وقتی وارد بند سبز شدم،یکی از زندانیها به من گفت:"بندهای دیگه می خوان اعتصاب غذا بکنن."پرسیدم برای چی می خواهند این کار را بکنند.گفت:"قرار شده سیگار جیره بندی بشه و روزی 5 نخ به هر کی بدن و از غذای زندان نخورن و با بیسکویت و ابمیوه سر کنن."
اداره کل زندانها تصمیم گرفته اند؛برای پاکسازی فضا و عادت زندانیها به ترک کردن،سیگار را سهمیه بندی کند؛معمولا در بندهای دیگر به جز بند سبز سیگار کشیدن ممنوع نیست و به هر تعداد که بخواهند می توانند سیگار بخرند و دود کنند.من که زندانی نیستم و گاهی برای مدت کوتاهی به بندهای دیگر می روم بوی دود می گیرم.یک بار که خانه آمدم،دخترم که کودکی بیش نیست،به من گفت:"بو میدی!!!."شاید نیمی از افراد بندها سیگاری باشند ولی زندگی کردن برای کسانی که سیگاری نیستند و زندانی می شوند،کار مشقت آوری است،حتی مشاهده نمودم آنهایی که سیگاری نبودند،در این فضا سیگاری شدند.
مدیر داخلی زندان تمام مسئولین اطاقها را جمع کرده بود و از آنها التزام بگیرد که این کار را نکنند.اگر اعتصاب عملی شود،مثل حالت شورش دارد و زندان روی یک تن باروت خوابیده است که منتظر روشن شدن فتیله است.

