کتابخانه زندان در بعضی موضوعها،کتابهای جالبی دارد،من یکی از موضوعهایی که انتخاب نمودم،خاطرات در مورد جنگ است.این بار کتابی که انتخاب نمودم،اسمش"خاطرات یک سرباز" از کمال شکوفه است.خاطرات سربازی که دوران سربازی خود را در ارتش در طی سال 60 و 61 نوشته است.
برعکس آن چیزی که رسانه ملی درباره جنگ به تصویر کشیده است،این کتاب تصویر واضحی از عده ای از رزمندگان می دهد.سرباز در خاطرات خودش به راحتی تعریف می کند،که در خط حمله به جای برگزاری دعا،ترانه های هندی و ترکی گوش می داد و گروه رقص و پایکوبی تا نیمه های شب راه می انداختند،انواع سیگار را امتحان می کرد و ودر حمله فکرش به این بوده است؛که چگونه غنایم جنگی بیشتری تصرف کند یا درباره ارتشیهایی می گوید که براحتی با کمی فشار دشمن از خط حمله فرار می کردند و چگونه بعد از پایان حمله فکرش این بوده که زود به شهرشان برگردد و با موتورش در شهر چرخی بزند براحتی اسیرهای عراقی را می کشتند.
از نکته های مثبت کتاب به روحیه بسیجیها و سپاهیهای اشاره می کند،که برعکس ارتشیها خط دشمن را می شکندند و پیشروی می کردند. مراسم نماز جماعت برگزار می نمودند و باعث شد که آن سرباز برای اولین بار یاد بگیرد،نماز بخواند.
پی نوشت:من منکرحماسه ارتش و سپاه درهشت سال دفاع مقدس نیستم.همانطور که در اول این کتاب آمده است:"انچه مسلم است،این گونه ادبی ما را با دنیای متنوع رفتاری و گفتاری سربازان دفاع مقدس آشنا می کند."این کتاب چاپ دفتر ادبیات و هنر مقاومت است؛تحلیل من از این کتاب در این چند سطر خلاصه می شود،اگر کسی کتاب کامل خواند و با تحلیل من مخالف بود،من مطلبم را حذف می کنم.

