تبليغاتX
کاکوشیرازی - میلاد نبی رحمت

مکه در هیجانی غریب، دست و پا می‏زد. سال‏ها بود که جاری کلام وحی، بر زمین سرازیر نشده بود.سال‏ها بود که گمراهی بر دل‏ها سایه افکنده بود و هیچ ستاره‏ای، راه آسمان را روشن نمی‏کرد.شب، بساط تیرگی را آن‏چنان بر خاک گسترده بود، که امید هیچ معجزه‏ای نمی‏رفت.تا این که آخرین فرستاده پروردگار ـ گل سرسبد هستی ـ در کویر حجاز، ظهور کرد.او آمد تا تشنگان شراب و شهوت و شمشیر را کرامت انسانی ببخشد.او آمد تا رحمت خدا بر زمین جاری شود و سرچشمه وحدت به جوش آید.
او آمد تا گام‏های اخلاق به اوج قله کمال برسد.او آمد تا انسان‏های خاکی را به معراج و آسمان پیوند بزند؛ او که عشق در نگاهش موج می‏زد و نرگس چشمانش، سکرآورترین شراب ممکن بود.او که درد یتیمی را بر دوش می‏کشید و رنج گمراهی مردم، دلش را می‏آزرد.او که تورات و انجیل، مژده آمدنش را داده بودند.
نام احمد، نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست

عطر میلاد نبی رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم)-(1) 

و محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مکه پلک گشود و آفرینش را به روزهای خوش نیامده بشارت داد.محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، نامی که با هدایت و رحمت یکی شده است.نامی که از آن عطر خدا به مشام می‏رسد.مردی که به رسم ابراهیم، بت‏های رنگ رنگ جهان را یکی پس از دیگری در هم شکست.مردی که قانون دخترکشی را منسوخ کرد و جایگاه راستین زن را نمایاند.مردی که در راه اسلام، زخم‏ها دید و آبرو گذاشت.
اگر او نمی‏آمد و باران وحی بر خاک نمی‏تراوید، اینک ما بودیم و برهوت جاهلیت.اگر مرد خلوت نشین حرا نمی‏آمد و پنجره‏های بسته را نمی‏گشود، هنوز آفتاب به خانه‏ها راه نیافته بود.او بر خاک نازل شد تا در شمیم اعجاز گل محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم جایی برای نفس کشیدن در فضای وهم‏آلود جهان بیافریند. آمد تا درختان قد بکشند؛ پرندگان، پر بگیرند؛ آسمان، سهم همه باشد و انسان‏ها به دایره تکامل پای بگذارند.
ماه فرو ماند از جمال محمد            سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست   در نظرِ قدرِ با کمال محمد

منبع:راسخون

مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط کاکوشیرازی در بیست و سوم اسفند 1387 ساعت | لينک ثابت
داغ کن - کلوب دات کام