اخیرا تبلیغات انتخابات مجلس خبرگان رهبری که در استان فارس شروع شده است؛یکی از کاندیداها که در دور قبل نیز رای نیاورد،اقدام به ساختن یک فیلم مستند از عملکرد خود نموده است و در سطح شیراز به طور گسترده ای توزیع نموده است؛در این فیلم از عملکرد خود در ساختن باغشهرهای در سطح استان فارس دفاع نموده است و ادعا شده است که با همکاری منابع طبیعی استان،این زمینها تفکیک شده است و تبدیل به باغات زیتون شده است و در اختیار مردم قرار گرفته است؛در این مستند خبرنگاری بین مردم شیراز می رود و از آنها می پرسد این زمینها مال کیست؟و مردم جواب می دهند: مال فلانی است. بعد از صاحبان آن زمینها می پرسد:"آیا زمینها مال فلانی است"که جواب آنها منفی است.
در این نوشته من قصد تخریب این شخصیت را ندارم،که به نظر من از شخصیتهای بنام استان می باشد.ولی چیزی که باید مرسوم شود و نیک است که روحانیت باید در این سالیانی که از انقلاب می گذرد باید به نقد خویش بپردازند،تا همان طور که مردم از حکومت قبلی رویگردان شدند،از اینهایی که الان نیز در مسند قدرت هستند رویگردان نشوند.گرنه اکثر روحانیت در مسند قدرت نیستند و تعدادی که اینک با داشتن قدرت یکسری کارهای انجام می دهند که شاید مورد وهن است را ترک نمایند.شاید که همان طور که سیره ائمه(ع) بر آباد کردن زمینها بایر بود و آنها را وقف می نمودند.این سنت حسنه نیز الان ادامه پیدا می کرد.ولی افسوس که این زمینهای که بین مردم تقسیم می گردد، به نوعی بین منابع طبیعی و روستائیان که در اطراف این زمینها زندگی می کنند،در سر تملک این زمینها در گیری است و حالا درگیری به جای دیگری منتقل شده است و با موسسه فلاحت در فراغت درگیر می باشند.شاید بهتر بود این طرحها با نام روحانیت گره نمی خورد،همان طور که سیره خیلی از علماء از صدر اسلام تاکنون بر این بوده که زندگی همراه با ساده زیستی داشته باشند، ومحل ارتزاق آنها از سهم امام بوده است.

