است و گرنه هیچ یک از عقلای هر جامعه ای با بی بند وباری و ولنگاری موافق نیست.این نکته را جلال آل احمد در کتاب غربزدگی و دکتر شهید شریعتی در کتاب حسن و محبوبه بیان نموده اند. من با حرف خانم شیرین عبادی  که پوشش سر را مجزا می داند،مخالفم.به نظر من اگر کسی دینی را پذیرفت،باید به قوانین آن دین احترام بگذارد،مگر این که به قوانین آن دین کافر باشد.اسلام حد پوشش را کامل بیان نموده است؛تمام بدن بجز صورت و دستها باید پوشیده باشد.هر نوع پوششی که برای عشوه گری نباشد،اشکال ندارد.

یکی از دوستانم که به تازگی از فرانسه آمده است.می گفت در فرانسه بین بانوان جوان خیلی کم است کسانی که آرایش غلیظ کنند.ولی اگر کسی در شیراز و یا شهرهای بزرگ ایران ساکن باشد با یک موج شدید خودباختگی به قول دکتر شریعتی مواجه می شود.فقط کمی آدم اگر در شهر باشد با یک سری انواع مانکن با تجملات و آرایشهای غلیظ روبرو می شود،

 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در چهاردهم شهریور 1386 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام
 


همه آنچه پيرامون دولت حضرت مهدى  گفته شده است؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مى‏باشد. ليكن توصيف آن امام همام ميسور نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد. اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مى‏ورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد. امام رضاعليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد: حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مى‏كند و اگر در ميان كوه‏ها بانگ برآورد، صخره‏هايش فرو ريزد.(۱) اگر يوسف كنعان به جهت جمال بى‏نظيرش، زيباترين تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ يوسف زهرا در ميان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ ‏الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(۲) پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در وصف جمالش فرمود: "وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ"؛ چهره‏اش چون ستاره سحر است.(۳) اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديده‏اند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است: امام هشتم مى‏فرمايد: "وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است.(۴) اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مى‏نويسد: "اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم"؛ ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمى‏كنيم و ياد شما را از خاطر نمى‏بريم.(۵) اين ويژگى‏ها او را محبوب‏ترين انسان جهان نموده، با اين حال: در منابع عامه آمده است كه: "يُلقِى ‏اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس"؛ خداوند محبتش را به دل‏هاى مردم مى‏اندازد.(۶) اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه؛ پيامبر رحمت مى‏فرمايد: بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: على‏بن‏ابى‏طالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسى‏بن‏مريم پشت سرش نماز مى‏گذارد.(۷) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج جمال دل‏آراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد  و فرمود: "طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ"؛ خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(۸) اميرمؤمنان‏عليه السلام بر فراز منبر كوفه، با يك دنيا شور و شعف از آن فرزند برومندش ياد كرده و مى‏فرمايد: برترين قله شرف، درياى بيكران فضيلت، شيرِ بيشه شجاعت، ويرانگر كاخ‏هاى ستم، جهادگر هميشه پيروز، قهرمان دشمن‏شكن ... آن‏گاه دست روى سينه نهاده مى‏فرمايد: "هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤيَتِهِ"؛ آه، منِ على چقدر مشتاق ديدار اويم.(۹) و چون از ياران با صفاى يوسف زهرا سخن مى‏گويد مى‏فرمايد: "وَ يا شَوقاهُ اِلى رُؤيَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم"؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان ديدار نمايم.(۱۰)


۱- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

۲-    شيرويه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222.

۳-    ذهبى، ميزان‏الاعتدال، ج 3، ص 449.

۴-  كامل سليمان، روزگار رهايى، ج 1، ص 129.

۵-    طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497.

۶-    كورانى، معجم احاديث الامام‏المهدى، ج 1، ص 471، ح 316.

۷-  شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573.

۸-    شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 1، ص 268.

۹- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115.

۱۰- كلينى، الكافى، ج 1، ص 270

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دوم شهریور 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

مدافعان اسلام سنتی از موضعي پيشيني براي برون‌رفت از مخمصه ناسازگاری با حقوق بشر، باب «حقوق واقعي انسان‌ها» را مي‌گشايند. حقوق واقعي انسان‌ها بخشي از مصالح نفس‌الامري است كه در وضع احكام شرعي از سوي خداي حكيم به‌طور كامل لحاظ شده‌است. يگانه‌راه معتبر شناخت اين حقوق، مراجعه به وحي‌الهي است. درك همه‌جانبة مصالح و مفاسد خفيه امور جزئي و ريز از سوي عقل انساني در حكم محال است. دراسلام سنتي، انسان هرچند بالقوه از گوهري شريف است اما بالفعل به ميزاني كه به محور كرامت و شرافت تقرب مي‌جويد صاحب منزلت مي‌شود. منزلت انسان متوقف بر ميزان تقرب او به فضايل و كمالات الهي است. برهمين منوال حقوق واقعي انسان‌ها نيز به جايگاه ديني او بازمي‌گردد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام