وقتی روبروی تل زینبیه می ایستی،دوست داری با زینب هم نوا شوی و این شعر را زمزمه کنی:"" او مي دويد و من مي دويدم
او سوي مقتل،من سوي قاتل
او مي نشست و من مي نشستم
او روي سينه،من در مقابل
او مي کشيد و من مي کشيدم
او خنجر از کين،من ناله از دل
او مي بريد و من مي بريدم
او از حسين سر،من از حسين دل."
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 86/11/02 ساعت | لینک ثابت
