"خدا طرفدارهای موسوی رو بکشه!!!!!!"
وقتی او این دعا را کرد،بهت زده شدم که چطور او این طور علیه من دعا می کند؛اما وقتی فکر کردم با این فضای تبلیغات مسمومی که در شیراز و ایران است،چندان جای تعجبی ندارد.
وقتی ریاست جمهوری اعلام می کند،دولت دهم بیشترین تحمل را با مخالفین خود دارد،اما رئیس سازمان آموزش و پرورش به نواحی آموزشی شفاها دستور می دهد،طلبه های حوزه های تحت نظر آیت الله سیدعلی محمد دستغیب را به مدارس برای اقامه نماز جماعت راه ندهید.افرادی را که منتسب به مسجد آتشیها هستند،از ادارات اخراج می کنند و یا وادار به استعفا یا تسویه می نمایند.هیچ جای شکی نیست،که من نیز به نوعی ارتباط با این مسجد دارم را از اداره مربوطه اخراج نمایند.راحت ترین برچسب ها را به ما می زنند،ضد ولایت فقیه،منافق.
در حالی که ما از بدنه نظام هستیم و به این نظام علاقمندیم.مسجد قبا بیشترین شهیدطلبه استان را دارد و همیشه از کمترین امکانات دولتی استفاده نموده است.ولی حالا با خشم دولت مهروز جایش به جایی رسیده است،که طلبه های این مسجد را از اقامه نماز جماعت در ادارات و مدارس ممنوع می کنند و کسانی را که با این مسجد در ارتباط باشند،ناچار به استعفا یا تنزل مقام می نمایند.یاد سخن ریاست جمهور در جمع اساتید بسیجی افتادم که گفت:"بعد از تنفیذ یقه اینها رو می گیریم و سرشون رو به سقف می زنیم."
گناه من این است،که به موسوی رای دادم.تعجبی ندارد که با این همه امکانات که به دیگران می دهند،چطور سنگ دفاع از ولایت و دولت را سر می دهند و به ما فحاشی می نمایند.
زمان معاویه برای این که بغض علی"ع" را در سینه های کودکان پرورش دهند،به کودکان گوسفند هدیه می دادند و وقتی به آن گوسفند علاقه پیدا می کردند،آن را می دزدیدند و می گفتند:"علی دزدیده!!!!"


