تبليغاتX
کاکوشیرازی

حج: يعني آهنگ، مقصد يعني حرکت نيز هم. و همه چيز با کندن از خودت، از زندگيت و ازهمه علقه‌هايت آغاز مي‌شود، مگر نه که در شهرت ساکني؟ سکونت، سکون، حج نفي سکون.چيزي که هدفش خودش است يعني مرگ. حج: جاري شو! هجرت از " از خانه خويش " به " خانه خدا"،"خانه مُردم"! اي برلب‌هاي ديگران ترانه‌ساز، آهنگ نيستان خويش کن! موسم: و اکنون هنگام در رسيده است، لحظه ديدار است، ذي حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگيدن، کينه ورزيدن و ترس. زمين را، مهلت صلح، پرستش و امنيت داده‌اند، خلق با خدا وعده ديدار دارند، صداي ابراهيم را بر پشت زمين نمي‌شنوي؟ و او در خانه‌اش ترا به فرياد مي‌خواند، دعوتش را لبيک گوي! پس اکنون که در "دار عمل" هستي خود را براي رحلت به " دار حساب " آماده کن، مردن را تمرين کن، پيش از آنکه بميري، بمير.حج کن!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی ام مهر 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

مسجد اتشیها" در نزدیکی شاهچراغ، به قول شیرازی ها سردزک، مسجدی بود کوچک، اما گرم و سرشار از حضور جوانان. آیه الله سید محمد علی دستغیب امام جماعت مسجد بود و مسجدش کانون حضور جوانان. برای ما دانشجویان آن روزگار آیه الله دستغیب نشانه ای از همان صمصیت و صداقت و یکرنگی و وفایی بود که از دین و آیین انتظار داشتیم. صدایی آرام و نگاهی مهربان. انقلاب با شعار آزادی و عدالت آغاز شد و آن شعار ها در ساختار قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی به گمان ما شکل گرفت. بسیاری به علت یا دلیل موقعیت تازه ای که در حکومت یافتند، اندک اندک از آن شعار ها کمتر دم زدند و یا دم فرو بستند...........

صدای ایه الله سید علی محمد دستغیب در شیراز بازتاب هایی از همان فریاد است. این صدا از ژرفای فطرت دینی و انسانی می جوشد. کدام فطرت انسانی ست که ستم را می پذیرد و بدتر از آن توجیه کننده ستم و سرکوب می شود؟ اطلاعیه ای دیدم که عده ای نامه ای به مقام رهبری نوشته اند و از سخنان آیه الله دستغیب برائت جسته اند. آن نام و نشانها که گروه نخستش ائمه جمعه هستند که تماما کارمندان دفتر رهبری محسوب می شوند. گروه دوم فرماندهان سپاه هستند که برخی از آنان با دین و انقلاب در همان مسجد آتشیها و از طریق ایه الله دستغیب اشنا شدند. گروه سوم هم مسئولان دولتی... به تعبیر قرآن مجید: فاما الزبد فیذهب جفاءا و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض( رعد/17) کف ها به کناری می رود و چهره صاف و تابناک آب پدیدار می شود. در برابر این اطلاعیه، وظیفه مردم شیراز و جوانان شیرازی و دانشجویان است که باز هم مثل همان سال ها مسجد آتشیها را که امروزه رونق بسیاری یافته است، با حضور خود سرشار از گرمی و حماسه کنند. بگذاریم صفوف نماز جماعت مسجد آتشیها تا کوچه و خیایان امتداد یابد. تا همه بدانند، روحانی شجاع و حقیقی که از مردم و آزادی و عدالت حمایت می کند تنها نمی ماند....

عطاءالله مهاجرانی


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هفدهم مهر 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

این هم از شاهکارهای رسانه ملی در حمایت از جومونگ(عکس در ادامه مطلب)......


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هفتم شهریور 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

تاريخ مرا در محک امتحان قرار داده است.مي خواهد فداکاري مرا بسنجد. مي خواهد شجاعت مرا بيازمايد. اکنون پرچمي خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوت ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاري امکان پذير است. خدايا! تو را شکر مي کنم که با فقر آشنايم کردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درک کنم. خدايا! همه چيز بر من ارزاني داشتي و برهمه اش شکر کردم. جسمي سالم و زيبا دادي! پايي قوي و تند و چالاک عطا کردي! بازواني توانا و پنجه اي هنرمند بخشيدي! فکري عميق دادي و از موهبات علمي به اعلا درجه برخوردارم کردي. خدايا! تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچ کس و هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.

 یاد و راهش گرامی باد.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم خرداد 1388 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

دکتر علي شريعتي که روز 29 خرداد سالگرد شهادت گونه اوست. از نمونه مرداني است که در حوزه تفکر و انديشه هاي ديني عمري جاودانه يافته است. بامرگ او تفکر و انديشه هايش زايش دوباره داشته و نياز دانستن از او هرگز به بي نيازي منجر نشده است.دکتر در آخرين نامه هاي خود که به نام حسن ومحبوبه انتشار پيدا کرد،خودش را معرفی می کند،در ابتدا نامه از سه ضلع قدرت در يک ده حمله مي کند و آنها را باعث عقب ماندگي مي داند، به نظرم به کساني حمله مي کند که دچار يک تحجر فکري مي باشند و بعد از معلمي مي گويد،که به آن روستا مي آيد وبراي دانش آموزانش راه زندگي را روشن مي نمايد. مي گويد لازم نيست ما فکر کنيم علي و فاطمه(س) دست نيافتني هستند،بلکه هر يک از ما نيز مي توانيم مانند آن دو باشيم.

دکتر خود مي گويد: پدرم نخستين سازنده ابعاد روحم کسي که براي اولين بار هم هنر فکر کردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را، طعم آزادي، شرف، پاکدامني، عفت روح، استواري ايمان و استقلال دل را بي درنگ پس از آن که مادرم از شيرم گرفت به کامم ريخت.رهبر انقلاب درباره او مي گويد:اگر ما يک خصوصيت شريعتي را بخواهيم ذکر کنيم اين است که او با مردم ارتباط برقرار مي کرد، براي مردم حرف مي زد و به زبان مردم سخن مي گفت،از مردم الهام و ياد مي گرفت. دردهاي مردم را منعکس مي کرد،او از اسلام محکم دفاع کرد و گفت:مومن مسلمان بايد متعصب باشد و اين دژ تعصب را از دور ما برچيده اند تا بتوانند ما را با تيرهاي مسموم خودشان هدف قرار دهند.

خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت .روحش شاد و يادش گرامی

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم خرداد 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

این روزها در بین مردم پیچیده است که شما به شیراز می آئید،این نامه را مثل هزاران نامه ای که برای شما می نویسند؛نوشتم،شاید که روزی جواب آن را بیابم.
اما از ریاست محترم جمهوری یک سوال داشتم،چرا با وجود تاکید مقام معظم رهبری بر حرکت بسوی اصلاح الگوی مصرف و تاکید جنابعالی بر ساده زیستی و دوری از اشرافگری دولتی،با کدام منطقی این همه پوستر و بنر تبلیغاتی در شهر برای خوش آمدگویی شما پخش شده است؟


من از ميان قبايل فقر آمده‌ام؛ از متن سرگذشتهاي رنج آور. من از ميان كوچه پسكوچه‌هايي آمده‌ام كه زخم محروميتشان عفونت كرده است.من از ميان خرابه‌هايي آمده‌ام كه آدم را تخريب مي‌كنند؛سقفهايي كه غم نان ، آنها را تا مرز ريزش خم كرده است.

بيا فقط خزنده نباشيم و چرخي بزنيم دور شهرشيراز.وقت اذان، پيش از طلوع آفتاب از فراز برجهاي «معالي آباد» برويم سمت غروب «شهرک مهدي آباد» پشت مخروبه‌ها، كودكان، خسته از خاكبازي بي‌سرانجام،پنهان از چشم هم، آهسته با خورشيد بي‌رنگ سخن مي‌گويند.من از ميان شبهاي قنوت پيرزنان و پيرمرداني آمده‌ام كه هنوز چشم در راه عدالتند و نمي‌دانم چقدرتمنا كفاف نيازشان را مي‌دهد.من از حسرت زندگاني آمده‌ام كه زندگي را نزيسته‌اند و از هق هق كودكي تا هي‌هي كهنسالي شبهاي بي‌كسي و گرسنگي را گريسته‌اند.هزاران زن و كودك بي‌آن كه بخواهند يا بدانند «چرا؟»، زيستن در چنين شرايطي و حتي مرگ و بي‌خانماني در حاشيه خيابانها را تحمل مي‌كنند. شهرکهاي مهدي آباد حجت آباد قنبرآباد، مناطق فقيرنشين ديگري كه هنوز با همه برافراشتگي برجها و گستردگي پايتخت فرهنگي ايران شهر شيرازپنهان نمانده‌اند. مي‌گويند تن و هوس آن جايي بيشتر معامله مي‌كنند كه سيلي فقر، رخسار زنان را آزرده باشد.اما در دلگيرترين كوچه‌هاي جنوب شهر، زير سقفهاي ناايمن كه ايمان را وسوسه مي‌كنند،زناني كه اشك چشمانشان وجدانهاي بيدار را به لرزه در مي‌آورد، هنوز پاك زيستي در خرابه‌هاشان را به ناپاكي در ويرانگاه هوس نفروخته‌اند.

اين المعد لقطع دابر الظلمه اين المنتظر لاقامه الامت و العوج اين المرتجي لازاله الجور و العدوان اين المضطر الذي يجاب اذا دعا...(دعاي ندبه)

این جوان یتیم برای چه قربانی شد؟

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در نهم اردیبهشت 1388 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

تاريخ مرا در محک امتحان قرار داده است.مي خواهد فداکاري مرا بسنجد. مي خواهد شجاعت مرا بيازمايد. اکنون پرچمي خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوت ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاري امکان پذير است. خدايا! تو را شکر مي کنم که با فقر آشنايم کردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درک کنم. خدايا! همه چيز بر من ارزاني داشتي و برهمه اش شکر کردم. جسمي سالم و زيبا دادي! پايي قوي و تند و چالاک عطا کردي! بازواني توانا و پنجه اي هنرمند بخشيدي! فکري عميق دادي و از موهبات علمي به اعلا درجه برخوردارم کردي. خدايا! تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچ کس و هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.

 یاد و راهش گرامی باد.

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم خرداد 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

دکتر علي شريعتي که روز 29 خرداد سالگرد شهادت گونه اوست. از نمونه مرداني است که در حوزه تفکر و انديشه هاي ديني عمري جاودانه يافته است. بامرگ او تفکر و انديشه هايش زايش دوباره داشته و نياز دانستن از او هرگز به بي نيازي منجر نشده است.

دکتر در آخرين نامه هاي خود که به نام حسن ومحبوبه انتشار پيدا کرد،خودش را معرفی می کند،در ابتدا نامه از سه ضلع قدرت در يک ده حمله مي کند و آنها را باعث عقب ماندگي مي داند، به نظرم به کساني حمله مي کند که دچار يک تحجر فکري مي باشند و بعد از معلمي مي گويد،که به آن روستا مي آيد وبراي دانش آموزانش راه زندگي را روشن مي نمايد. مي گويد لازم نيست ما فکر کنيم علي و فاطمه(س) دست نيافتني هستند،بلکه هر يک از ما نيز مي توانيم مانند آن دو باشيم.

دکتر خود مي گويد: پدرم نخستين سازنده ابعاد روحم کسي که براي اولين بار هم هنر فکر کردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را، طعم آزادي، شرف، پاکدامني، عفت روح، استواري ايمان و استقلال دل را بي درنگ پس از آن که مادرم از شيرم گرفت به کامم ريخت.

رهبر انقلاب درباره او مي گويد:اگر ما يک خصوصيت شريعتي را بخواهيم ذکر کنيم اين است که او با مردم ارتباط برقرار مي کرد، براي مردم حرف مي زد و به زبان مردم سخن مي گفت،از مردم الهام و ياد مي گرفت. دردهاي مردم را منعکس مي کرد،او از اسلام محکم دفاع کرد و گفت:مومن مسلمان بايد متعصب باشد و اين دژ تعصب را از دور ما برچيده اند تا بتوانند ما را با تيرهاي مسموم خودشان هدف قرار دهند.

خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت .روحش شاد و يادش گرامی

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم خرداد 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

به سادگی آب قدم می‌زد

و به روشنی آفتاب، قلم

بر شانه‌اش بار امانت بود و در نگاه نافذش، روشنای کرامت

سرنوشتش، نوشتن بود و سرگذشتن، از سر گذشتن!

از اهالی فردا بود؛

معلم بود...

استاد شهید مرتضی مطهری

.....


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام
يکي از چهره‌هاي برجسته حوزه علميه،حضرت آيت‌الله آقاي مجتهدی توسط مردم تهران و شمار زيادي از علاقه‌مندان وي به تهران آمده بودند، تشييع و در حوزه علمیه خودش دفن شد.........
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و ششم دی 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

يکي از چهره‌هاي برجسته حوزه علميه قم،حضرت آيت‌الله آقاي مشکینی توسط مردم قم و شمار زيادي از علاقه‌مندان وي به قم آمده بودند، تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شد.من که شاهد تشييع جنازه از تلویزیون بودم، شاهد حضور هزاران نفر در اين تشييع بودم که با عشق و علاقه و با چهره‌هايي مضطرب و در عين حال شائق، در اين تشييع شرکت کرده بودند. روشن است که تصاوير اين تشييع جنازه بر اساس آنچه که از زواياي مختلف فيلمبرداري شده، در رسانه‌هاي تصويري قابل رؤيت خواهد بود. خود من نيز خاطره تشييع پيکر برخي از مراجع ديگر قم از جمله آيت‌الله آقاي فاضل‌لنكراني  را به خاطر دارم. و در رأس آنان، تشييع امام امت که شايد بي‌مانندترين تشييع‌ انجام شده در تاريخ است.اما جداي از آن که اين تشييع عشق و علاقه وافر مردم را نشان مي‌دهد.

 اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که مي‌بايست به آن توجه کرد.

در درجه اول، براي کارگزاران حکومتي و دولتي که به اسم جمهوري اسلامي و دولت ديني رشته امور را در دست دارند. آنان مي توانند با ملاحظه اين تصاوير دريابند که ايمان مردم در اصل به دين است و قدرت و سکان داري بدون اعتناي به دين و دينداري و اهميت دادن به شرع و احکام ديني و دفاع از حقوق شرعي مردم، چيزي نيست که ارزشي داشته باشد. آن چه که مردم از آن تقدير مي کنند، متن حق و حقيقت است، چه صاحب آن بر سرير قدرت باشد يا در حاشيه و خانه و مدرسه سرگرم درس و بحث. اين علم و تقواست که مردم از آن تقدير مي‌کنند.

اما يک گوشه ديگر اين تشييع جنازه، درسي براي لائيک‌هاي ماست که تصور مي‌کنند هرچه دنيا جلوتر مي رود، مردم بي دين تر مي شوند و گويا فرهنگ جديد غربي حرف اولين و آخرين را مي‌زد. اين جماعت، با کمال تأسف، صد سال است که همين خيال خام و اشتباه را مي‌کنند. اما هر بار که مرجعي مي‌ميرد و موج جمعيت در تشييع آنان حاضر مي شود، در مي يابند که تاکنون به خطا رفتند و مردم همانجا، يعني سرجاي اصلي خودشان، ايستاده اند. شک نبايد کرد که حتي اگر مردم براي مدتي آن راه و رسم را فراموش کرده و دنبال اين و آن بروند، باز در وقت حساس، حس باطني و علائق ايماني خود را در ارتباط با استوانه‌هاي علم و تقوا نشان مي دهند و امروز يکي از آن روزها بود.روشن است که در ميان تشييع جنازه‌هايي که انجام مي‌شود، چنين جمعيت‌هايي در اين وسعت و با اين عشق و علاقه، تنها براي مراجع ديني اجتماع مي کند. اين امر البته منحصر به مسلمانان نيست. اين حضور نشانگر آن است که مردم، پيرو آناني هستند که بر دلهايشان حکومت مي‌کنند.

 

 

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در دوازدهم مرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

تاريخ مرا در محک امتحان قرار داده است.مي خواهد فداکاري مرا بسنجد. مي خواهد شجاعت مرا بيازمايد. اکنون پرچمي خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوت ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاري امکان پذير است. خدايا! تو را شکر مي کنم که با فقر آشنايم کردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درک کنم. خدايا! همه چيز بر من ارزاني داشتي و برهمه اش شکر کردم. جسمي سالم و زيبا دادي! پايي قوي و تند و چالاک عطا کردي! بازواني توانا و پنجه اي هنرمند بخشيدي! فکري عميق دادي و از موهبات علمي به اعلا درجه برخوردارم کردي. خدايا! تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچ کس و هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.

 یاد و راهش گرامی باد

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی و یکم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام

    يکي از چهره‌هاي برجسته حوزه علميه قم،حضرت آيت‌الله آقاي فاضل‌لنكراني توسط مردم قم و شمار زيادي از علاقه‌مندان وي که از شهرها و حتي برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس به قم آمده بودند، تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شد.من که شاهد تشييع جنازه از تلویزیون بودم، شاهد حضور هزاران نفر در اين تشييع بودم که با عشق و علاقه و با چهره‌هايي مضطرب و در عين حال شائق، در اين تشييع شرکت کرده بودند. روشن است که تصاوير اين تشييع جنازه بر اساس آنچه که از زواياي مختلف فيلمبرداري شده، در رسانه‌هاي تصويري قابل رؤيت خواهد بود.اگر قدري به گذشته مراجعه کنيم، فراوانند کساني که تشييع جنازه آيت‌الله العظمي بروجردي را به خاطر دارند و از فراواني جمعيتي که آن روز در قم اجتماع کردند، خاطره‌ها مي‌گويند. خود من نيز خاطره تشييع پيکر برخي از مراجع ديگر قم از جمله آيت‌الله العظمي ميرزا جواد تبريزي را به خاطر دارم. و در رأس آنان، تشييع امام امت که شايد بي‌مانندترين تشييع‌ انجام شده در تاريخ است.اما جداي از آن که اين تشييع عشق و علاقه وافر مردم را به مرجعيت نشان مي‌دهد، اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که مي‌بايست به آن توجه کرد.در درجه اول،


گزارش تصويري مراسم تشييع پيکر مطهر حضرت آيت الله العظمي فاضل لنکراني را در سرويس گزارش تصويري ببينيد

28/3/1386


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در سی ام خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

دکتر علي شريعتي که روز 29 خرداد سالگرد شهادت گونه اوست. از نمونه مرداني است که در حوزه تفکر و انديشه هاي ديني عمري جاودانه يافته است. بامرگ او تفکر و انديشه هايش زايش دوباره داشته و نياز دانستن از او هرگز به بي نيازي منجر نشده است.دکتر در آخرين نامه هاي خود که به نام حسن ومحبوبه انتشار پيدا کرد خودش را معرفی می کند،در ابتدا نامه از سه ضلع قدرت در يک ده حمله مي کند و آنها را باعث عقب ماندگي مي داند، به نظرم به کساني حمله مي کند که دچار يک تحجر فکري مي باشند و بعد از معلمي مي گويد که به آن روستا مي ايد وبراي دانش اموزانش راه زندگي را روشن مي نمايد. مي گويد لازم نيست ما فکر کنيم علي و فاطمه(س) دست نيافتني هستند بلکه هر يک از ما نيز مي توانيم مانند ان دو باشيم.دکتر خود مي گويد: پدرم نخستين سازنده ابعاد روحم کسي که براي اولين بار هم هنر فکر کردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را، طعم آزادي، شرف، پاکدامني، عفت روح، استواري ايمان و استقلال دل را بي درنگ پس از آن که مادرم از شيرم گرفت به کامم ريخت.و رهبر درباره او مي گويد:اگر ما يک خصوصيت شريعتي را بخواهيم ذکر کنيم اين است که او با مردم ارتباط برقرار مي کرد، براي مردم حرف مي زد و به زبان مردم سخن مي گفت،از مردم الهام و ياد مي گرفت. دردهاي مردم را منعکس مي کرد. او از اسلام محکم دفاع کرد و گفت:مومن مسلمان بايد متعصب باشد و اين دژ تعصب را از دور ما برچيده اند تا بتوانند ما را با تيرهاي مسموم خودشان هدف قرار دهند.

خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت .روحش شاد و يادش گرامي

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و سوم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمان و رحیـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .

شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى ازغزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است:

 انتظار فرج از نیمه خرداد كشم                                              سالها مى گذرد حادثه ها مى آید

 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود .
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در پانزدهم خرداد 1386 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام
 این روزها در بین مردم پیچیده است که شما به شیراز می آئید،این نامه را مثل هزاران نامه ای که برای شما می نویسند؛نوشتم،شاید که روزی جواب آن را بیابم.

Go to fullsize image


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و سوم فروردین 1386 ساعت | لينک ثابت |
داغ کن - کلوب دات کام