
كروبي در اين نامه پس از پاسخ به نوشته هاي روزنامه كيهان در باره وي نوشته است:" آقاي شريعتمداري! به شما تذكر مي دهم و نصيحت مي كنم كه به خود آييد و حد نگه داريد و اجازه دهيد ملت از حق انتخاب خود بدون تلقيق و تخريب بهره ببرند."
دبيركل حزب اعتماد ملي با اشاره به مطلب ستون "گفت وشنود" كيهان در روز چهارشنبه گذشته، نهم ارديبهشت كه در آن، به زبان طنز، درخواست كروبي براي توقف اعدام كودكان را زيرسوال برده و "شيخ اصلاحات" را "بي سواد" و ياران او را "پياده نظام هاي رژيم صهيونيستي" خوانده است، نوشته هاي كيهان را "تهمت و هتك حرمت" خويش و يارانش تعبير كرده و نوشته است:"... وااسفا که در جمهوري اسلامي، اين نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست کسي افتاده که در جايگاه نمايندگي رهبري در معظمترين موسسه مطبوعاتي حکومتي نهتنها از مشي رهبري پيروي نميکند بلکه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي خويش و جايگاهي که در مقام بهرهمندي از اموال عمومي دارد بنگاه دروغپراکني راه انداخته و پس از عمري در پوستين خلق افتادن و نقش پراوداي ايراني را بازي کردن و هتک حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفکران برجسته ديني و مديران خادم ملت اکنون به سراغ فردي آمده که هرگز داعي دفاع از خويش نداشته و همواره کوشش کرده آبروي ريختهشده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و ميانجيگري و ميانداري و ميانهروي و ريشسفيدي به آنان بازگرداند و همواره با اين روش از جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي و راه امام پاسداري کرده است."
حجت الاسلام كروبي كه پايه گذار مجمع روحانيون مبارز است و سالها نمايندگي امام خميني (ره) در بنياد شهيد و دو دوره رياست مجلس شوراي اسلامي را در كارنامه خود دارد، در نامه اش به شريعتمداري مي افزايد:" بارها از تحريف کيهان در عبارات و کلمات منسوب به خويش گذشت کردم چراکه تيغ کيهان در دريدن اعتماد مردم به اصلاحطلبان را کندتر از آن ديدم که نيازي به در افتادن با کيهان باشد اما اکنون که حد گذراندهايد و از آن بدتر افزون بر من، يارانم را نيز متهم ساختهايد چارهاي جز آن نديدم که با شخص شما يک بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام کنم تا بدانيد که اين بار نه با سعيديسيرجاني که با مهدي کروبي سخن ميگوييد که کارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانوادهاش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته ميدانم که در اين ديار از سعيديسيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. "
كروبي در بخش ديگري از اين نامه، به دفاع از ديدگاه خود مبني بر لزوم توقف اعدام افراد زير 18 سال پرداخته و با استناد به ديدگاههاي فقهي و شرعي در اين زمينه مي نويسد:".... آيا به نظر شما کيهاننشينان اين ديدگاه امثال بنده و قوه قضائيه ارتباطي به صهيونيسم دارد و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير هجده سال هستيد و معتقديد اگر کسي مانند شما فکر نکند از عوامل صهيونيسم است؟! آيا صهيونيستها از اينکه در ايران افراد زير 18 سال را اعدام کنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ کنند راضيترند يا اينکه يک روحاني علاقهمند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازاتها شود؟"
وي مي افزايد:" مگر خداوند متعال در قران مجيد نفرموده است اگر فردي را بناحق بکشند مانند اين است که همه انسانها را کشتهاند و اگر کسي را از مرگ ناحق نجات دهند مثل اين است که همه انسانها را نجات دادهاند. ما کي ميخواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونتدوري کنيم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه ميدهيد که به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چهکارهايد و چه جايگاهي داريد؟"
به عقيده كروبي، علت واقعي مخالفت شريعتمداري و "كيهان نشينان" كه وي آنها را فاقد بضاعت علمي و فقهي مي داند، اصل موضوع اعدام كودكان نيست، بلكه علت "پرده دري" آنان، "ترس از انتخابات" آينده است.
دبيركل حزب اعتماد ملي در اين باره خطاب به شريعتمداري مي نويسد:" آنچه علت پردهدري شماست ترس از انتخابات آينده است که شما در فرآيند اين انتخابات، کيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل کردهايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شدهايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر ميپرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامهاي که از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل کردهايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفتهخاطر ميشويد و چنين بيتابانه عنان از کف ميدهيد و دشنام ميدهيد. "
وي مي افزايد:" شگفتا که در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواکي ميشدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي ميپرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد که سابقه وابستگي به گروههاي ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتي ميپوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (که به بيتالمال متکي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين ميکنند. روزي دگرانديشان و روشنفکران، دگر روز چهرههاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مکاتب مسلمان و جايي حتي بيتامام خميني و نوه محترم وي را هتک حرمت ميکنند. بدينترتيب گويي کيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقهگرايي تبديل شده است."
كروبي از مديرمسئول كيهان مي پرسد:" شما با اين شيوه، ريشه در کدام راه داريد؟ آيا راه امام و رهبري و اسلام رحماني فرسنگها از بيراهه شما دور نيست؟ آيا از آن زنان مومنهاي که با نگارش اخبار کذب و مقالات دروغ در کيهان حريمشان را شکستهايد و در برخي پروندههاي شبه قضايي براي ايشان پاپوش دوختهايد، حلاليت طلبيدهايد؟ آيا روي ديدار با ارواح طيبه علما و فقهايي که بدانها توهين کردهايد را داريد؟"
كروبي كه خود يكي از داوطلبان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در روز 22 خردادماه آينده است، از اين انتخابات به عنوان "آزمون ملي ايرانيان" نام برده و با انتقاد از مطالب كيهان در باره داوطلبان اين انتخابات نوشته است:"....روزنامه کيهان به عنوان بخشي از بيتالمال بايد طبق قانون تابع سنتي باشد که اموال عمومي تابع آناند و آن بيطرفي است. چرا کيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد - که هر دو يار امام بودهاند - پردهدري ميکند و براي نامزد سوم سينهدراني؟ روزنامه کيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميکند و تهديد ميکند که مراجع صلاحيتدار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وکيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد که اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟"
وي در ادامه اين نامه سرگشاده كه آن را در روزنامه خود - اعتماد ملي - به همراه كاريكاتوري از "حسين شريعتمداري" چاپ كرده، به سرمقاله روز پنجشنبه كيهان با عنوان "شب انتخابات" هم پاسخ داده است و با اشاره به وقايع مربوط به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري مي نويسد:" درست است که در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شبها نيست که هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه کيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد، شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبهبندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين کنيد و سوداي سونامي احمدينژاد سر دهيد."
كروبي در بخش ديگري از نامه خود به شريعتمداري در باره متهم شدنش به "بي سوادي" هم مي نويسد:"
مرا به بيسوادي متهم کردهايد. نميدانم شما در کدام مدرسه و دانشکده و حوزه درس خواندهايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه کيهان (که در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است که ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد که مهدي کروبي دانشآموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار کسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد کهن سال حوزه علميه قم و تهران را در کارنامه خود دارد. مگر آنکه بگوييد اين مدارک را هم ديدهايد و براي آن اساتيد نيز احترامي قائل نيستيد و اين البته خود عذر بدتر از گناه است که به مقام امامت امت و رهبري انقلاب اسلامي امام خميني اهانت ميکنيد که به فرد بهزعم شما بيسوادي چون من اين همه احکام متعدد دادهاند. ياران مرا نفوذي نام نهادهايد. در ميان ياران من به جز افراد خدوم بسياري از ياران و نزديکان امام عزيز حاضرند. نميدانم شما در عمر خويش اصلا امام را از نزديک ديدهايد يا نه؟"
وي مي افزايد:" برنامه شما تلاش براي اختلاف افکندن ميان من و يارانم است تا با اتهامات واهي از قبيل اتصاف به صهيونيسم از پيگيري حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حکمراني منصرف شويم. اما بدانيد اين اهداف نه انتخاباتي که ذاتي من در زندگي است و شهادت ميدهم که هيچ حرفي را نميزنم مگر آنکه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هيچ تصميمي را نميگيرم مگر آنکه مشورت کرده باشم. پس بدانيد که هم ميخوانم و هم مينويسم بهخصوص روزنامه کيهان را که در دوره حضرتعالي کارنامهاي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است."
منبع:جام جم آنلاین


