تبليغاتX
کاکوشیرازی - گفتگوهای ایران و آمریکا

 

بالاخره دور دوم گفتگوهای ایران و آمریکا بر سر مسائل عراق تمام شد.اگر روزی در کشور و مخصوصا زمان دولت خاتمی کسی صحبت از گفتگو و مذاکره با آمریکا می زد،متهم به کفر و یاوه گویی می شد.

یادم می آید سال 77 که سرباز نیروی دریایی سپاه بودم،یکی از فرماندهان ارشد_ که الان سمت معاونت سیاسی اجتماعی استاندار فارس را دارد_درباره صادق زیبا کلام که آن زمان تز مذاکره با آمریکا را داد و گفته بود با دسته های گل به سراغ آنها برویم.می گفت:این شخص فرق فلان و فلان را تشخیص نمی دهد و حالا دم از مذاکره با آمریکا می زند.

حالا که زمانه عوض شده و دولت دست خودیها افتاده است،دیگر صحبت از کفر و یاوه گویی نیست.می توان سر مسایل ملی رفت و سر میز صبحانه خوری نشست و با آمریکائیها اختلاط کرد.آمریکائیها هم با سیاست هویج و مشت آهنین،گاهی می خواهند لولو_نمادی از شخص ضعیف_ را بترسانند و گاهی می خواهند آدم را با تشویق های الکی سر ذوق بیاورند.اینها همانهایی هستند که نتوانستند دولت مصدق را که یک دولت دمکراتیک ولی نوکرشان  نبود؛را تحمل کنند،چه برسد به این که دولت مذهبی سرکار باشد.برای آمریکائیها آزادی جز لقلقه زبانی بیش نیست.

من مدت 10 روزی که عراق بودم و با تعدادی از عراقیها صحبت می کردم.همه از وضع موجود ناراحت بودند و حتی یک هتلدار عراقی به من می گفت:" زمان صدام بهتر از اینها بود."با این که خودش شیعه بود و دو تن از عموهایش به دست عوامل صدام کشته شده بود.در اتوبان بغداد_ بصره راننده با محافظ اتوبوس با تنفری خاص به نیروهای آمریکایی می نگریستند و گفتگو می کردند.نیروهای آمریکایی با زره پوشهای نظامی محموله های خود را اسکورت می کردند و حتی ماشینهای عبوری حق نداشتند از کنار آنها عبور کنند و باید از سمت خلاف اتوبان استفاده می کردند.بعضی از هموطنان نیز آرزو دارند یک روزی آنها بیایند و سر سفره ما بنشیند و بخورند،که به اصطلاح نفس آزادی بکشند؛که اگر همچنین چیزی وجود داشت،مردم عراق وضع به مراتب بهتری از ما داشتند.

نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/05/13 ساعت | لینک ثابت |