تبليغاتX
کاکوشیرازی - غروب نابهنگام
گويي غروب نابهنگام سامرا فرا رسيده است.نگراني از نبض لحظه هامي بارد و خورشيد در
ماتم و سياه است.تشويش سنگيني بر شهر حکمفرماست.
آسمان به ميهمان تازه وارد خوشامد مي گويد.ميهماني که غرق در هاله سبز شهادت آرام
به سوي عرش الهي گام بر مي دارد.بهشت به خود مي بالدکه پذيراي چنين شخصيتي
است.
چه کردند آنها که نتوانستد اين يادگار رسول اکرم(ص) را تحمل کنند.چه بد کردند کساني
که اين چلچراغ هدايت را خاموش کردند.او بود که در مجلس شراب خوري متوکل با خواندن
اشعاري کاخ ستم را به لرزه درآورد.شيرها با تمام خوي درندگي رام حريم حرمت نامش
شدند.چه غريبانه در سامرا به شهادت رسيد.

اگر دوستان مايل بودند مي توانند در قسمتي که نظردهي آن فعال است در مورد قسمتهاي ديگر نظر بدهند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 85/05/08 ساعت | لینک ثابت |