یک بار که داخل زندان بودم،یکی از زندانیها را دیدم که از قبل می شناختمش؛داشت برای دوستش تعریف می کرد که به چه اتهامی او را زندان انداخته اند و چقدر باید زندان بکشد. قاضی برایش یک سال حبس بریده و اتهام او را اوباشگری زده است. به دوستش گفت:"اگه از زندون بیرون برم،چنان اوباشگری نشون مردم بدم که کیف کنن."
در دلم گفتم بدبخت مردم از دست اینها باید چی بکشند و روزگار خوشی نداشته باشند که آرزو کنند خدا حبسشان را طولانی کند.بدبختانه یک مدتی برخی سایتها اشک تمساح می ریختند،که نیروی انتظامی دارد،با اوباشها و فواحش برخورد می نماید.من دوست ندارم همه کارهای کثیف اینها را بگویم؛ ولی مدتی قبل زنی را گرفته بودند که روزی 25 هزار تومان می گرفته که با وضع ناهنجار داخل معابر اصلی شهر بگردد.
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در 87/01/19 ساعت | لینک ثابت
